آژانس خبری بختياری - آخرين عناوين محیط زیست :: rss_full_edition http://ibnanews.com/vsnbu9qbphe2r.iur.html Tue, 31 Jan 2012 07:40:12 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://ibnanews.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif آژانس خبری بختياری http://ibnanews.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام آژانس خبری بختياری (ايبنانيوز) بلامانع است. Tue, 31 Jan 2012 07:40:12 GMT محیط زیست 60 نقش سدها در تشدید اثرات خشکسالی در زاگرس http://ibnanews.com/vdcg.t93rak9y3pr4a.html یک کارشناس ارشد زیست محیط با ابراز نگرانی از کاهش بارندگی سالهای اخیر در منطقه زاگرس گفت: خشکسالی ها در دراز مدت مصدمات جبران ناپذیری را به جنگلها و مراتع طبیعی زاگرس وارد می کند. به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز) به نقل از زاگرس فردا، دلاور نجفی با بیان مطلب فوق اظهار داشت: خشکسالی در دراز مدت تاثیری جبران ناپذیری بر روی مراتع دارد و باعث از بین رفتن دانه های گیاهی موجود در خاک و بارور نشدن آنها و در نتیجه از بین رفتن یک گونه گیاهی می شود. وی با اشاره به گسترگی و اهمیت جنگل های طبیعی زاگرس تصریح کرد: خشکسالی ها موجب کاهش تراکم پوشش گیاهی در منطقه می شود و در نتیجه این فرایند پوکی خاک به وجود می آید که با اولین بارندگی شاهد فرسایش شدید خاک نیز می شود. نجفی در ادامه خاطر نشان کرد: کاهش میزان بارندگی تاثیر مستقیم بر منابع آب های سطحی دارد و موجب کاهش آب چاهای کشاورزی، چشمه سارها و همچنین کم آب شدن دریاچه ها و رودخانه ها می شود. وی کاهش دوره های بارندگی سالیانه، تغییر پذیری شدید اقلیمی و عامل انسانی را از دیگر عوامل بوجود آمدن پدیده خشکسالی ذکر کرد. معاون سابق رئیس سازمان محیط زیست کشور با اشاره به عوامل انسانی در تشدید کردن خشکسالی ها و تاثیر آن بر محیط اطراف تصریح کرد، سدهای عظیم و بزرگی در منطقه زاگرس وجود دارد که دریچه های آنها در مواقع خشکسالی بسته می شود که در نتیجه آب کمتری به پایین دست سدها می رسد و این عامل باعث تاثیر بر زیست مندان از جمله جانوران آبزی دارد و موجب کوچ زمستانه پرندگان مهاجر به حاشیه تالاب ها و رودخانه ها می شود. دلاور نجفی از آلودگی رودخانه ها به عنوان یکی دیگر از تاثیرات خشکسالی نام برد و افزود: باتوجه به کم آب شدن ورودی رودخانه ها، میزان ورود فاضلاب های شهری و پس آبهای صنعتی به رودخانه ها به آلوده شدن بیش از پیش آب رودخانه ها می انجامد. وی در پایان گفت: با عدم تخریب محیط زیست و مدیریت صحیح آب در کشور و همچنین مدیریت آب در بالا و پایین دست سده ها، وارد نکردن پس آب های صنعتی و فاضلاب شهری به رودخانه ها و برداشت کمتر از آبهای زیر زمینی می توان تا حدودی از تاثیرات پدیده خشکسالی جلوگیری کرد. ]]> محیط زیست Tue, 31 Jan 2012 13:11:25 GMT http://ibnanews.com/vdcg.t93rak9y3pr4a.html گزارش شرق ازفروچاله ها و چالش جديد سدگتوند http://ibnanews.com/vdcg.w93rak9yupr4a.html روزنامه شرق مورخ 06/11/1390 در گزارشي با عنوان «زمستان، چالش جديد سد گتوند»، به قلم نادره وائلي زاده، به بررسي وضع فروچاله ها و چالش هاي جديد پروژه دو هزار و پانصد ميليارد توماني سد گتوند عليا و احتمال روزافزون شور شدن آب كارون پرداخت.به گزارش آژانس خبري بختياري (ايبنانيوز)، متن اين گزارش بدين شح است:در حالي كه بسياري از كارشناسان خواستار احتياط در آبگيري مرحله دوم سد گتوند عليا و تاخير آن تا سال آبي آينده هستند، اما دست‌اندركاران وزارت نيرو مصرانه دهم بهمن ماه را براي آبگيري اعلام كرده‌اند. اگرچه ساخت سد گتوند عليا در ۲۵ كيلومتري شمال شهرستان شوشتر در خوزستان، از سال ۷۶ آغاز شد، اما ارزيابي زيست‌محيطي آن ۱۰ سال بعد انجام گرفت. با نزديك شدن به زمان آبگيري در سال ۹۰ نيز معلوم شد اين سد مطالعات مدون زيست‌محيطي ندارد و افت كيفيت آب كارون در مطالعات آن مورد توجه قرار نگرفته است. مهم‌ترين مشكل سدي كه كلكسيوني از ركوردها را يدك مي‌كشد (بلندترين سد خاكي كشور، بزرگ‌ترين مخزن، آخرين سد روي كارون، بيشترين حجم خاكريزي و بتن‌ريزي و...) ناديده گرفتن معادن نمك (رخنمون‌هاي نمكي سازند گچساران) درون مخزن آن است؛ معادني كه با حل شدن در آب مخزن، كابوس شوري رودخانه كارون و بروز يك فاجعه زيست‌محيطي را رقم زده است. با وجود نگراني‌ها و هشدارهاي كارشناسان، سد گتوند عليا ششم مرداد آبگيري را آغاز كرد. مجريان سد سعي كردند با يك طرح حفاظتي و ايجاد يك پوشش رسي (پتوي رسي) روي كوه‌هاي نمك، آن را از آب مخزن جدا كنند، اما عملا نمك در آب حل شد. وزارت نيرو دهم بهمن را نيز زمان آبگيري مرحله دوم اعلام كرده، اين در حالي است كه بسياري از كارشناسان معتقدند اين سد هنوز آماده آبگيري دوم نيست و بايد تا سال آبي آينده (مهر ماه ۹۱) دست نگه‌داشت. آماده آبگيري مجري طرح سد و نيروگاه گتوند عليا معتقد است: هيچ لزومي ندارد آبگيري به سال آينده موكول شود. شرايط براي آبگيري مرحله دوم آماده است. دهم بهمن مرحله دوم آبگيري و در صورت مناسب بودن بارندگي‌ها ارديبهشت ماه نيز مرحله سوم آبگيري انجام مي‌شود. در مرحله سوم، نيروگاه سد راه‌اندازي مي‌شود و هرچه زودتر به مرحله بهره‌برداري از نيروگاه برسيم به نفع كشوراست. كريم شيباني، فشارهاي سياسي براي آبگيري هرچه سريع‌تر سد گتوند را رد مي‌كند و مي‌افزايد: تمام تصميمات بر اساس نظرات كارشناسي اتخاذ شده و تا زماني كه مجريان سد اعلام آمادگي نكنند آبگيري انجام نمي‌شود. وي مي‌گويد: در مرحله دوم، ارتفاع آب تا ۲۵ متر بالا مي‌آيد و به تراز ۱۶۵ متر مي‌رسد. متوسط خاكريزي پتوي رسي روي گنبدهاي نمكي نيز به تناسب افزايش ارتفاع آب، به ۱۷۰ متر رسيده است. در حال حاضر حدود ۳۵۰ ميليون مترمكعب آب پشت سد ذخيره شده، براي مرحله دوم آبگيري ۴۵۰ ميليون مترمكعب و براي مرحله سوم ۸۰۰ ميليون مترمكعب آب لازم و اين فصل مناسب آبگيري است. شيباني اظهار مي‌كند: مرحله نخست آبگيري به نوعي مرحله آزمايشي بود كه با اندازه‌گيري دقيق كيفيت آب و مانيتورينگ آن تجربه‌اي به دست آمد. هرچند در اين مرحله تغييراتي در كيفيت آب مخزن پيدا شد اما در نهايت كيفيت آب كارون را مشابه سال‌هاي گذشته حفظ كرديم. مرحله دوم آبگيري حساسيت بالايي دارد و با گذر از اين مرحله پيش‌بيني‌ها دقيق مي‌شود. بعيد مي‌دانيم كه در اين مرحله و با افزايش ذخيره آب اتفاق غيرمنتظره‌اي رخ دهد. در حال حاضر نگراني خاصي از عملكرد سازند و كيفيت آب نداريم. او مي‌افزايد: هرچند در زمان بارش‌ها تغييراتي در لايه‌بندي مخزن ايجاد شده، اما اختلاط زيادي در مخزن اتفاق نيفتاده، تغييرات دما نيز در لايه‌بندي مخزن تاثيري نداشته و نگراني‌اي از بابت اين دو وجود ندارد. شيباني خاطرنشان مي‌كند: فروچاله‌ها نيز موضوع نگران‌كننده‌اي نيست تا جايي كه لازم بوده فروچاله‌ها به وسيله خاك پر شده‌اند. از آبگيري مرحله اول رفتار فروچاله‌ها بررسي شده است. البته به طور طبيعي نمي‌توانيم حوادث غيرمترقبه را پيش‌بيني كنيم. ريزش فروچاله‌اي فروچاله (sinkhole) فرورفتگي‌ سطح زمين است كه در اثر فروريزش لايه‌هاي سطحي ايجاد مي‌شود. فروريزش‌هاي حفره‌اي عميق يا فروچاله‌ها يكي از پديده‌هاي شگرف زمين‌شناسي بوده كه در بسياري از مناطق مختلف دنيا وجود دارند و با توجه به اثرات تخريبي، در گروه بلاياي طبيعي رده‌بندي مي‌شوند. متوسط ابعاد آنها در حدود سه متر و در برخي از موارد تا ده‌ها متر نيز مي‌رسد. يك عضو هيات علمي دانشگاه شهيد چمران اهواز نسبت به خطر فروچاله‌هاي متعدد در اطراف سد گتوند هشدار مي‌دهد. رامين كرمي مي‌گويد: هرچند مجريان سد مدعي هستند مطالعات ژئوفيزيك منطقه انجام شده، اما به نظر نمي‌آيد مطالعات علمي در اين زمينه صورت گرفته باشد. فروچاله‌هايي كه در مخزن سد گتوند وجود دارند، پيش از آبگيري مرحله نخست با خاك مدفون شده‌اند كه نحوه خاكريزي آنها هم يك مساله است. حتي با فرض اينكه پر كردن اين چاله‌ها به صورت كارشناسي صورت گرفته باشد، با توجه به جريانات زيرسطحي و انحلال صورت گرفته ناشي از آن، همچنان مستعد فروريزش هستند. وي همچنين با اشاره به طرح حفاظتي (پتوي رسي) ساخته شده روي سازند نمكي گچساران اظهار مي‌كند: اين طرح حفاظتي بر اساس مدل از پيش تعيين شده‌اي احداث شد اما مدلي كه از پتوي رسي پياده شده بود، گوياي شرايط طبيعي منطقه نيست زيرا ديواره مدل، بتني و ديواره سازند از مارن تشكيل شده است. به عبارتي احتمال لغزش در اين مدل پيش‌بيني نشده است. اين عضو گروه زمين‌شناسي دانشگاه شهيد چمران اهواز مي‌افزايد: اگر آب به پشت پتوي رسي نفوذ كند پتوي رسي پايدار نخواهد بود و انحلال لايه‌هاي نمكي علاوه بر فروريزش پديده لغزش را نيز تسريع مي‌كند. وي تصريح مي‌كند: هرچند پتوي رسي توانسته در انحلال نمك تاخير ايجاد كند، اما آب مخزن سد به دليل انحلال سازند نمكي عملا شور شده است. كرمي تاكيد مي‌كند: هرگونه ريزش يا لغزش در سازند گچساران، سبب افزايش سطح تماس آب مخزن با اين سازند شده كه نتيجه آن، انحلال بيشتر لايه‌هاي گچي و نمكي سازند و در نهايت افزايش شوري آب است. سرما و سيلاب علاوه بر فروچاله‌ها و پتوي رسي، كارشناسان نگراني‌هاي ديگري هم دارند. بعد از آبگيري در مخزن سدها دو نوع لايه‌بندي بر اساس شوري و دما اتفاق مي‌افتد. در لايه‌بندي دمايي لايه‌ها در دو بخش اصلي سطحي (اپي‌ليمنيون) و عمقي (هيپوليمنيون) به وجود مي‌آيند. بين اين دو لايه، لايه‌اي مياني (ترموكلاين) تشكيل مي‌شود كه به صورت يك لايه حفاظتي عمل مي‌كند و مانع مخلوط شدن لايه سطحي و عمقي مي‌شود. در زمان تغيير دما (عمدتا در فصول پاييز و بهار)، ترموكلاين با لايه سطحي هم دما و به كلي ناپديد مي‌شود. بنابراين با برهم خوردن لايه حفاظتي، لايه سطحي و عمقي با يكديگر مخلوط مي‌شوند. اين مساله از آن جهت اهميت دارد كه اين عمل باعث مي‌شود هر آنچه در عمق وجود دارد به سطح بيايد. به عبارتي نه تنها شوري آب در عمق مخزن سد به لايه‌هاي سطحي سرايت مي‌كند، بلكه رسوبات، مواد غذايي و مواد شيميايي كه در عمق وجود دارند نيز به لايه‌هاي بالايي آب مي‌آيند و به دريچه‌هاي سد (محل تخليه آب به پايين دست) مي‌رسد. اينجاست كه مشكلات كيفي آب خود را نشان مي‌دهد. يك كارشناس محيط‌زيست كه نخواست نامش فاش شود، مي‌گويد: در سد گتوند نيز بعد از آبگيري مرحله اول و انحلال معادن نمك در آب مخزن، لايه‌بندي تشكيل شد. آب با شوري بسيار زياد در عمق و آب شيرين در سطح قرار گرفت و مجريان، اين پديده را راهكار تخليه آب شيرين براي پايين دست عنوان كردند. هرچند مساله‌اي كه همه از آن مي‌ترسيدند اتفاق افتاد، عملا آب شور شد و از پتوي رسي جز تاخير در انحلال نمك‌كاري برنيامد، با اين حال مجريان سد مدعي شدند همه چيز به خوبي پيش مي‌رود و توانسته‌اند شوري آب پايين دست كارون را تا كمتر از دوهزار ميكروموس (شوري بين ۴۰۰ تا ۹۰۰ ميكروموس مناسب براي شرب است.) حفظ كنند. اين كارشناس معتقد است: با تغيير دما در اين فصل اما هنوز احتمال اختلاط لايه‌هاي سطحي (آب شيرين) و عمقي (آب شور) وجود دارد و خطر شوري آب كارون هنوز به قوت خود باقي است. از طرفي اختلاط دمايي به يك‌باره اتفاق نمي‌افتد و به‌تدريج حاصل مي‌شود. به طوري كه ممكن است در مرحله دوم آبگيري دو ماه اختلاط دايم در مخزن به وجود آيد. بدون مطالعه با اين وجود متاسفانه همانند گذشته، عمليات اين سد بدون مطالعه جامع و با تصميمات خلق‌الساعه پيش مي‌رود. اين بار نيز مطالعات كافي در مورد سرنوشت كيفيت كارون بعد از افزايش آب مخزن انجام نگرفت و الگويي از اختلاط مخزن در اين سد (كه وضعيتش متفاوت و هنوز در حال آبگيري است) ارايه نشد. در حالي كه بايد براساس نتايج مطالعات، براي آبگيري مرحله دوم تصميم‌گيري مي‌شد. به گفته اين كارشناس، سيلاب‌هاي زمستانه نيز كه مي‌تواند لايه‌بندي مخزن سد را بر هم بريزد و آب شور و شيرين را مخلوط كند، چالش ديگر اين پروژه در مرحله دوم آبگيري است. اگر حجم آب مخزن با آبگيري بيشتر شود، با وقوع سيلاب امكان كنترل شوري آب پايين دست وجود نخواهد داشت و ممكن است تا يك سال نتوان شوري آب كارون را تنظيم كرد. بنابراين ريسك آبگيري در اين فصل بالاست، هر چند ممكن است جنبه‌هاي مثبت نيز داشته باشد. احتياط، احتياط حالا كه به دليل ۱۵سال صرف وقت و هزينه شدن دوهزار و ۵۰۰ ميليارد تومان پول از جيب بيت‌المال و همين‌طور براي حفظ منافع ملي، قرار است سد گتوند به كار خود ادامه دهد، لااقل مجريان سد و وزارت نيرو اين همه خوشبيني را كنار بگذارند و محتاطانه و واقع‌بينانه با خطرات احتمالي مواجه شوند؛ چراكه شوري كارون، آب شرب چند ميليون نفر، صدها هزار هكتار زمين مرغوب كشاورزي و محيط‌زيست حوضه آبريز اين رودخانه را تهديد مي‌كند. ]]> محیط زیست Fri, 27 Jan 2012 14:29:29 GMT http://ibnanews.com/vdcg.w93rak9yupr4a.html با دست خودمان تالاب گندمان را بکام آتش نفرستیم http://ibnanews.com/vdcg.x93rak9y7pr4a.html یکی از فعالان محیط زیست در چهارمحال و بختیاری با اشاره به اینکه در بحث آتش سوزی تالاب گندمان همیشه انگشت اتهام به سمت آسمان و خشکسالی چرخیده می شود، گفت: این درست نیست و عوامل انسانی موجب آتش سوزی تالاب گندمان شده است. به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز) به نقل از مهر، هومان خاکپور با بیان اینکه اگر در استان چهارمحال و بختیاری واقعا باور ما اینست که تالاب گندمان به عنوان یکی از ۱۰ تالاب برتر پرنده نگری کشور است و در سال ۱۳۵۲ هم در دفتر بین المللی پرندگان لندن به ثبت رسیده است واین تالاب یک زیستگاه ارزشمند است که تنوع زیستی خیلی بالایی در کشور دارد، اظهار داشت: ما باید به همین میزان به ارزش و جایگاه آن توجه کنیم و به آن بها بدهیم. وی با اشاره به اتفاقات اخیر (آتش سوزی) در تالاب گندمان تصریح کرد: متاسفانه ما انگشت اتهام را همیشه به سوی آسمان کشیده اند یعنی همیشه گفته ایم که این اتفاقات به خاطر بارندگی کم است و به خاطر خشکسالی است. وی با بیان اینکه این اتفاقاتی که نظیر آتش سوزی در گندمان می افتد و همه می گویند که تالاب گندمان خشک شده یا مثلا می گوییم ارتفاع آب تالاب پایین رفته آتش سوزی اتفاق می افتد و مشکلات برای پرندگان ایجاد می شود، اظهار داشت: حقیقت داستان این نیست و همه تقصیرها به عهده بارش نیست، هرچند که بخشی از مشکلات بر می گردد به همین خشکسالی هایی که در این چند سال اخیر اتفاق افتاده ولی علت اصلی این نمی تواند باشد. این فعال محیط زیست و منابع طبیعی با بیان اینکه علت اصلی آتش سوزی و مشکلات برای پرندگان در این تالاب عوامل طبیعی نیستند، ادامه داد: علت اصلی عوامل انسانی است. وی بی توجهی به حق آبه طبیعی تالاب گندمان یکی از عوامل انسانی در بروز آتش سوزی در تالاب گندمان دانست و تصریح کرد: در تالاب گندمان حق آبه طبیعی این تالاب از تالاب چغاخور گرفته نمی شود و احداث سد روی تالاب چغاخور باعث شده است که حق آبه طبیعی که باید در رودخانه آق بلاغ جریان پیدا می کرد و به تالاب گندمان برسد، انجام نشده است و این یکی از عواملی است که موجب این اتفاقات شده است. وی عدم نظارت و بی توجهی به چاههای مجاز و غیرمجاز کشاورزی، چرای مفرط با وجود اینکه آنجا منطقه شکار ممنوع است، عاجز بودن در احداث یک پاسگاه محیط بانی دائم به دلیل کمبود اعتبار و جلوگیری از حضور شکارچیان غیرمجاز از عواملی هستند که موجب ایجاد اتفاقات نظیر آتش سوزی در این تالاب شده است. خاکپور ادامه داد: با این شرایط ما باید منتظر چنین اتفاقات ناگواری هم در منطقه باشیم ولی نباید دست روی دست بگذاریم و خودمان را تبرئه کنیم و بگوییم که همه مشکلات به عهده خشکسالی و عدم بارش مناسب است هرچند که در سال جاری بر اساس آماری که تاهم اکنون اعلام شده ما تقریبا چهار برابر سال گذشته بارش داشته ایم ومشکل اصلی تالاب گندمان مشکل بارش نیست، بلکه مشکل عوامل انسانی است. وی یادآور شد: در تالاب گندمان واقعا مدیریت بسیار ضعیف است شاید این به تنهایی از عهده محیط زیست بر نیاید و باید یک اداره عمومی در شهرستان ایجاد شود و باید چاههای غیرمجاز که در حوزه کاری امور آب منطقه ای استان است مورد توجه قرار گیرند. این فعال محیط زیست و منابع طبیعی تصریح کرد: باید کنتورهای هوشمند روی چاههای مجاز نصب شود و آن میزانی که در پروانه های بهره برداری آنها تعیین شده به همان میزان آب برداشت کنند که متاسفانه برقی شدن چاه ها باعث شده که به شدت میزان برداشت آب بالاتر از حد مجاز باشد و در این مورد کمترین نظارتی صورت نمی گیرد. خاکپور با بیان اینکه با چاه های غیرمجازی که حفر شده برخورد جدی صورت نمی گیرد و از برداشت آب این چاه ها به هیچ وجه جلوگیری نمی شود، افزود: در این مورد امور آب قطعا می تواند نقش عمده ای ایفا کند.این فعال محیط زیست با بیان اینکه هم اکنون تالاب گندمان و چغاخور به رغم اینکه جز معدود تالابهایی هستند که ثبت بین المللی دارند متاسفانه خیلی حیرت انگیز است که هنوز مدیریت آنها با امور آب است و با سازمان محیط زیست نیست گفت: قطعا باید مدیریت هر دو تالاب بر اساس قانون در حوزه کاری محیط زیست قرار بگیرد. ]]> محیط زیست Sun, 22 Jan 2012 18:51:08 GMT http://ibnanews.com/vdcg.x93rak9y7pr4a.html کمربند سبز اهواز؛ ضرورت فراموش شده http://ibnanews.com/vdca.0nik49naa5k14.html سرویس محیط زیست ایبنانیوزیادداشت / سیاوش محمودیاهواز یکی از سه کلانشهری است که فراتر از دو دهه پیش ضرورت ایجاد کمربند سبز بر پیرامون آن مصوب شده است، ولی متأسفانه به دلایل زیاد به ویژه عدم ثبات مدیریت شهری تاکنون تحقق نیافته است، و جا دارد شهروندان و فعالان محیط زیست اهواز از شهرداری این کلانشهر مظلوم بخواهند مجدانه پروژه کمربند سبز اهواز را در دستور کار خود قرار دهد. گفتنی است از سالها پیش در شهرهای اصفهان و تبریز سازمان های مستقلی زیر نظر شهرداری و با هدف ایجاد و نگهداری کمربند سبز این کلانشهرها ایجاد شده و دستاوردهای بزرگی داشته است. اهواز از جمله کلانشهرهایی است که به دلیل ویژگی های اکولوژیک از دیرباز نیاز مبرم به گسترش فضای سبز و تأمین هوای سالم و پاک داشته است. و سالها قبل از بروز پدیده گردوغبار و ریزگرد، پروژه کمربند سبز اهواز تصویب شده بود و حال که میزبان ریزگردهای کشورهای همسایه نیز شده ایم، ضرورت این پروژه صد چندان شده است. فراتر از ضرورت های اولیه که پروژه های کمبرند سبز اهواز را ااز نگاه کارشناسان الزامی می ساخت، امروزه غلظت گردوغبار و ریزگردهای شهر اهواز فراتر از ۱۰ هزار میکرو گرم یعنی دهها برابر بالاتر از حد مجاز است و روز به روز هم بر فراوانی و غلظت این قبیل ذرات مسموم و کشنده به واسطه گسترش بیابان زایی در حال افزایش است. خشک شدن تالابها در جنوب خوزستان و نابودی سالانه صدها هکتار جنگل در شمال خوزستان و غیره از جمله عوامل پدیده بیابان زایی هستند که در چرخه ای پایان ناپذیر، آثار آن را تشدید می کنند و شاید از همین رو است که اهواز به یکی از آلوده ترین شهرها تبدیل شده است. نگویید مشکل ریزگردها عزم ملی می طلبد. اصلاً بیایید و فرض کنیم معضل گرد و خاک و هجوم ریزگردها حل شده است و شرایط به همان ده سال پیش برگشته است. باز هم ضرورت کمربند سبز اهواز محسوس است. نمی توان و نباید آلودگی روز افزون حاصل از چرخه صنعت و سوخت محصولات نفتی، که موجب خسارات مالی جانی بران ناپذیر و هنگفتی است، بی تفاوت باشیم. که در این صورت، اگر زنده بمانیم، ناگزیر از تسلیم عرصه به ریزگردها و یا ترجیح فرار بر قرار از این دیار خواهیم بود پس لاجرم چاره ای جز بیابان زدایی نداریم. اخیراً در روزنامه ها خواندم که شهرداری اهواز بهانه «تخریب فرهنگسرای در حال ساخت بهمن در ساحل شرقی کارون» را گسترش فضای سبز عنوان کرده است. چنین بهانه ای آنهم برای سرپوش گذاشتن بر یک حرکت غیرفرهنگی، مرا مصمم به نوشتن این مقاله کرد. فرهنگسرا هم کمربند سبز فرهنگی شهر است و نباید از آن غافل شد. فرهنگسراها ریه های تنفسی فرهنگ و هنر شهر اند و باید آنها را پاس بداریم و گسترش دهیم. اینجانب بعنوان یکی از دوستداران هوای پاک، از جناب آقای کتانباف شهردار محترم کلانشهر اهواز انتظار و تقاضا دارم، ایجاد فضای سبز جبرانی شهر اهواز را با هدف مهار آلودگی هوا در دستور کار شهرداری اهواز قرار دهد. ]]> محیط زیست Mon, 26 Dec 2011 12:36:01 GMT http://ibnanews.com/vdca.0nik49naa5k14.html اعتراف دیرهنگام یک مقام مسئول درباره سد گتوند http://ibnanews.com/vdca.mnik49naw5k14.html مدیرعامل شرکت مدیریت منابع آب ایران اذعان کرد طرح "پتوی رسی" یا دیوار حائل در پروژه سد گتوند، صرفاً «به تاخیر افتادن شوری آب» انجام شده و نتوانسته نگرانی ها را بطور کامل برطرف کند و بررسیها در این باره ادامه دارد.به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز)، متن خبر منتشره در خبرگزاری مهر به این شرح است: مدیرعامل شرکت مدیریت منابع آب ایران از تصمیمگیری برای آبگیری مرحله دوم سد گتوند تا پایان آذرماه سال جاری خبر داد و گفت: برای تاخیر در شوری آب، طرح "پتوی رسی" اجرا شد. محمد حاج رسولی ها در گفتگو با مهر از تصمیم گیری برای اجرای مرحله دوم آبگیری سد گتوند خبر داد و گفت: این موضوع در ستاد وزارت نیرو در دست بررسی است و بزودی نتیجه آن مشخص می شود. مدیرعامل شرکت توسعه مدیریت منابع آب ایران با تاکید بر این موضوع که تا پایان آذرماه سال جاری باید در این زمینه تصمیم گیری شود، اظهار داشت: جمع بندی بررسی ها بزودی صورت می گیرد. حاج رسولی ها در مورد مطرح شدن مباحثی در زمینه احتمال شوری آب گتوند و اقداماتی برای جلوگیری از این موضوع، بیان داشت: ایجاد "پتوی رسی" طرحی بود که برای به تاخیر افتادن شوری آب توسط مشاور طرح پیشنهاد و دنبال شد. به گزارش مهر، دومین مخزن آبی ایران پس از کرخه و بزرگترین مخزن آبی بر روی کارون در ۱۰ کیلومتری شمال شرقی شهر گتوند در استان خوزستان احداث شده است. هدف از احداث سد و نیروگاه گتوند، تامین بخشی از برق مورد نیاز ایران (۴۵۰۰ گیگاوات ‌ساعت در سال)، کنترل سیلاب‌های فصلی کارون و نیز تنظیم آب کشاورزی پایین‌ دست است. با اینکه سد گتوند در ۷ مرداد ماه امسال آبگیری شد اما در ۲۲ آذر ماه سال جاری فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا (ص) اعلام کرد ۲ واحد نیروگاهی سد گتوند تا پایان سال وارد مدار می شود. پیش تر در چهارم تیرماه سال جاری (قبل از آبگیری مرحله اول گتوند) مرکز پژوهش های مجلس با تشکیل جلسه ای اعلام کرده بود که شائبه های مربوط به شوری آب گتوند را برای جلوگیری از تهدید هرگونه خطری برای کارون بررسی خواهد کرد. با این حال قرار است ۱۴۳ روز پس از آبگیری مرحله اول سد گتوند و با وجود ایجاد پتوی رسی برای جلوگیری از شوری زودهنگام آب آن، جهت آبگیری مرحله دوم آن تا روزهای آینده تصمیم گیری شود. ]]> محیط زیست Sun, 18 Dec 2011 12:21:23 GMT http://ibnanews.com/vdca.mnik49naw5k14.html چرا آلودگی هوا هر روز فاجعه‌بارتر میشود http://ibnanews.com/vdcd.o092yt0joa26y.html یادداشت / محمد درویش«شهر تهران دارای آب و هوای متغیر و ناسالمی است. فراوانی ماشین‌های گوناگون متحرک و ثابت که با صرف نفت و بنزین خود اکسیژن هوا را گرفته و به گاز کربنیک تبدیل می‌نماید بر مسئله بدی آب و هوا افزوده است.» جملات بالا متعلق به یادداشتی در روزنامه اطلاعات است که بیش از ۵۴ سال پیش، یعنی در ۲۸ آبان ۱۳۳۶ نگاشته شده است؛ نگرانی‌ای که ۹ سال پس از آن منجر به برپایی نخستین سمینار بررسی آلودگی هوای تهران در ۱۵ آذر ۱۳۴۵شد. منتها از آن سال تاکنون، ظاهراً هنوز دارند بررسی می‌کنند که چگونه می‌شود غول آلودگی هوا را دوباره به چراغ جادو بازگرداند! نه؟ راستی! به نظر شما چرا نیم قرن، زمان مناسبی برای ریشه کنی بحرانی به نام آلودگی هوا در تهران نیست؟ و نه تنها این زمان کافی نیست، بلکه اینک غول آلودگی گام‌های خود را تا اراک، اصفهان، اهواز، تبریز، مشهد و شیراز هم گسترانده است! ماجرا را هم دیگر مانند سال گذشته نمی‌توان صرفاً به کمبود ریزش‌های آسمانی ربط داد! می‌توان؟ این روزها، تهرانی‌ها در حالی آخرین برگ‌های فصل پاییز را ورق می‌زنند که دست‌کم، نیم قرن بود چنین دوره‌ی پربارانی را در نخستین فصل از سال آبی به یاد نداشتند. کافی است بدانیم بدون توجه به بارندگی آذرماه، میزان ریزش‌های آسمانی در استان تهران در طول دو ماه نخست سال آبی ۹۱-۱۳۹۰ بیش از ۳۸۳ درصد رشد داشته است؛ وضعیتی که سبب شد پایگاه مدیریت خشکسالی[۱]، استان تهران را پرباران‌ترین استان کشور بنامد. با این وجود و به رغم بهره‌مندی از چنین سال استثنایی و خیسی، اکنون بیش از یک هفته است که غلظت آلاینده‌های موجود در هوای تهران از مرز ناسالم هم گذشته و به آستانه‌ای بس خطرناک و نگران کننده رسیده؛ آستانه‌ای که کابوس روزهای آلوده آذرماه سال ۱۳۸۹ در تهران را دوباره زنده کرده است. روزهایی که می‌خواستند با استفاده از هواپیماهای سمپاش، از میزان آلودگی هوایش بکاهند[۲] و اینک بیش از هر زمان دیگری، آن طرح به یک لطیفه می‌ماند! اما چرا آن کابوس دوباره زنده شده است؟ آیا وضعیت وخامت‌بار کنونی یکبار دیگر تأیید نمی‌کند که هیچ عزم جدی برای مهار آلودگی هوا در پایتخت ایران و دیگر کلان‌شهرهای کشور وجود ندارد؟ وقتی که مردم تهران سالانه ۲۰۰ میلیارد دقیقه[۳] از عمرشان را مجبورند در ترافیک پایتخت به هدر دهند؛ وقتی همچنان دو خودروساز اصلی کشور در برابر ارتقای استاندارد ساخت خودرو از یورو ۲ به یورو ۳ مقاومت می‌کنند؛ در حالی که اینک یورو ۵ استاندارد روز اروپا به شمار می‌رود[۴]؛ و وقتی که درصد بنزن موجود در بنزین مورد استفاده به ۵ برابر حد مجاز می‌رسد[۵]؛ آشکار است که باید با چنین بحرانی روبرو شویم؛ بحرانی که سبب شده از ابتدای سال ۹۰ تا امروز، فقط تهرانی‌ها از دو روز هوای پاک بهره‌مند باشند[۶]. بنابراین، آیا در چنین شرایطی، شگفت‌آور است که بشنویم: دست‌کم سالانه ۴ هزار نفر از تهرانی‌ها بر اثر آلودگی هوا جان می‌بازند[۷]؟ و افزون بر آن، آیا شگفت‌آور است که خسارت مادی آلودگی هوا در تهران به هشت میلیارد دلار در سال برسد[۸]؟ چگونه است که اختلاس سه میلیارد دلاری می‌تواند چنان موجی در جامعه ایجاد کند که خواب بسیاری از خفتگان خفته را آشفته سازد، اما این هدررفت ۸ میلیارد دلاری را کسی جدی نمی‌گیرد؟ آیا این که سوخت مورد استفاده در خودروها یا تکنولوژی ساخت خودروها با استانداردهای جهانی فاصله بسیار دارد، مقصرش مردم هستند یا دولت؟ آیا این که میزان فضای سبز محدوده‌ی ۷۰۰ کیلومتر مربعی تهران از حدود ۷۰ درصد در دهه‌ی ۱۳۳۰ به ۱۵ درصد در امروز کاهش یافته است، مقصرش مردم هستند یا مدیریت حاکم بر پایتخت ایران؟ بیاییم برای یکبار هم که شده این شهامت را در خود تمرین کرده و صادقانه اعتراف کنیم که حل مشکل آلودگی هوای تهران و برخی کلان‌شهرهای دیگر، نیاز به برنامه‌ریزی بیش از ۴ سال دارد و به همین دلیل در اولویت کار هیچ دولت و شهرداری معمولاً قرار نمی‌گیرد! می‌گیرد؟ یادمان باشد هوا که از دست برود؛ هوا که بی کیفیت شود؛ زندگی بی‌کیفیت خواهد شد. زیرا بر بنیاد آموزه شاخص سرزمین شاد[۹] – Happy Planet Index - مردمان شاد، مردمان خلاق و مردمان کارآفرین نمی‌توانند در چنین هوایی و چنین سرزمینی بهترین کیفیت خود را بروز دهند و این می‌تواند بزرگترین هشدار برای کلان‌نگران حکومتی باشد که اگر همچنان منفعلانه در برابر این معضل رویه کنونی را ادامه دهند، گام به گام ممکن است آنها را از دستیابی به پیش‌بینی‌هاشان در سند چشم‌انداز ایران ۱۴۰۰ بیشتر بازدارد. پی نوشت ها:[۱] http://www.tabiatbakhtiari.com/archives/۱۳۵۰ [۲] http://mohammaddarvish.com/desert/archives/۶۹۵۷ [۳] http://sadrayesabz.blogfa.com/post-۵۶.aspx [۴] http://www.mashreghnews.ir/fa/news/۸۲۱۸۹/%D۸%AF%D۹%۸۸%D۸%AF-%D۸%AE%D۹%۸۸%D۸%AF%D۸%B۱%D۹%۸۸%D۹%۸۷%D۸%A۷%DB%۸C-%D۸%A۸%DB%۸C%E۲%۸۰%۸C%DA%A۹%DB%۸C%D۹%۸۱%DB%۸C%D۸%AA-%D۸%A۸%D۹%۸۷%E۲%۸۰%۸C%DA%۸۶%D۸%B۴%D۹%۸۵%E۲%۸۰%۸C%D۸%AA%D۹%۸۷%D۸%B۱%D۸%A۷%D۹%۸۶-%D۹%۸۵%DB%۸C%E۲%۸۰%۸C%D۸%B۱%D۹%۸۸%D۸%AF [۵] http://avayesabz.net/weblog/?p=۲۵۰۶ [۶] http://www.khabaronline.ir/detail/۱۸۹۲۵۳/%D۸%A۲%D۹%۸۴%D۹%۸۸%D۸%AF%DA%AF%DB%۸C-%D۹%۸۷%D۹%۸۸%D۸%A۷-%D۸%A۲%D۸%A۸-%D۹%۸۸-%D۹%۸۷%D۹%۸۸%D۸%A۷-/%D۹%۸۵%D۸%AD%DB%۸C%D۸%B۷-%D۸%B۲%DB%۸C%D۸%B۳%D۸%AA/%D۸%AC%D۸%A۷%D۹%۸۵%D۸%B۹%D۹%۸۷ [۷] http://www.fardanews.com/fa/news/۱۷۵۵۰۵/%D۸%B۲%D۹%۸۶%DA%AF-%D۹%۸۷%D۸%B۴%D۸%AF%D۸%A۷%D۸%B۱-%D۸%A۲%D۹%۸۴%D۹%۸۸%D۸%AF%DA%AF%DB%۸C-%D۹%۸۷%D۹%۸۸%D۸%A۷%DB%۸C-%D۸%AA%D۹%۸۷%D۸%B۱%D۸%A۷%D۹%۸۶-%D۸%A۸%D۹%۸۷-%D۸%B۵%D۸%AF%D۸%A۷-%D۸%AF%D۸%B۱-%D۸%A۲%D۹%۸۵%D۸%AF [۸] http://www.fardanews.com/fa/news/۱۷۵۷۷۹/%D۸%AE%D۸%B۳%D۸%A۷%D۸%B۱%D۸%AA-%DB%B۸-%D۹%۸۵%D۹%۸A%D۹%۸۴%D۹%۸A%D۸%A۷%D۸%B۱%D۸%AF%D۹%۸A-%D۸%A۷%D۸%B۲-%D۸%A۲%D۹%۸۴%D۹%۸۸%D۸%AF%DA%AF%D۹%۸A-%D۹%۸۷%D۹%۸۸%D۸%A۷%D۹%۸A-%D۹%BE%D۸%A۷%D۹%۸A%D۸%AA%D۸%AE%D۸%AA [۹] http://en.wikipedia.org/wiki/Happy_Planet_Index منبع: خبر آنلاین ]]> محیط زیست Fri, 16 Dec 2011 08:46:57 GMT http://ibnanews.com/vdcd.o092yt0joa26y.html شکست تیم ملی مهمتر ازمرگ محیطبانان http://ibnanews.com/vdcc.0qea2bq41la82.html محمد درویش در گفتگو با وگن کایند به بررسی وضعیت اسعد تقی زاده محیط بان محکوم به اعدام در منطقه دنا پرداخت.به گزارش ایبنانیوز، وگن کایند از محمد درویش پرسیده است: «اخيرا در مورد محيط باني که در انتظار اجراي حکم اعدام هست، صحبت هاي زيادي از جانب خانواده مقتول، کارشناسان محيط زيست، مقامات مسئول و خود شما شده است. جداي از هر حکمي که قرار هست صادر شود که اميدواریم ختم به خير شود نظر شما در مورد مقوله محيط باني و نظارت و حفاظت از جنگل ها چيست، چه راهکاري بايد در پيش گرفت تا اينچنين مسائلي پيش نياد، معيار خاصي بايد در خصوص محيط باني و کلا مقوله محيط زيست و حيات وحس بايد رعايت شود که در کشور ما به آن پرداخته نمي شود؟» درویش در پاسخ به این پرسش گفت: مشکل اصلی که در حوزه محیط بانی داریم این است که شغلی مثل محیط بانی یا جنگل بانی یا رنجری (Ranger) جزو شغلهای پر تقاضا و جذاب در دنیا ست و خیلی ها دوست دارند که آنرا انتخاب کنند؛ در کشور ما تبدیل به یکی از شغلهای پر خطر در کشور ما شده است: کسی که محیط بان یا جنگل بان میشود درست مثل این است که وارد جبهه جنگ شده، باید اشهدش را بگوید و برود سر کار! محمد درویش افزود: چون در طی سه دهه اخیر ۱۲۳ نفر شهید داشته ایم:حدود ۱۱۲ محیط بان و ۱۱ جنگل بان شهید و حدود ۵۰۰۰ نفر زخمی ومعلول شده و یا جان و مالشان تهدید شده است! و خسارتهای دیگر دیدند. مردمی که باید قدردان افرادی مانند محیط بانها و جنگل بانها باشند -چون آنها نیز قرار است که از موجودیت طبیعی و گیاهی و جانوری ما نگهداری کنند برای اینکه این کشور بتونه برای نسلهای آینده ما نیز همچنان عرصه مناسبی برای زیستن باشد-چرا در هیبت متخلف، قاچاقچی چوب و شکارچی به جان همین محیط بانها افتاده اند و اینها در دو جبهه با هم درگیرند؟ تلفات شکارچیها هم کمتر از محیط بانها نبوده است. درویش گفت: وقتی به این نتیجه میرسیم که راه حل یا منطقی غلط است، به جای اصرار در آن منطق باید سعی کنیم تا زاویه دیدمان را تغییر دهیم، به نظر من منطق سر نیزه و چکمه برای حفاظت از عرصه های طبیعی منطقی است که آزمون خود را پس داده و نمیتواند جوابگو باشد، در کشوری مثل ایالات متحده که چندین برابر ایران وسعت و چندین برابر ایران مناطق حفاظت شده دارد در طول ۸۰ سال گذشته حتی یک چهارم این تلفات برای رنجر هایشان به بار نیامده و تازه اغلب رنجرهایی هم که کشته شده اند بخاطر حوادث طبیعی بوده، نه اینکه با تیر مستقیم شکارچی کشته شوند!محمد درویش افزود: پس میشه صورت مسئله را طور دیگری مطرح کرد که بجای اینکه مردم و محیط بانها و جنگل بانها رو در روی هم قرار بگیرند، درکنار هم باشند؛ مانند اتفاقی که در روستای سرخ چشمه در خراسان شمالی افتاد و مردم خودشان حامی یوز پلنگها شدند، مانند اتفاقی که در کانی برازان افتاد (که قبلا بهش اشاره شد) پس این اتفاق میتواند بیفتد. اگر گروهی مرکب از جامعه شناسان، روانشناسان، حقوقدانها، فعالین محیط زیست و نمایندگانی از همان شکارچیان و مردم محلی دورهم جمع کرده و موضوع را بررسی کنیم، همایش برگزار کنیم و در این بین راهکاری عملیتر انتخاب کنیم. محمد درویش در پایان گفت: چطور وقتی که تیم ملی فوتبال ما شکست میخوره بلافاصله در مجلس کمیته ای بنام "بررسی دلایل شکست تیم ملی فوتبال ایران" (!!) تشکیل میشود! بیش از ۳۰۰-۴۰۰ نفر تا کنون در عرصه های طبیعی ما کشته شده اند این تعداد قابل توجه ارزش یک شکست تیم ملی قوتبال را ندارند؟؟!! که کمیته ای نیز در مجلس تشکیل شود برای بررسی دلایل بالای تلفات انسانی در عرصه های حفاظت شده ما؟! ]]> محیط زیست Fri, 16 Dec 2011 08:42:08 GMT http://ibnanews.com/vdcc.0qea2bq41la82.html آیا 40 سال دیگر ایران پر آب میشود؟! http://ibnanews.com/vdcj.xemfuqeoysfzu.html یادداشت / محمد درويش چهارشنبه هفته گذشته، معاون جديد محيط دريايي سازمان حفاظت محيط‌زيست كشور، دكتر عبدالرضا كرباسي در گفت‌وگو با برخي از اربابان جرايد، پرده از يك خبر مسرت‌بخش برداشت. خبري كه براي عينيت يافتن آن بايد فقط چهار دهه ديگر انتظار كشيد! آن خبر اين است كه بر اثر تغييرات اقليمي ظرف حدود ۴۰ سال آينده متوسط بارندگي سالانه در ايران از ۲۵۰ ميلي‌متر به ۵۶۰ ميلي‌متر، يعني بيش از دو برابر افزايش خواهد يافت (دقت كنيد كه ايشان نمي‌گويند: بارندگي سالانه مثلا به حدود ۵۰۰ يا ۶۰۰ ميلي‌متر مي‌رسد، بلكه دقيقا مي‌گويند: ۵۶۰ ميلي‌متر! اين يعني دقت محاسبه جناب معاون بسيار بالا و بر بنياد پژوهشي گسترده و كامل صورت گرفته است! نه؟). به اين‌ترتيب، بايد ايراني‌ها خود را براي زندگي در يك آب‌وهواي شبه لندني آماده كنند! زيرا ميانگين ريزش‌هاي آسماني سالانه در شهر لندن هم فقط اندكي بيشتر بوده و حدود ۶۰۰ ميلي‌متر در سال است. ايشان به اين هم بسنده نكردند و دو نكته آماري ديگر را نيز درباره وضعيت اقليمي و منابع آب كشور براي نخستين بار افشا كردند. يكي آنكه در طول سال‌هاي اخير، بين ۱۵ تا ۱۶ ميلي‌متر در سال بر ميزان بارندگي كشور اضافه مي‌شود و دوم اينكه حدود ۲۷۰ ميليارد مترمكعب از ريزش‌هاي آسماني ايران از طريق رودخانه‌ها يا به درياي‌خزر و خليج‌فارس مي‌ريزد يا وارد سفره‌هاي آب زيرزميني ‌شده و از دسترس خارج مي‌شود! دست آخر اينكه اين مقام عالي رتبه و متخصص در سازمان حفاظت محيط‌زيست اعلام كرد كه در طول يك‌صد سال گذشته حدود ۵/۱ درجه سانتي‌گراد متوسط دماي زمين در اثر فرآيند تغيير اقليم و جهان‌گرمايي افزايش يافته است و اين روند تا حدود سه سال ديگر (يعني سال ۲۰۱۵) سبب مي‌شود تا دماي زمين يك درجه ديگر هم گرم‌تر شود. خُب، حالا پس از مرور اين سخنان مي‌خواهم بگويم كه همه خبرهايي كه جناب معاون آقاي محمدي‌زاده اعلام كردند، كاملا دست اول و بي‌نظير بود! زيرا حقيقت ندارد! در واقع سخنان اين مقام مسوول، نه‌تنها مسرت‌بخش نيست، بلكه اگر واقعا چنين آمارهايي را ارايه داده و رسانه‌ها به درستي و امانتداري آنها را انتقال و انتشار داده باشند، دكتر عبدالرضا كرباسي بايد همين امروز از مقام خويش استعفا دهد. زيرا اولا از مجموع ريزش‌هاي آسماني سالانه كشور، به حجم ۴۰۰ ميليارد مترمكعب، حدود ۲۷۰ ميليارد مترمكعب تبخير ‌شده و عملا در دسترس قرار نمي‌گيرد، نه اينكه جاري شده و به درياها و سفره‌هاي آب زيرزميني بريزد! نكته ساده‌اي كه آن را هر دانشجوي سال اولي در گرايش‌هاي آب و منابع طبيعي و محيط‌زيست مي‌داند. دوم اينكه مطابق اعلام مراجع رسمي IPCC، ميزان افزايش متوسط دماي كره‌زمين در طول يك‌صد سال اخير حدود ۷۴/۰درجه سانتي‌گراد بوده است، در صورتي كه آقاي دكتر اين رقم را بيش از دو برابر ذكر كرد كه بايد ديد مرجع مورد استناد ايشان چيست يا كيست؟ سوم اينكه بر اساس دومين گزارش ملي ايران درباره تغييرات اقليمي و فرصت‌ها و تهديدهاي پيرامون آن‌كه اتفاقا همين هفته گذشته روي درگاه مجازي كنوانسيون سازمان ملل متحد درباره تغييرات اقليمي يا همان UNFCCC قرار گرفت، ميزان منابع آبي ايران تا كمتر از ۱۰ سال ديگر چنان كاهش خواهد يافت كه سرانه آب در دسترس ايرانيان به كمتر از ۱۳۰۰ مترمكعب در سال مي‌رسد، در صورتي كه اين رقم هم‌اكنون حدود ۱۷۳۰ مترمكعب در سال است. چهارم اينكه رقم افزايش ۱۵ يا ۱۶ ميلي‌متر بارندگي سالانه در كشور در طول چند سال اخير چگونه ممكن است؟ وقتي كه ايران مطابق گزارش‌هاي رسمي وزارت نيرو، سازمان هواشناسي و مركز پايش خشكسالي وزارت جهاد كشاورزي اغلب با خشكسالي متوسط تا شديد روبه‌رو بوده است! به راستي چه دليلي دارد تا همه به جز آقاي معاون بكوشند تا واقعيت‌ها را وارونه جلوه دهند؟! پنجم اينكه بر بنياد مطالعات و پژوهش‌هاي متعددي كه توسط اقليم‌شناسان از كشورهاي مختلف صورت گرفته، ايران در سال‌هاي ۲۰۲۵، ۲۰۵۰ تا ۲۰۸۵ با تنش‌هاي آبي گسترده‌تر و شديدتري هم روبه‌رو خواهد شد. دست آخر اينكه فايده اين اظهارات شگفت‌آور واقعا چيست؟ جز اينكه در بدترين حالت، يعني حالتي كه حرف آقاي معاون از سوي برنامه‌ريزان و كلان‌نگران طراح چيدمان توسعه در كشور جدي گرفته شود، سبب مي‌شود تا سرمايه‌گذاري‌هاي صورت‌گرفته براي كاهش ميزان هدر رفت آب، افزايش راندمان آبياري در بخش كشاورزي و مهار حفر چاه‌هاي غيرمجاز به كمينه رسيده و در نتيجه كشور با شتابي بيشتر به سوي فرجام تلخ عربستان سعودي پيش رود؟ و در بهترين حالت، يعني حالتي كه كسي حرف جناب كرباسي را جدي نگيرد، سبب مي‌شود تا جايگاه و منزلت سازمان حفاظت محيط‌زيست و روند نحوه انتخاب مديران ارشد آن در حوزه‌هاي تخصصي بيش از پيش اعتبار خود را در نزد نهادها و شخصيت‌هاي حقيقي و حقوقي علمي و پژوهشي كشور از دست بدهد؟!منبع: روزنامه شرق ]]> محیط زیست Thu, 15 Dec 2011 20:22:39 GMT http://ibnanews.com/vdcj.xemfuqeoysfzu.html بحران آب عربستان؛ نتیجه غفلت مدیران http://ibnanews.com/vdcd.x092yt0j9a26y.html یادداشت / محمّد درویشعربستان سعودی، به عنوان بزرگترین و ثروتمندترین کشور خاورمیانه، امروز بیش از هر زمان دیگری از پاشنه آشیلش رنج می­ برد؛ پاشنه آشیلی که ممکن است نه تنها بسیاری از برنامه­های بلندپروازانه این کشور را آشکارا به مخاطره بیاندازد، بلکه تنش های اجتماعی گسترده ای را در سراسر خاکش دامن زده و بر موج نارضایتی ها از این رژیم پادشاهی بیافزاید. وضعیت به گونه ای است که میزان منابع آب شیرین در دسترس این کشور هم اکنون به پایین ترین مقدار خود، یعنی یک میلیارد متر مکعب در سال کاهش یافته است؛ در حالی که نیاز جمعیت ۲۸ میلیون نفری این کشور، دست کم، دو نیم برابر این مقدار است[۱]. به دیگر سخن، با شکست برنامه­های دولت سعودی در نمک زدایی از آب و کاهش چشمگیر اندوخته های آب فسیلی این کشور، حالا نه تنها سعودی ها آبی برای تأمین نیازهای بلندپروازانه خود در تولید و خودکفایی محصولات کشاورزی ندارند، بلکه حتی از کمینه آب شرب مورد نیاز شهروندان شان هم محروم مانده اند. شرایط بحرانی عربستان در جهانی رخداده که پیوسته از جنگ و مناقشات بر سر آب، به عنوان مهم ترین چالش پیش رو یاد می شود و عربستان در منطقه ای قرار گرفته که از این منظر، تنش آفرین ترین است. به نحوی که در طول پنج دهه گذشته، از حدود ۳۷ برخورد خشن و مخاصمه آمیز که بین کشورها بر سر آب پدید آمده، فقط ۷ مورد آن مربوط به خاورمیانه نبوده است. این در حالی است که تنها در طول دهه نخست قرن بیست و یکم، به فهرست کشورهایی که مردمان شان با تنش آبی روبرو هستند، نام ۲۴ کشور جدید هم افزوده شد که اغلب در خاور میانه استقرار دارند. گزارش سال ۲۰۰۷ بانک جهانی نیز از این منظر حایز اهمیت است که تأکید کرد: اندوخته های آب شیرین منطقه خاورمیانه به نسبت سال ۱۹۶۰ میلادی بیش از یک سوم کاهش یافته است. همان گزارش می­گوید جهانیان در طول ۱۵ سال (۱۹۸۷ الی ۲۰۰۲) افزون بر ۳ هزار و ۸۰۷ میلیارد و ۴۰۰ میلیون مترمکعب از اندوخته­های آب شیرین خود را از دست داده­اند. در حقیقت، مجموع ذخایر آب شیرین در خاورمیانه، عرصه­ای که ۱۴ درصد سهم خشکی های جهان را به خود اختصاص داده، فقط ۲ درصد است[۲] و در این میان، کشورهایی نظیر عربستان، کویت، قطر و امارات متحده عربی، تقریباً تمامی آب­های موجود در آبخوان­ها و سفره­های آب زیرزمینی­ و حتا آب­های فسیلی­شان را مصرف کرده­اند[۳]. به همین دلیل، چاره­ای جز استفاده روزافزون از آب شیرین کن های برقی و خورشیدی و روش های نمک زدایی از آب ندارند. روش بسیار پرهزینه­ای که منجر به انباشت زباله­هایی بسیار خطرناک از باقیمانده مواد موجود در این دستگاه­های آب شیرین کن می­شود که هنوز عملاً هیچ روش علمی و پایداری برای دفع بهداشتی یا بازیافت آنها ابداع نشده و اینک خبر می رسد که ادامه این برنامه ها با تردید جدی روبرو شده است. بنابراین، اگر امروز خبر می رسد که بیش از یک سوم از شهروندان عربستانی از کمبود شدید آب رنج می برند، نباید شگفت زده شد که چگونه ممکن است در کشوری که میلیاردها دلار ثروت را سالانه از طریق فروش نفت و پذیرش گردشگر مذهبی جذب می کند، هنوز تأمین آب شرب، مهمترین مسأله و کابوس شاهزاده های سعودی باشد. بلندپروازی های نابخردانه و آزمندانه و کوشش برای خودکفایی و حتی صدور گندم (بخوان خواب خرگوشی!)، باید هم که چنین عقوبتی را در پی داشته باشد؛ زیرا طبیعت با کسی شوخی ندارد! دارد؟ باشد که از سرنوشت عربستان عبرت گرفته و اجازه ندهیم تا چیدمان توسعه مان بدون توجه به ملاحظات بوم شناختی سرزمین، طراحی شده و به اجرا درآید. * عضو هیأت علمی مؤسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع کشور پی نوشت ها:[۱] ماهنامه KWC – شماره ۴۴ – آذر ۱۳۹۰. [۲] نی ریزی، سعید. ۱۳۸۱. بحران های بین المللی منابع آب، اهمیت آب در خاورمیانه. فصلنامه آب و فاضلاب، شماره ۴۱. [۳] http://www.ensani.ir/storage/Files/۲۰۱۰۱۱۰۳۰۸۴۸۵۲-۱۹۲.pdf منبع: خبرآنلاین ]]> محیط زیست Wed, 07 Dec 2011 14:37:11 GMT http://ibnanews.com/vdcd.x092yt0j9a26y.html چهل سال آینده، ایران پر آب میشود؟ http://ibnanews.com/vdcc.iqea2bq4pla82.html نگرانی هایی بسیاری در ایران از خشکسالی های پی درپی وجود دارد. نگرانی هایی که امسال به خشک شدن دریاچه ارومیه هم رسید. اما گویا محیط زیست نگران بی آبی در ایران نیست. به گفته عبدالرضا کرباسی، معاون محیط دریایی سازمان محیط زیست ایران تا ۴۰ سال آینده، کشور پر آبی می شود: "ایران کشوری است که تحت تأثیر تغییرات اقلیمی نه تنها کم آب نمی‌شود بلکه بر اثر تغییرات اقلیمی ظرف حدود ۴۰ سال آینده متوسط بارندگی سالیانه در ایران از ۲۵۰ میلیمتر به ۵۶۰ میلیمتر یعنی بیش از دو برابر می‌رسد." این در حالی است که در دو دهه گذشته، ایران سال های بسیاری را در خشکسالی سپری کرده است و دولت و کشاورزان خسارت های بسیاری به خاطر آن داده اند. همچنین اعلام شده است که متوسط بارندگی در ایران، یک سوم متوسط جهانی است و این یعنی ایران کلا کشور بی آبی است. با این حال معاون محیط زیست دریایی سازمان محیط زیست معتقد است به دلیل گرم شدن زمین، اوضاع آبی ایران خوب می شود. او دراین باره به مهر گفته است: "متأسفانه از چند سال پیش که بحث تغییرات اقلیم در ایران مطرح شده است به دلیل نبود نیروی کافی متخصص در زمینه هوا و اقلیم در کشور تحت تأثیر نظرات کارشناسان دیگر کشورها تصور می شود که ایران به دلیل تغییرات آب و هوایی در سال های آینده کم آب تر می شود در حالیکه بنده از سال ۱۳۸۰ تا کنون به کرات اعلام کرده ام بر اساس نقشه های تغییرات اقلیم ایران بر اثر این تغییرات پرآب می شود نه کم آب." اما اگر این پیش بینی معاون سازمان محیط زیست درست باشد، باید در انتظار سیل و عوارض ناشی از بارندگی های پیش بینی نشده در نیم قرن آینده بود. چه اینکه خشکسالی های گذشته و البته عدم توجه به حفظ محیط زیست و تخریب جنگل ها، تمام موانع ایجاد سیل را از بین برده است. سابقه هم نشان داده کشورهای کویری مانند ایران، چندان توانایی هضم بارندگی های سنگین را ندارد. سیلی که سال گذشته پاکستان را به فلاکت رساند، به دلیل عدم آمادگی زیست محیطی برای پذیرش بارندگی های غیرمعمول بود. مدیریت نادرست، خشکسالی درپی دارد معاون محیط دریایی سازمان محیط زیست همچنین گفت: در حال حاضر نیز در همین شرایطی که همه دم از کم آبی و بی آبی در کشور می زنند طبق آمار وزارت نیرو سالیانه بین ۱۵ تا۱۶ میلیمتر افزایش بارندگی داریم اما به دلیل نداشتن مدیریت صحیح بر منابع آب همواره با کمبود مواجه هستیم. کرباسی با اشاره به اینکه در حال حاضر در ایران ۴۰۰ میلیارد متر مکعب ریزش برف و باران وجود دارد گفت: از این مقدار تنها ۱۳۰ میلیارد متر مکعب آن مصرف می شود و حدود ۲۷۰ میلیارد متر مکعب آن از طریق رودخانه ها به خلیج فارس و دریای خزر ریخته می شود یا وارد سفره های آب زیر زمینی می شود. از این ۱۳۰ میلیارد متر مکعب ۱۱۰ میلیارد متر مکعب آن دربخش کشاورزی مصرف می شود وتنها ۲۰ میلیارد متر مکعب آن برای ۷۰ میلیون نفر جمعیت و صنایعی که در آنها آب مورد استفاده است مصرف می شود. این موضع نشان دهنده عدم مدیریت منابع آب در کشور است و اینکه بخش عمده ای از منابع آبی در کشوربه دلیل استفاده نکردن از تکنولوژی های روز دنیا درآبیاری و کود دهی صرف مصارف کشاورزی می شود که با اصلاح این روش ها می‌شود به راحتی نصف این ۱۱۰ میلیارد متر مکعب آب راصرفه جویی کرد." او معتقد است مدیریت آب در ایران کشور را به سمت خشکسالی می برد و نه کم بارشی: "درست است که ایران در اقلیم خشک و نیمه خشک واقع شده اما با این شیوه مدیریتی که روی منابع آب اعمال می کنیم کشور را به سمت خشکسالی مطلق می بریم و حتی با دو برابر شدن میزان بارندگی که در اثر تغییرات جهانی آب و هوا برای ایران تصور می شود باز هم با کمبود آب مواجه می شویم." منبع: خبرآنلاین ]]> محیط زیست Wed, 07 Dec 2011 14:30:15 GMT http://ibnanews.com/vdcc.iqea2bq4pla82.html