plusresetminus
۰
ريشه يابي علل بحران كم آبي در زاينده رود
آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز) / سرویس اقتصادی / مقالات
دكتر حسين صمدي بروجني، عضو هيأت علمي دانشگاه شهركرد 

۱) مقدمه:
رودخانه زاینده رود به عنوان بزرگترین رودخانه فلات مرکزی ایران در حوزه گاوخونی واقع گردیده است. این رودخانه نقش مهمي در تامین آب شرب، صنعت و کشاورزی مناطق مرکزی ایران دارد. آبدهي اين رودخانه داراي تغييرات زيادي بوده بطوريكه در ترسالي ها آبدهي اين رودخانه به بيش از ۲۰۰۰ ميليون مترمكعب (۲ ميليارد مترمكعب) در سال مي رسد و در خشكساليها این رقم به حدود ۷۰۰ ميليون مترمكعب كاهش مي يابد. متوسط آبدهي اين رودخانه در ۲۰ سال اخير در حدود ۱۳۰۰ ميليون مترمكعب است. عمده منابع آب زاينده رود از كوهستانهاي بختياري در زاگرس مركزي سرچشمه ميگيرد و به منظور تقويت آب اين رودخانه برخي تونلهاي انتقال آب نظير تونلهاي كوهرنگ (۱، ۲ و ۳)، تونل چشمه لنگان و تونل خدنگستان حفر شده و برخي تونلهاي ديگر نظير بهشت آباد و كوگان مطالعه شده است. با توجه به بحرانهاي اخير ناشي از كم آبي زاينده رود در اين نوشتار سعي شده علل مشكلات موجود مورد توجه و بحث قرار گيرد. اميد است مسئولان ذيربط نسبت به برنامه ريزي جديد براي پيشگيري از مشكلاتي كه ممكن است در آينده بسيار شديدتر از آنچه امروز شاهد آن هستيم، اتفاق بيافتد، اقدام نمايند. 

۲) نقش استان چهارمحال و بختياري در آب زاينده رود 

استان چهارمحال و بختياري با دارا بودن ۵/۷ درصد از مساحت حوضه رودخانه زاينده رود (۲۰۴۰ از ۲۶۹۰۰ كيلومترمربع)، نزديك به ۸۰ درصد منابع آب زاينده رود را تأمين مي كند. ولي سهم برداشت آب اين استان كمتر از ۱۰ درصد منابع آب رودخانه زاينده رود است. با آنكه سد زاينده رود و تونلهاي كوهرنگ در منطقه كوهستاني بالادست واقع است، ولي مديريت اين سد و تونلهاي مذكور در اختيار شركت آب منطقه اي اصفهان است و عملا مديريت آب زاينده رود در بالادست خارج از اختيار استان چهارمحال و بختياري است. برداشتهاي آب در اين استان نيز بر مبناي تخصيص آب ارائه شده از سوي وزارت نيرو انجام مي شود. 

براي آنكه تأثير اين برداشتها در مسئله كم آبي زاينده رود مورد ارزيابي قرار گيرد كافيست به آمار ۳۷ ساله اخير منتشره از سوي وزارت نيرو مراجعه شود كه متوسط دبي رودخانه زاينده رود در محل سد تنظيمي زاينده رود (كه در مقطع ورودي رودخانه به استان چهارمحال و بختياري واقع است) برابر ۴۶ مترمكعب بر ثانيه بدست مي آيد و براساس همين آمار متوسط دبي رودخانه زاينده رود در محل پل زمانخان (كه در حوالي مقطع خروجي رودخانه از استان چهارمحال و بختياري واقع است) برابر ۴۶.۴ مترمكعب بر ثانيه بدست مي آيد كه تفاوت معني داري بين اين دو مقدار وجود ندارد. اين نشان مي دهد آب مصرفي در محدوده استان چهارمحال و بختياري عمدتأ از طريق زايشهاي مسير رودخانه تأمين مي شود و برداشت آب در استان چهارمحال و بختياري كه خود منشأ اصلي توليد آب زاينده رود است، نمي تواند علت خشكي زاينده رود در سالهاي اخير باشد. در آينده نيز طرح انتقال آب از بازفت به زاينده رود توسط شركت آب منطفه اي چهارمحال و بختياري اجرا خواهد شد تا تخصيص هاي آب داده شده به اين استان از محل انتقال آب از بازفت تأمين شود و بارگذاري ديگري بر زاينده رود تحميل نشود. 

۳) مسئله تغيير اقليم 

چون منشأ اصلي آب رودخانه ها بارندگي است لذا هرگونه تغيير در بارندگي منطقه مي تواند تأثير مستقيم بر آب رودخانه داشته باشد. در سالهاي اخير مسئله تغيير اقليم به واسطه گرمايش عمومي جو كره زمين يكي از مباحث مهم در سطح دنيا است. نتايج مطالعات و مدلسازي هاي اقليمي نشان داده كه اثرات تغيير اقليم در ايران از يك سو افزايش شدت خشكسالي است و از سوي ديگر افزايش تداوم آن مي باشد. از سوي ديگر گرم شدن هوا باعث مي شود در مناطق كوهستاني نوع بارش از برف به باران تبديل شود و اين امر هم در رژيم آورد رودخانه ها نقش منفي ايفا مي كند. آخرين نتايج منتشره نشان از آن دارد كه تغيير اقليم در ايران از جبهه جنوب غربي ايران شروع شده و به مرور به سمت شمال شرقي تسري مي يابد. آمار و اطلاعات سالهاي اخير در زاگرس مركزي كه سرمنشأ اصلي رودخانه زاينده رود است متأسفانه نشان داده كه ميزان بارش برف كاهش بيش از ۶۰ درصدي را به دنبال داشته و همچنين ميزان آبدهي اين منطقه در ۱۵ سال اخير نسبت به دوره قبل از آن يك كاهش حدود ۳۰ درصدي را نشان مي دهد كه رقم قابل توجهي مي باشد. لذا مي توان گفت يكي از دلايل كم آبي زاينده رود اثرات تغيير اقليم است كه در اين زمينه نمي توان كار زيادي را انجام داد و تنها بايد با اين موضوع كنار آمد و سبك زندگي و نحوه استفاده از آب در حوضه زاينده رود متناسب با شرايط جديد تغيير داده شود.

۴) تأثير نحوه مديريت آب در سد زاينده رود
 
سد زاينده رود يكي از مهمترين اجزاي سيستم منابع آب حوضه زاينده رود است كه نقش مهم و تعيين كننده اي در مديريت آب اين حوضه دارد و مديريت آن در اختيار شركت آب منطقه اي استان اصفهان مي باشد. اگر اين سد هشيارانه و درست بهره برداري شود مي توان مسائل مربوط به بحران آب را تخفيف داد و اگر نادرست بهره برداري شود، خود منشأ گرفتاريهاي زيادي خواهد بود. ارزيابي نحوه مديريت و بهره برداري از اين سد در سالهاي اخير نشان از يك به هم ريختگي و بي نظمي هائي در كنترل آب مخزن سد دارد. بررسي روند بهره برداري از مخزن سد زاينده رود در ۱۳ سال اخير نشان مي دهد در سالهاي گذشته وقتي در مهرماه (به عنوان ماه شروع سال آبي) ذخيره در مخزن كم بوده، رهاسازي از مخزن در فصول پائيز و زمستان كنترل شده تا اين امكان بوجود آيد تا مخزن براي تابستان سال بعد آبگيري شود. ولي در سالهاي اخير اين تعادل به هم خورده و بطور مثال در مهرماه سال ۱۳۹۰ كه حدود ۷۰ درصد مخزن خالي بوده، رهاسازي آب در فصول پائيز و زمستان اين سال به بيش از ۴۷۰ ميليون مترمكعب رسيده كه در ۱۳ سال اخير يك ركورد بوده است. اين امر باعث شد در ابتداي سال ۱۳۹۱ ذخيره مخزن به حدود ۲۰۰ ميليون مترمكعب كاهش يابد كه حتي از مقدار ذخير در مهرماه ۹۰ نيز به ميزان ۱۰۰ ميليون متر مكعب كمتر بود. اين امر منشأ بحرانهاي متعدد در سال ۱۳۹۱ شد كه از جمله آن اقدام كشاورزان شرق اصفهان در قطع خط انتقال آب به يزد بود. چه بسا اگر در روند رهاسازي آب در مخزن مطابق سالهاي قبل عمل مي شد، در سال ۱۳۹۱ ذخيره مطمئن آب در مخزن زاينده رود وجود مي داشت و مسائل اخير را بهتر مي شد مديريت نمود.

۵) اثر منفي طرحهاي انتقال آب بين حوضه اي 

شايد در ديد عمومي اينگونه استنباط شود كه طرحهاي انتقال آب بين حوضه اي در افزايش آب رودخانه زاينده رود مؤثر بوده اند ولي واقعيت اينست كه آمار ثبت شده در دوره بهره برداري از اين طرحها نشان مي دهد، نه تنها وجود آنها براي حوضه مفيد نبوده بلكه اثر منفي در حيات رودخانه زاينده رود داشته اند. علت اين امر به فرضيات دست بالا در ميزان آب قابل انتقال و همچنين به اثرات تغيير اقليم بر مي گردد. در واقع در زمان مطالعه و اجراي طرح انتقال آب، بدليل نيازهاي آبي زيادي كه در حوضه مقصد وجود دارد، متوليان طرح براي توجيه طرح و جلب حمايتهاي دولتي و غيردولتي در اجراي طرح، تمايل پيدا مي كنند از فرضيات بالا در برآورد ميزان آب قابل انتقال استفاده كنند و در اين ارتباط متوسط آبدهي رودخانه مبدأ را ملاك عمل قرار مي دهند. ولي در زمان خشكسالي آبدهي رودخانه مورد نظر به كمتر از نصف تقليل مي يابد (بطور نمونه آورد تونل اول كوهرنگ در خشكسالي ۸۰-۱۳۷۹ در حدود ۱۰۰ ميليون متر مكعب بود ولي ظرفيت طرح ۳۰۰ ميليون مترمكعب در نظر گرفته شده است). 

اين در حاليست كه برنامه ريزي مصرف برمبناي ظرفيت طرح صورت مي گيرد. چه بسا اگر اصلأ هيچ طرح انتقال آبي تعريف و اجرا نمي گرديد، آب واقعي موجود در حوضه مقصد ملاك برنامه ريزي توسعه در نظر گرفته مي شد و از اتخاذ سياستهاي انبساطي در توسعه پرهيز مي شد و بارگذاري بيش از حد بر منابع آب حوضه زاينده رود انجام نمي شد. ولي امروز اين بارگذاري در حوضه زاينده رود انجام شده و تونلهاي انتقال آب موجود نمي تواند به اندازه ظرفيت تعيين شده آب را انتقال دهند. در اين ارتباط اثرات تغيير اقليم نيز مزيد بر علت شده و باعث شده حتي ميانگين اورد رودخانه دچار كاهش شود. تحليل آمار موجود تونلهاي اول و دوم كوهرنگ نشان مي دهد آورد اين تونلها در ۱۵ سال اخير نسبت به دوره قبل از آن در حدود ۳۵ درصد كاهش يافته است. 

البته شواهد محلي در مورد كاهش چشمگير بارشهاي برف در ۶ سال اخير در منطقه كوهرنگ مؤيد اين موضوع است. متأسفانه امروز شاهد آن هستيم كه همان رويه گذشته در مورد طرحهاي آتي انتقال آب مثل طرح بهشت آباد تكرار مي شود كه اميد است اين واقعه درسي باشد تا در برآورد آب قابل انتقال اينگونه طرحها صرفا به آمار دبي گذشته اكتفا نكرد و تصميمات واقع بينانه اتخاذ نمود. چراكه ظرفيت طرح معادل ۵۸۰ ميليون مترمكعب در سال در نظر گرفته شده ولي مقدار واقعي آب موجود براي انتقال ۳۰۰ ميليون مترمكعب در سال است و اين اضافه برآورد در آينده تنها از حق آبه هاي كشاورزان اصفهان و سهم محيط زيست رودخانه قابل تامين خواهد بود.

۶) تأثير بهره برداري بيش از حد از منابع آب زيرزميني
 
بخش قابل توجهي از فعاليتهاي كشاورزي مورد اشاره در بند قبل، از محل منابع آب زيرزميني انجام مي شود و اين امر موجب افت بيش از حد آب زيرزميني و بيلان منفي آن شده است. در حال حاضر در حدود ۲۵ هزار حلقه چاه در حوضه آبريز زاينده رود وجود دارد كه در حدود ۲۵۰۰ ميليون مترمكعب آب مورد بخشهاي مختلف مصرف را تأمين مي كنند. بايد توجه كرد كه بين منابع آب زيرزميني و رودخانه زاينده رود يك ارتباط دو سويه وجود دارد. در گذشته كه منابع آب زيرزميني دچار بيلان منفي نشده بودند، از حاشيه رودخانه زاينده رود آب زيرزميني زايش مي كرد و اين امر باعث تغذيه رودخانه زاينده رود مي شد (نام رودخانه زاينده رود نيز بر گرفته از همين ويژگي است). 

در سالهاي اخير كه متأسفانه سطح آب زيرزميني دشتهاي همجوار رودخانه زاينده رود دچار افت شده، رودخانه زاينده رود تغذيه كننده سفره هاي آب زيرزميني مسير مي باشد. لذا در سالهاي پرآبي كه منابع آب زاينده رود افزايش مي يابد، بخش قابل توجهي از اين منابع آب صرف تغذيه آب زيرزميني خواهد شد و باز هم رودخانه پائين دست زاينده رود در خطر كم آبي قرار خواهد گرفت. لذا مديريت آب رودخانه زاينده رود بدون مديريت آبهاي زيرزميني ممكن نخواهد بود و چون سطح آب زيرزميني دشتهاي همجوار رودخانه زاينده رود بيش از حد افت كرده اند لذا رفع اين مسئله در كوتاه مدت ممكن نخواهد بود و اين به اين معني است كه بحران كم آبي زاينده رود حتي در سالهاي نرمال هم ادامه خواهد داشت و مجددأ تأكيد مي گردد كه در اولين فرصت بايد در مورد تغيير الگوي كشت كشاورزي استان اصفهان هم اراضي كه از رودخانه زاينده رود مشروب مي شوند و هم اراضي كه از آبهاي زيرزميني تأمين آب ميشود، مي بايد فكري انديشيده شود.

۷) روند رو به رشد توسعه صنايع در استان اصفهان
 
بطوركلي توسعه در هر منطقه مي بايد براساس طرح آمايش سرزمين انجام شود و در اين طرح به محدوديتها و مزيتهاي نطبيعي مناطق توجه ويژه ميشود. متأسفانه توسعه در استان اصفهان همانند بسياري مناطق ديگر كشور بر پايه يك طرح مصوب آمايش سرزمين انجام نشده است. با آنكه اصفهان در يك منطقه خشك و نيمه خشك واقع است ولي نوع صنايع ايجاد شده در اين استان عمدتأ از نوع صنايع آب بر (مثل فولاد، پتروشيمي و نظاير آن) بوده است. اين حركت توسعه اي به زماني برمي گردد كه ذوب آهن كه قرار بود در مناطق جنوبي كشور برپا شود به اصفهان منتقل شد كه نقش مهمي در اشتغالزائي و درآمد داشت و اين امر به الگوي اصلي توسعه در اصفهان تبديل شد. هم اينك در استان اصفهان در حدود ۱۸۸ ميليون مترمكعب آب در صنايع استفاده مي شود كه براساس گزارش منابع و مصارف زاينده رود (تهيه شده توسط شركت آب منطقه اي اصفهان در سال ۱۳۸۸) برنامه ريزي شده اين رقم در افق ۱۴۱۰ به ۴۷۱ ميليون مترمكعب در سال افزايش يابد. براساس اين برنامه سهم صنايع فلز و آهن و شيميائي و نفت ۲۵۸ ميليون مترمكعب مي باشد كه بالاترين پتانسيل آلايندگي را هم به دنبال خواهد داشت. با وجودي كه ميزان منابع آب زاينده رود در خشكساليها به ۷۰۰ ميليون مترمكعب در سال كاهش مي يابد، اين توسعه صنعت مي تواند در تشديد خشكي زاينده رود نقش تعيين كننده اي داشته باشد. لذا مناسب است در برنامه ريزي هاي آينده توسعه صنعت توريسم به عنوان محور اصلي توسعه در نظر گرفته شود و بيش از اين اجازه نداد كه صنايع آب بر و آلاينده اي مثل فولاد و پتروشيمي در استان اصفهان گسترش يابد.

۸) مصرف آب شرب بيش از حد استاندارد 

افزايش مصرف آب شرب در استان اصفهان به دو موضوع بر مي گردد. اول رشد جمعيت بواسطه مهاجر پذير بودن اين استان و دوم سرانه مصرف آب بيش از حد استاندارد. ايجاد شهركهاي مسكوني متعدد و اتخاذ سياستهاي انبساطي توسعه (قيمت پائين واحدهاي مسكوني در اين شهركها و سهم بالاي اشتغال در بخش ساختمان و خدمات) باعث شده سيل جمعيت از استانهائي مثل خوزستان، چهارمحال و بختياري، كهگيلويه و بويراحمد، لرستان و حتي استان فارس به سمت اصفهان روانه شود كه اين امر بجز مسائل و مشكلات فرهنگي و اجتماعي باعث افزايش مصرف آب شرب در اين استان مي شود. لذا در برنامه هاي توسعه اين شهركها و فازهاي مختلفي كه در نظر گرفته ميشود، بايد تجديد نظر شود و در ظرفيت جمعيت اين شهركها محدوديت اعمال شود. موضوع دوم سرانه بالاي مصرف آب شرب در استان اصفهان است كه معادل ۳۱۰ ليتر بر شبانه روز مي باشد و اين رقم مي بايد به حدود ۲۰۰ ليتر بر شبانه روز كاهش يابد. در اين صورت با منابع آب شرب موجود مي توان براي بيش از ۲ ميليون نفر آب تأمين نمود ولي نشانه اي از اصلاح الگوي مصرف آب شرب در اين استان مشاهده نمي شود.

۹) الگوي كشت پرمصرف در بخش كشاورزي
 
در الگوي كشت كشاورزي استان اصفهان محصولات پرمصرفي همچون برنج، ذرت، علوفه و سيب زميني ديده مي شود. با توجه به اينكه با گذشت زمان منابع آب زاينده رود بواسطه تغيير اقليم رو به كاهش است، مي بايد به موازات توسعه صنايع و جمعيت، سهم محصولات پرمصرف و سطح زيركشت كشاورزي كسر شود و اين امر بايد با برنامه ريزي صورت بپذيرد. چون اين موضوع مديريت نشده و كشاورزان غرب اصفهان، محصولات پرمصرف را از الگوي كشت خود حذف نكرده اند، لذا آب به كشاورزان شرق اصفهان نرسيده و اين امر كه بدور از عدالت نيز مي باشد، سر چشمه بحرانهاي اجتماعي شده است. وقتي بحران آب به اين حد مي رسد بايد پا را فراتر از اين گذاشت كه كشاورزي را به روشهاي معمول انجام داد و در اين زمينه بايد از روشهائي كه ضمن حفظ سطح توليد، مصرف آب را تا چند برابر پائين مي آورد استفاده نمود. يكي از اين راهكارها، توسعه كشتهاي گلخانه اي است كه ميزان مصرف آب را به ازاي يك توليد مشخص نسبت به روشهاي معمولي كشت بين ۵ تا ۱۰ برابر كاهش مي دهد. متأسفانه اين راهكار در حد كافي در استان اصفهان استفاده نشده و لازم است با برنامه هاي آموزشي و حمايتهاي مالي زمينه تغيير الگوي كشاورزي از كشتهاي سنتي به كشتهاي گلخانه اي را فراهم آورد.

۱۰) راندمان پائين مصرف آب در بخش كشاورزي 

راندمان آبياري در استان اصفهان كمتر از ۵۰ درصد بوده و مقدار آن بين ۳۰ تا ۴۰ درصد گزارش مي شود. امروزه افزايش راندمان آبياري در بخش كشاورزي از طريق اجراي روشهاي نوين آبياري جزو سياستهاي اولويت دار كشور در بخش آب است. اگرچه اين اقدام در استان اصفهان در حال انجام است ولي لازم است اين كار با سرعت بيشتر انجام شود. شايد صرف بودجه هاي كلان در زمينه تونلهاي انتقال آب در استان اصفهان بر سرمايه گذاري در اقدامات مديريت مصرف آب سايه انداخته است. بنابراين عدم بهبود راندمان آبياري در بخش كشاورزي به عنوان بزرگترين مصرف كننده آب، به عنوان يكي از ديگر علل مهم در بحران كم آبي زاينده رود مطرح است.

۱۱) استفاده بيش از حد از چمن براي فضاي سبز اصفهان
 
اگرچه از نظر وسعت، سرانه فضاي سبز اصفهان در حد استاندارد است ولي اين فضاي سبز عمدتأ با چمن توسعه يافته است كه يكی از پرمصرفترين محصولات است. در حال حاضر تنها در شهر اصفهان در حدود ۴۵۰۰ هكتار فضاي سبز عمدتأ تحت كشت چمن وجود دارد كه متناسب با شرايط كم آبي اين استان نيست. در مناطق كم آب در سطح دنيا از الگوهاي متنوعي براي فضاي سبز استفاده مي شود كه لازم است شهرداري اصفهان به اين الگوها توجه خاص داشته باشد.

۱۲) جمع بندي
 
مي توان به عنوان جمع بندي موضوع اين نكته مهم را بيان كرد كه سر منشأ اصلي بحرانهاي كم آبي حوضه زاينده رود ريشه در نحوه برنامه ريزي و مديريت آب در گذشته و حال دارد. با توجه به اثرات تغيير اقليم و توسعه نامتوازن اتفاق افتاده در حوضه زاينده رود، بايد اين واقعيت را پذيرفت كه با وجود سرانه بالاي مصرف آب، توسعه صنايع پر مصرف، گسترش شهرنشيني و راندمان و بهره ورزي پائين مصرف آب ديگر نمي توان حيات زاينده رود و احقاق حقوق حق آبه بران را انتظار داشت. حل مشكل هم در كوتاه مدت ممكن نخواهد بود. تنها با برنامه ريزي مبتني با سازگاري با كم آبي و اجراي صحيح برنامه ها با جلب مشاركت مردم مي توان اميدوار بود در ميان مدت وضعيت رودخانه زاينده رود را به يك وضعيت قابل قبول تغيير داد. از جمله موارد مهمي كه بايد در اين برنامه ريزيها مد نظر قرار داد مي توان به موارد زير اشاره كرد: 

1- استفاده از رويكرد سازگاري با كم آبي در مديريت آب زاينده رود با توجه به اثرات تغيير اقليم در آورد طبيعي رودخانه.
2- متوقف يا محدود شدن فازهاي توسعه شهركهاي مسكوني در استان اصفهان و اتخاذ سياستهاي كاهش مهاجرت به اين استان. 
3- عدم توسعه صنايع آب بر و تمركز بر توسعه گردشگري به عنوان محور توسعه استان اصفهان.
4- تغيير الگوي كشت با اتخاذ سياستهاي تشويقي و بازدارنده و توسعه كشتهاي گلخانه اي.
5- واقع بيني در مورد اثر تونلهاي انتقال آب و سوق دادن بودجه هاي هنگفت حفر تونلهاي انتقال آب در راستاي انجام اقدامات مديريت مصرف و بهبود الگوي مصرف آب در بخشهاي كشاورزي و شرب.
6- كاهش برداشت از منابع آب زيرزميني و تقويت آن به عنوان يك منبع زايشي براي حيات رودخانه زاينده رود.
7- ترويج فرهنگ صرفه جوئي در آب بويژه در شهرداري ها براي كاهش چمنكاري در فضاي سبز و جايگزيني آن با روشهاي جديد زيباسازي فضاي سبز كه نياز به آب كمتري دارند.
8- اگر امروز برنامه ريزي براي انجام اقدامات فوق و ساير موارد مورد لزوم انجام نشود، بحرانهاي اجتماعي در آينده بيش از آنچه امروز شاهد آن هستيم تكرار خواهد شد و آنروز براي انجام هر كاري دير خواهد بود.
 
به اميد فرداي بهتر براي ايران عزيزمان
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

feedback
جاوارگه
سلام .و درود بر شما.
آیا این یافته های علمی را کسی به کار میگیرد. آیا در این فکرند که قیمت یک لیتر آّب به محصولات پرمصرف از عمق های تا 300 متر چقدر است. آنچه که من دیده ام قول آب دادن است. شرق اصفهان قلعه عبدالله چند صد هزار هکتار آب فروخته اند. بیش از 16 سال است. بروید ببینید 18000000 ریال سهم خرید هر نفر از کانال ؟ و حالا بانک کشاورزی فشار میاورد بیایید تسویه کنید یا امتیازتان باطل میشود
feedback
یک بختیاری
خیلی زیبا و متین جواب این همه نابسامانی ها رو دادین. امیدوارم که در زندگی تان موفق و پیروز باشین...
هم وطنان اصفهانی هم به جای این همه انکار و مقصر دانستن بختیاری ها سعی کنند حقایق رو قبول کنند و به مسئولان فشار بیاورند برای اصلاح الگوهای کشاورزی و صنعتی و رعایت حقوق همه....
به امید داشتن ایرانی سرفراز در بلندای جهان
feedback
امیر چوبین (چوبین کوه میهه)
جناب دکتر بروجنی سلام
بسیار جالب پاسخ مشکلات و معظلات با بهترین زبان و گفتمان فنی و علمی فرمایش کردید. برادران اصفهانی یزدی و همگان باید بدانند که ما در شهرستان گوهرنگ و بخشهای زیرآب تمام تونل های موجود اجازه استفاده از زاینده رود نداریم و آب چشمه در نیز مرداد و شهریور می خشکد (کشاورزی و نباتاتمان)نابود شده. ما از آب گشاورزی محرومیم. تمام اب شما میبرید. چرا به بختیاری تشنه سرچشمه نشین ناسزا میگویید. ما که آب را روی اصفهان نبستیم.
آقای دکتر - ایکاش مسوولین این الگوی شما را مطالعه و مورد استفاده قرار میدادند.
feedback
Iran, Islamic Republic of
سلماز
درود بر شما. توضیح شما بسیار واضح و روشن است.
feedback
Serbia
اصفهانی
من سخن شما را تا اندازه ای تصدیق می کنم و اذعان می کنم که بخش مهمی از آبهای برداشت شده برای مزارعی رفته است که خود همشهری های ما در آن نقش مهم دارند . اگر صنایع بزرگ و کانون برداشت آب شرب و غیره تماما به شرق اصفهان و اطراف گاوخونی منتقل شود ، بحران به طور کلی متوقف خواهد شد . اما با این حال روشی که براداران بختیاری از ان بهره گرفتند ، موضوع را به شدت سیاسی کرده است و در اصفهان هستند کسانی که با تمام وجود از بختیاری ها متنفر شده اند و هستند کسانی که خودشان بختیاری هستند و چنین احساساتی بروز می دهند و می دانید که چهارمحال بختیاری از نظر جغرافیایی متکی به اصفهان است . خیلی ها پیشنهاد توقف برق را به دلیل بی آبی مطرح می کنند . بعد هم با افزایش نفوذ ، قطعا اصفهانی ها به دلیل این که حق آبه شان به یزد رفته ، برای تبدیل واقعیت موجود از همین روشهای سیاسی بهره خواهند گرفت . گو آن که کسانی که این حق را برای چهارمحال بختیاری درست کردند ، عاشق چشم و ابروی انها نبودند و رای می خواستند . راه این بود که این صنایع منتقل شوند ، اما حق آبه کشاورز و رودخانه گرفته شد و آب صنایع ملی برقرار است . واقعیت این جاست که اگر بختیاری ها و اصفهانی ها بهانه های مسخره قومی را کنار نگذارند ، هیچ وقت بحران حل نخواهد شد ، بلکه بر عکس ، اصفهانی های ثروتمند به چهارمحال بختیاری هجوم خواهند اورد و اقدام به خریدن زمین خواهند کرد - که کرده اند - این در زندگی شما موثر نیست . چون پول پول را می شناسد . به نظر من مردم چهارمحال بختیاری باید دست به دست مردم اصفهان بدهند و این مشکل را ریشه ای حل کنند . طرحی که من دادم ، باعث می شود که آزمندی استانهای دیگر به آب زاینده رود هم متوقف شود .
طراحی سايت جديد ايبنانيوز چگونه است؟
بهتر شده
فرق چندانی نکرده
بدتر شده

سردیس طلایی سردار اسعد از رهبران جنبش مشروطه روانه بازار شد

سردیس طلایی سردار اسعد از رهبران جنبش مشروطه روانه بازار شد

جاده ی جهل، شیر سنگی های لُشتر را از پای در آورد

جاده ی جهل، شیر سنگی های لُشتر را از پای در آورد