آژانس خبری بختياری - آخرين عناوين سياسی :: rss_full_edition http://ibnanews.com/vsnd2fl06tmcy.a2y.html Sun, 29 Jan 2012 04:37:01 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://ibnanews.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif آژانس خبری بختياری http://ibnanews.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام آژانس خبری بختياری (ايبنانيوز) بلامانع است. Sun, 29 Jan 2012 04:37:01 GMT سياسی 60 توصیه علما به استاندار خوزستان در مورد فرهنگسرا http://ibnanews.com/vdcb.ab0urhb98iupr.html برخی علمای خوزستان در جلسه با استاندار خوزستان، تدفین فرهنگسرای در حال ساخت بهمن علاءالدین اهواز را موجب جریحه دار شدن احساسات برخی هنرمندان و شهروندان دانسته و به استاندار خوزستان توصیه کرده اند در جلسه ای از نزدیک سخنان منتقدان را بشنود و تصمیم مقتضی برای حل این مشکل اتخاذ نماید. به گزارش ايبنانيوز به نقل از آژانس خبری خوزستان (خوزنا)، جعفر حجازی استاندار خوزستان در این جلسه مسئولیت تخریب فونداسیون فرهنگسرا را متوجه شهردار اهواز دانسته و در ادامه، برخی نکات را درباره منتقدان خود مطرح نموده است که علما، با تاکید بر عدم پذیرش نکات مطرح شده درباره منتقدان استاندار، مجدداً بر ضرورت تشکیل جلسه استاندار خوزستان با آنها راجع به دفن فرهنگسرای در حال ساخت اهواز، تأکید نموده اند. ]]> سياسی Sun, 29 Jan 2012 08:49:54 GMT http://ibnanews.com/vdcb.ab0urhb98iupr.html اسکندر صالحی: این همه پیامک علیه قوم لر ! http://ibnanews.com/vdca.unik49nou5k14.html اسکندر صالحی، شاعر و نویسنده در یادداشتی که در سایت خبری تابناتک منتشر نمود، به بررسی برخی زوایای پیامک های هجوآمیز علیه اقوام ایرانی پرداخت.به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز)، متن یادداشت اسکندر صالحی بدین شرح است:اولش به عادت همیشه، از خواندن این قبیل پیامک‌ها استقبال می‌کردم؛ خنده‌ای و کاستن از بار سنگین این بودن و... نیز فراموش کردن سنگینی بیهوده کارهای روزمره. دوستی می‌پرسید: «یه پیامک درباره لرها برات بخونم» و ما که لر بودیم بیشتر خندیدیم و این اتفاق چندین و چند روز تکرار شد تا دوست دیگری پرسید: «یه پیامک درباره لرها برات بخونم»، خندیدن که تمام شد، پرسیدم: راستی چرا مدتی است این همه پیامک هجو آمیز علیه لرها دست به دست می‌شود؟ در این باره چند نکته پراکنده را به قصد تأمل، مرور می‌کنیم: نخست؛ نبود رسانه‌های رسمی طنز، این ضرورت زندگی را حذف نکرده، بلکه زیر زمینی کرده با همه تبعاتش. (امید که دست‌کم آنان که بر مسند مسئولیتند، در این بار چاره‌ای بیندیشند و بقیه مسئولان هم اندکی آستانه تحملشان را بالا ببرند) دوم؛ رد طنز را می‌توان در آثار مکتوب فارسی به قرن‌ها پیش برگرداند؛ البته بیشتر به نظم. نکته جالب اما این است که در این طنزها بیش از هر چیزی، «تیپ» محور است. سوم؛ ظاهرا، طنزی که محور آن اقوام ایرانی است، سابقه چندانی ندارد. دیر زمانی نیست که ترک، لر، و رشتی به جای تیپ‌ها می‌نشینند. از آنجا که این قبیل طنزها ـ که حالا دیگر طنز آموزنده نیست، بلکه هجو نیشدار و مخرب است ـ در آثار معتبری ثبت نشده، برای سخن گفتن در این باب، صرفا می‌توان بر حدس و گمان تکیه کرد. درباره دلایل این چرخش در طنزهای فارسی و علل پیدایی آن، سخن‌ها رفته است. بسیاری علت اصلی این امر را سیاسی می‌دانند. با توجه به همزمانی این امر با تقویت دولت مرکزی در ایران، این سخن چندان بی راه نیست! بسیاری ترس این دولت و شخص شاه را دلیل این امر می‌دانند. رضا شاه و مرشدانش که برآمده از انقلاب مشروطه خواهانه ترک‌ها و لرها بودند و آن را به یغما برده بودند، و از شمالی‌های آشنا با جهان جدید می‌ترسیدند، چه می‌توانستند کرد، جز پنهان کردن ترسشان در پرده هجو این اقوام؟ چهارم؛ لرها به شهادت تاریخ مکتوب، همواره خود را ایرانی و فرزند ایران می‌دانسته‌اند؛ پس از اسلام در ایمان خود محکم بوده‌اند؛ با روحانیت رابطه‌ای وثیق داشته تا جایی که، مثلا، رضا شاه اگر از آیت الله بروجردی به چند دلیل حساب می‌برد، یکی از این دلایل، قوم او بود که به اشاره ایشان، روز روشن را بر شاهنشاه شب تار می‌توانستند نمود. به همین سبب، امام خمینی( ره) هم در تأدیب شاه به پشتیبانی این قوم اشاره می‌کرد. در خاطرات برخی از درباریان آن زمان هم اشاراتی به ترس از قوم لر هست. از آغاز انقلاب اسلامی تاکنون نیز این قوم پا به پای بقیه ملت ایران در همه میدان‌ها، پشتیبان جمهوری اسلای و رهبری انقلاب بوده است. پنجم؛ بر خلاف گذشته، آنچه برای نظام مستقر خطر به شمار می‌رود، نه اتحاد اقوام ایرانی که تشتت و تفرقه آنهاست و هم بدین سبب است که بیگانگان دل در گرو ناسازگاری عرب‌ها، آذری‌ها، کردها و بلوچ‌ها و جداسازی این اقوام از سرزمین آبا و اجدادیشان دارند و پیداست که همگان باید در نظر و عمل به این نکته بسیار بدیهی توجه و التزام داشته باشند. بنابراین، دولت مرکزی که در نشریات رسمی‌اش به این دقیقه توجه دارد که باید بجد در پی همگرایی اقوام ایرانی باشد، هرگز به راه آن کسانی نمی‌رود که در پی پراکندن این اقوام بودند. بالاتر از این، سلوک رهبر بزرگوار انقلاب است که، حتی با تحمل برخی هزینه ها و ملامت ها، به جد در نظر، سخن، و عمل به تدبیر همگرایی اقوام ایرانی پرداخته اند. ششم؛ با این همه، ساخت و انتشار این همه پیامک هجوآمیز علیه یک قوم، نمی‌تواند کار یک فرد بی هدف باشد و دست‌کم باید باند یا جریانی با غرض سیاسی و یا امنیتی، متولی آن بوده باشد. این که اعضای این باند چه کسانی هستند و اهدافشان چیست، نه وظیفه این یادداشت مختصر، که وظیفه حافظان امنیت کشور است. آنان باید بر این رویداد اندیشناک باشند و چاره‌اندیشی کنند. قوم لر را از این یاوه‌ها، البته، باکی نیست که فرزندان سبزه دشت و بلندای قله و روشنای چشمه‌های ایرانند و ایران را از خود می‌دانند و همواره پاسدار شجاع این سرزمین خرد و پاکی و روشنی بوده‌اند و آنان که این قبیل می‌بافند، حتما این می‌دانند.ایبنانیوز: به کاربران ارجمند توصیه می شود ضمن مراجعه به اصل یادداشت «این همه پیامک علیه قوم لر» در سایت خبری تابناک، در گفتگوهای داغ کاربران ذیل آن مطلب مشارکت کنند. ]]> سياسی Fri, 20 Jan 2012 09:22:42 GMT http://ibnanews.com/vdca.unik49nou5k14.html آژانس خبری خوزستان (خوزنا): جنبش فرهنگسرا؛ بهانه نقد سوءمدیریتها در خوزستان http://ibnanews.com/vdcg.q93rak9yypr4a.html آژانس خبری خوزستان (خوزنا) روز پنجشنبه 29/10/1390 در یادداشت تحلیلی با عنوان «جنبش فرهنگسرا؛ بهانه نقد سوءمدیریتها در خوزستان»، به بررسی زوایای جدیدی از پرونده تخریب فرهنگسرای بهمن علاءالدین اهواز پرداخت.به گزارش ایبنانیوز، متن کامل گزارش آژانس خبری خوزستان (خوزنا) بدین شرح است:چهل روز از تخریب شبانه فرهنگسرای در حال ساخت بهمن علاءالدین اهواز و دفن مصوبه سفر رئیس جمهور در مرکز استان خوزستان می گذرد و حتی موج خبری آغاز رقابتهای انتخابات مجلس و اخبار داغ تأیید و رد صلاحیتها نیز نتوانست دفن شبانه فرهنگسرا را از کانون توجه افکار عمومی خوزستان خارج سازد؛ از این رو تحلیلگران با تأکید بر کم سابقه بودن دامنه و عمق اعتراضات مدنی در مواجهه با تخریب شبانه فرهنگسرای اهواز، از آن به عنوان «جنبش فرهنگسرا» یاد می کنند؛ جنبشی که در طول حیات ۴۰ روزه خود نشان داده که به دور از سیاست زدگی، دفن شبانه فرهنگسرا را دستمایه نقد سوءمدیریتها در خوزستان قرار داده است. اعتراض به تخریب فرهنگسرا از آغاز تا ورود به هفته ششم روزنامه شرق در ۲۸/۱۰/۱۳۹۰ در گزارشی با عنوان «فرهنگسرای نیمه ساخته، دفن شد» در این باره می نویسد: عمليات خاكريزي توسط شهرداري اهواز روي فوندانسيون فرهنگسراي نيمه‌كاره بهمن علاءالدين اهواز در نيمه‌شب سه‌شنبه ۲۲ آذر سرآغاز جدلي شد كه (چهل روز است) با كش و قوس در فضاي مجازي و حقيقي استان خوزستان، گاه شعله مي‌كشد و گاه آرام مي‌گيرد. هر چند آن شب با تجمع تعدادي از هنرمندان اين اقدام شهرداري به صورت موقت متوقف شد، اما ماموران در شب‌هاي آينده كار خود را ادامه دادند. اهواز از كمبود فضاهاي فرهنگي نظير موزه‌هاي تخصصي از جمله موزه مردم‌شناسي، موزه دفاع مقدس، فرهنگسرا، تالارهاي نمايش و... رنج مي‌برد. كلانشهر يك و نيم ميليون نفري اهواز فقط دو فرهنگسرا دارد كه در نقاط حاشيه‌اي قرار دارند و بخش مركزي شهر بيشترين فقر فضاهاي فرهنگي را تحمل مي‌كند. در شرايطي كه عدم پاسخگويي مسوولان خوزستان در برابر تخريب فرهنگسرا و تالار بهمن علاءالدين اهواز موجب نگراني افكار عمومي شده است، تذكر كتبي ناصر سوداني نماينده اهواز خطاب به وزير كشور در جلسه مورخ ۳۰/۰۹/۹۰ مجلس قرائت شد. سپس عليرضا دهقان نماينده ايذه و عضو كميسيون فرهنگي مجلس در گفت‌وگو با رسانه‌ها اين عمل را غيرفرهنگي ناميد و آن را محكوم كرد. تذكر كتبي اميدوار رضايي عضو هيات رييسه مجلس خطاب به وزير كشور در جلسه مورخ ۰۴/۱۰/۹۰ قرائت شد و سيد شريف حسيني ديگر نماينده اهواز در جلسه مورخ ۰۴/۰۹/۹۰ در تذكر كتبي به رييس‌جمهور خواستار پيگيري وي براي تسريع در تكميل اين پروژه فرهنگي به‌عنوان يكي از مصوبات سفر رييس‌جمهور به خوزستان شد كه اينك زير خروارها خاك دفن شده است. اين پرسش در افكار عمومي خوزستان شكل گرفته است كه اگر اين طرح كارشناسي نبوده، چطور جزو مصوبات سفر رييس‌جمهور قرار گرفت و اگر كارشناسي بوده - كه قطعا چنين است - چرا آن را دفن كرده‌اند؟ بي‌شك هنرمندان و هنردوستان و علاقه‌مندان بهمن علاءالدين از خود مي‌پرسند آيا مصوبه سفر رييس‌جمهور، زير خاك خواهد ماند؟ گزارش روزنامه شرق می افزاید: استاندار خوزستان اما برخلاف دستورات سال گذشته خود مبني بر ادامه كار ساخت تالارها، اولويت را با احداث فضاي سبز در ساحل دانست. سيدجعفر حجازي كه قبلا در تاريخ ۳۱ شهريور ۸۹ به معاون عمراني خود ‌نوشته بود: «با توجه به لزوم و ضرورت ادامه پروژه فرهنگي نيمه‌تمام در ساحل رودخانه و در جوار موزه، اداره كل ارشاد اسلامي مي‌تواند به فعاليت اجرايي خود ادامه داده و نبايد شهرداري كه قبلا مجوز داده است از آن جلوگيري كند. ضرورت دارد دنبال كنيد که پروژه فورا اجرايي شود»، اكنون مي‌گويد: «اشتباهاتي در گذشته صورت گرفته و تالارهاي همايش اهواز بايد به محل ديگري جابه‌جا شوند.». در حالي كه به دليل تاخير و ممانعت در اجراي پروژه فقط امسال ۴۰۰ ميليون تومان اعتبار عمراني يا بايد برگشت داده شود يا صرف خريد ميز، صندلي، خودكار، پوشه و... شود. اين در حالي است كه هم‌اكنون به ازاي هر صد نفر جمعيت كمي بيش از سه مترمربع فضاي فرهنگي و هنري در استان موجود است كه اين فضا در مركز استان، حدود ۵/۲ مترمربع و كمتر از سرانه متوسط است. همچنين سرانه صندلي نمايش به نفر در استان يك صندلي به ازاي ۴۸۵ نفر است كه اين سرانه در شهر اهواز يك صندلي به ازاي بيش از يك هزار و ۵۵۰ نفر است. به گزارش خوزنا، شهروندان خوزستانی در ۴۰ روز اخیر در وبلاگها و وبسایت ها و روزنامه های محلی با انتشار دهها یادداشت تحلیلی، دهها قطعه شعر و دلنوشته، چندین کاریکاتور، چندین قطعه عکس مستند از تخریب شبانه، اسنادی که گویای تناقضگویی مدیران است، انتشار بیانیه ۲۰۰ هنرمند اهوازی، گزارش های تحلیلی، فراخوان شعر با عنوان "بهمن و کارون"، بیانیه وبلاگنویسان جنوبغرب کشور، فراخوان عکس و طرح و کاریکاتور، شکایت به مراجع رسمی نظیر سازمان بازرسی و دادگستری، انتشار ویدئوهای کوتاه و بلوتوث هایی از تخریب شبانه فرهنگسرا برگرفته از تصویر موجود در اینترنت و... اعتراض خود را نشان داده اند. جنبش فرهنگسرا چه هست و چه نیست؟ و به دنبال چیست؟ ملی شدن صنعت نفت، که نخبگان و عموم شهروندان خوزستان نقش منحصر بفردی در پیروزی آن داشتند، برای خوزستان نتایج خوبی در پی نداشت. یکی از دهها نتیجه منفی ملی شدن صنعت نفت برای خوزستان، غلبه اقتصاد دولتی بر اقتصاد بخش خصوصی بود. هم اکنون خوزستان در میان استانهای کشور «دولتی ترین اقتصاد» را داراست و سایه سنگین اقتصاد دولتی بر استان خوزستان باعث تضعیف هرچه بیشتر بخش خصوصی در تمام حوزه ها اعم از اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مدنی شده است. وجود منافع کلان اقتصادی در بخش دولتی خوزستان باعث شکل گیری «کانون های قدرت و ثروت» شده است؛ ویژگی «کانون های قدرت و ثروت» در خوزستان این است که گفتمان «خوزستان گرایی» را دشمن خود می پندارد؛ در زبان قومگیت گرایی را تقبیح می کند ولی در عمل آن را تقویت می کند تا گفتمان خوزستان گرایی را از میدان خارج کند؛ تغییر دولتها و وقوع تکانها و بحرانهای سیاسی در پایتخت را فرصتی برای خود می داند و از این طریق توانسته اند هم در دولت اصلاح طلب و هم در دولت اصولگرا خود را در پست های مدیریتی حفظ کنند؛ و بالاخره اینکه اجازه نقد قدرت و نقد سوءمدیریتها در خوزستان را به احدی نمی دهند. دولت احمدی نژاد که یکی از اهداف خود را از بین بردن سلطه «کانون های قدرت و ثروت» اعلام کرده بود، لااقل در خوزستان، کارنامه موفقی نداشته است. دفن شبانه پروژه مصوبه سفر رئیس جمهور در اهواز، فرصتی برای شهروندان خوزستانی فراهم کرد که با پایتخت نشنیان به ویژه احمدی نژاد درباره «کانون های قدرت و ثروت در خوزستان» سخن بگویند. در نیمه شب ۲۲ آذر ۱۳۹۰ فرهنگسرای در حال ساخت بهمن علاءالدین اهواز تخریب و دفن شد. این اقدام در حالی صورت می گرفت که این پروژه دو بار در فهرست پروژه های مصوب سفر رئیس جمهوری قرار گرفته و اعتباراتی را از محل اعتبارات سفر رئیس جمهوری دریافت نموده است. اعتراضات مدنی دامنه دار و عمیق نسبت به دفن شبانه فرهنگسرای اهواز، به ویژه با در نظر گرفتن بضاعت تحلیل رفته ی جامعه مدنی خوزستان پس از ملی شدن صنعت نفت، بی شک کم سابقه بوده و بزرگترین جنبش مدنی (غیر قومی) شصت سال اخیر خوزستان به شمار می رود و می توان به جرآت از آن به عنوان «جنبش فرهنگسرا» یاد کرد. انتظار می رود صاحبنظران علوم اجتماعی با بهره گیری از الگوهای علمی و به دور از سیاست زدگی یا ملاحظات اداری مرسوم، تحلیل روشن تری از ابعاد این حرکت اجتماعی ارائه کنند و به این پرسشها پاسخ دهند که جنبش فرهنگسرا چه هست و چه نیست؟ و به دنبال چیست؟ و از این رهگذر به شناخت هرچه بیشتر مشکلات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خوزستان و نیز تحلیل الگوهای حاکم بر واکنش افکارعمومی خوزستان کمک کنند. ]]> سياسی Thu, 19 Jan 2012 15:41:46 GMT http://ibnanews.com/vdcg.q93rak9yypr4a.html "لرستان جنوبی"،میتواند بیانگر هویت مردم لر باشد http://ibnanews.com/vdca.6nik49noe5k14.html یادداشت / ابراهیم خدایی سردبیر نشریه اینترنتی مردم لر (لور) برای من، به عنوان عضو کوچکی از جنبش نوپایی که تلاشی متفاوت برای بهبود وضعیت زندگی مردم لر در تمام ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن به شمار می رود، این مساله چندان مهم نیست که نام "لرستان جنوبی" برای تغییر نام فلان منطقه چقدر با اقبال عمومی مواجه شود یا در فلان نظرسنجی چند درصد آراء را داشته باشد، اگر بنا بود ما موضع مان را بر اساس رای اکثریت انتخاب کنیم اصلا "جنبش اجتماعی" معنایی نداشت و انگیزه ای برای فعالیت اجتماعی نمی ماند. در حال حاضر اکثریت و عموم جامعه لر در حال گریز از هویت خود هستند، کمتر کودکی در خانه خود امکان فراگیری لری را دارد، اسم های اصیل و بومی مناطق به خاطر ناساز بودن با گویش تهرانی در حال تغییر و تعویض هستند و در این تغییر و تعویض کمتر توجهی به خود مسما می شود، شاخه های مختلف لر برای خود نام و عنوان دیگری دست و پا می کنند و.. در این میان اصل محوری جنبش لرگرای کنونی بر این است که لرها می توانند و لازم است با تاکید بیشتر بر قومیت (که به هیچ عنوان مترادف با طایفه گرایی و امثال آن نیست) مهر پایانی بر حاشیه ای بودن و توان اندک خود در زمینه های مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی در طول دو – سه قرن اخیر بزنند و بتوانند در معادلات منطقه ای، ملی و جهانی ایفای نقش مؤثر داشته باشند. در این راستا پیشنهاد نام "لرستان جنوبی" برای تغییر نام استان کهیگیلویه و بویراحمد از یک سوی منفعت بسیاری برای کلیت لر دارد و از سوی دیگر برای خود این استان منشأ خیر خواهد بود. :: مزایای این نام برای استان کهگیلویه و بویراحمد: این نام اولا دارای "جاذبه" برای این استان است، در حالی که نام کنونی اگرچه به راستی ریشه در تاریخ و هویت منطقه دارد اما به عنوان نام استانی که ایلات و طوایف متعددی دارد به خاطر جامع نبودن نمی تواند جاذبه کافی را داشته باشد، اما از آنجا که اکثریت مطلق سکنه این استان و شهرستان های همجوارش "لر" هستند (دقت داشته باشید در لرستان شمالی هم "غیر لر" وجود دارند) چنین نامی همیشه می تواند موجب جذب مناطق همجوار در استان های فارس، خوزستان، بوشهر، اصفهان و چهارمحال و بختیاری باشد، اگر این جاذبه به معنی پیوستن سیاسی و رسمی شهرهای لرنشین همجوار به استان هم نباشد، قطعا به معنی گرایش و علقه فرهنگی خواهد بود. علاوه بر این این نام می تواند بیشتر از نام کنونی یا هر نام دیگری هویت قومی و جغرافیایی مردم این منطقه را برساند، مردم استان را از انزواء فرهنگی خارج کند به راستی گویای زبان ایشان (لری) و تاریخ ایشان (لر بزرگ) و پیوند ایشان با دیگر اقوام لر باشد. :: مزایای این نام برای جنبش مردم لر: از دوره رضاخان این مساله به شدت تبلیغ شده است که لر و زبان و موسیقی لری منحصر به استان لرستان و به طور دقیق شهر خرم آباد است (احتمالا دوستان کهگیلویه و بویراحمدی چندان اطلاعی از وضعیت وخیم "لر" در لرستان شمالی ندارند و اینجا هم مجال شرح آن نیست). اطلاق لرستان جنوبی به استانی که حتی مرز مشترکی با لرستان شمالی ندارد می تواند مهر پایانی بر این تحمیل و حبس و محدودیت باشد، و حاوی پیامی بیدارگر برای هویت و نامی باشد که قرن هاست عادت به عقب نشینی و کمرنگ شدن روز افزون کرده است. شاید موفقیت نام لر در یاسوج مرهمی بر زخم های لر در لرستان و ایلام هم باشد. دو مثال و نمونه کاربردی از لزوم همگرایی لری مثال کاربردی نخست، بازی شهرداری یاسوج- استقلال تهران: روز جمعه نهم دیماه گذشته همراه چند تن از دوستان هم استانی (دورودی) و خوزستانی (عمدتا ساکن بهبهان و اهواز) برای تشویق تیم شهرداری یاسوج به استادیوم آزادی رفتیم و اگر چه اجازه ورود بنر و پلاکارد ها ی مان را ندادند ولی توانستیم به بخشی از کهگیلویه و بویراحمدی هایی که به ورزشگاه آمده بودند این پیام را برسانیم که ما هم با شما هستیم.  وقتی به بسیاری از همشهریان و مخصوصا دانشجویان هم استانی مقیم تهران گفتم که اگر وقت دارید به آزادی بیایید با تعجب می گفتند شهرداری یاسوج چه ارتباطی با ما دارد؟ وقتی می گفتم "لر" هستند اغلب یا اصلا این نکته را نمی دانستند و یا تعلق خاطری نسبت بدان نداشتند، این در حالی است که همه می دانم مردم این خطه بیش از هر منطقه دیگری داعیه لر بودن داشته و دارند ولی به خاطر عدم ارتباط جغرافیایی و سیاسی با استان لرستان برای مردم ما کاملا ناشناخته اند. اگر نام این استان "لرستان حنوبی" بود آیا بازهم امکان داشت که بنده مجبور به توضیح و دلیل و مدرک برای تعلق شهرداری یاسوج به لر (یا برعکس) باشم؟ مثال کاربردی دوم، کاندیدای کهگیلویه و بویراحمدی در تهران: در واقع انگیزه اصلی نگارش این یادداشت را من از کامنتی گرفتم که یک خواننده در زیر یکی از مطالب سایت لور گذاشته بود و از نام "لرستان جنوبی" با این استدلال استقبال کرده بود که آیا این آقای "صدرالله خوشقدم" که در تهران کاندیدا شده می تواند در کنار آراء دیگرش بر رأی قومی و محلی اش هم داشته باشد؟ قطعا رأی مردم کهگیلویه و بویراحمد در پایتخت آنقدر اندک است که هرگز نمی تواند منتهی به نیرو و قدرتی در معادلات مختلف باشد، به همین ترتیب مناطق و گروه های دیگر لر نیز هیچکدام به تنهایی نمی توانند تاثیر گذاری قابل توجهی در تهران داشته باشند، اما اگر این گروه های اندک مقیم مرکز بتوانند مثل آذری های مقیم تهران کنش جمعی داشته باشند آیا هنوز هم فاقد تاثیر می مانند؟ ریشه لر گره خرده به غم یا به هم؟ چند سال پیش در نوشتاری از متن ترانه معروف "لر اصیل" که از همین خطه کهگیلویه و بویراحمد شنیده ایم بیت را چنین نوشتم: همچو دار بلی سفت و محکم ریشه لر گره خرده به هم اما با تذکر شدید مواجه شدم که باید به جای هم باید بنویسم "غم"! و درست هم همین بود، یعنی ملک مسعودی آن را اینگونه می خواند. اما من نمی توانستم بپذیرم که قرائت اشتباه من از قرائت صحیح خود شاعر (احمد انصاری فهلیانی) و خواننده بهتر نیست، وقتی ریشه بلوط می تواند سمبل اتحاد و استواری لر باشد چرا سمبل درماندگی لر در غم و اندوه مشکل باشد؟ ولی حالا انصافا ایمان می آورم که حق با من نبوده و اگر چه آرزوی ما این است که لر همچون ریشه های ناگسستنی بلوطی کهنسال به "هم" بپیوندد و خود را از این فضای تحقیر و محرومیت و حاشیه ای بودنی که سیستم مملکت بدان تحمیل کرده رهایی دهد، اما واقعیت متعین و مشخص کنونی این است که مشکلات و محرومیت و تفرقه همچون درخت شوم و تنومندی در روح و جان مردم این سرزمین ریشه دوانده است. خیلی جالب است وقتی اقلیت بسیار کوچکی نام لرستان جنوبی را پیشنهاد می کند از سوی خود لرها با سخت ترین مخالفت رو به رو می شود به قول معروف باید رونالدو را ول کرد و در اندیشه کنترل غضنفرهای بیشمار خودمان بود! در وضعیت فعلی احتمال عملی اینکه نام استان لرستان کنونی عوض شود بیشتر است تا اینکه نام کهگیلویه و بویراحمد بشود "لرستان جنوبی"، اما مبارزه برای گسترش این نام می تواند نمادی از همکاری و همدلی همه گروه های لر باشد، و حداقل فضا برای نام خنثایی مثل "زاگرس" تلطیف شود و رسما نام "پارسیان" هویت و تاریخ و فرهنگ لری ما را لگد مال تحقیر و تمسخر نکند. متاسفانه این مطلب طولانی می شود اگر وارد بحث درباره این شوم که پیشنهاد و دفاع از "پارسیان" ربطی به ایران دوستی و وطن پرستی ندارد و اینکه لری گویشی از فارسی باشد یا نباشد و در تاریخ سه هزار سال پیش به منطقه ما پارس گفته باشند یا نباشند ربطی به این ندارد که امروز در برابر نام "لر" مقاومت کنیم و هویت جاری خودمان را مستقیم یا غیر مستقیمن انکار کنیم. کسی به ما پارس نمی گوید، وقتی کودک بویراحمدی با معلم خود لری صحبت می کند معلم به او می گوید فارسی بگو! در ثانی گیرم که لری گویشی از فارسی باشد، آیا همین دلیل کافی برای حذف این نام و هویت و گویش از صحنه روزگار است؟ یک انتقاد صنفی از سایت عصر دنا سایت لور قبلا هم از عصر دنا انتقاد کرده است، دوستان ما در عصر دنا باید بدانند اگر ما از آنها انتقاد می کنیم به خاطر آن است که اتفاقا به کارشان علاقه داریم و آنها را مستعد و موفق می دانیم، قطعا اگر عصر دنا ضعیف عمل کرده بود و همچون بسیاری وبلاگ ها و سایت های لر در استاندارد پایینی فعالیت می کرد ما هم دلیلی برای انتقاد از این سایت نداشتیم. اما انتقاد شخص من از این سایت اینست که چرا همیشه مطالب اصلی و تیترها و به طور کلی موج سازی های آن ناظر به اختلافات داخلی استان است؟ در این سایت یا بیانیه مردم شهری علیه شهر دیگری از خود استان می خوانیم و یا درگیری های رجال سیاسی خود استان را. هرچند پرداختن به این مسایل حرام یا بی فایده نیست اما کاش از پتانسیل عصر دنا برای طرح مطالبات استان از مرکز هم کاری صورت می گرفت، به عبارت دیگر به نظر من کار اصلی خبرنگار و نویسنده آزاد باید انتقاد از دولت باشد، زیرا دولت است که منشأ قدرت و ثروت در کشور ماست، بودجه های دولتی است که بودن شان اصفهان و سمنان را آبادتر از کهگیلویه و لرستان می کند، مدیران استان های لرنشین همیشه فرستاده مستقیم مرکز هستند (حداقل استان لرستان از زمان رضاخان هرگز والی یا استانداری بومی نداشته است).در حال حاضر ما در نشریه لور (منحصر به هیچ استانی نیست هرچند کهگیلویه و بویراحمد تنها استانی است که نماینده ای در شورای نویسندگان لور ندارد) تقریبا به طور کامل پایبند به این اصل هستیم که به اختلافات داخلی استان های لر توجهی نشان نمی دهیم، اغلب سایت ها و نشریات استانی چهارمحال و بختیاری، لرستان، خوزستان، ایلام و... نیز هیچ وقت شهرهای استان خودشان را مقابل هم قرار نمی دهند، نه اینکه بروجردی ها انتقادی از خرم آباد یا مسجد سلیمانی ها گلایه ای از ایذه نداشته باشند، اما جای طرح این گلایه ها و مطالبات در یک سایت اینترنتی نیست. به همین ترتیب رسانه ای مثل عصر دنا ارزشمندتر از اینست که به طرح مطالبات یک روستا در مقایسه با روستای مجاورش باشد. در شرایطی که سال هاست افراد مختلفی در مجالس و محافل نماینده مردم ما بوده اند و عملکردشان تفاوت آنچنانی با هم نداشته است آیا هنوز واقعا باید اینهمه میان افراد سیاسی فرق گذاشت و انتقاد فلانی علیه فلانی را تیتر کرد؟ در فضایی که وقتی نام لر را در یک موتور جستجو مثل گوگل تایپ می کنیم بیشتر تصاویر و متون موهن تحویل مان می دهد و یا در توزیع بودجه های ملی پشیزی هم نصیب استان های لرنشین با وجود همه استعداد و نعمت خدادادی شان نمی شود و آب بختیاری و لرستان را به فلات مرکزی می برند درحالی که سی و دو درصد از زمین های الیگودرز دیم است و... آیا مهم است که فرودگاه آیت اله بروجردی در داخل خود شهر باشد یا در سه راهی ملایر-نهاوند-بروجرد؟ بنده اصلا نمی خواهم "عصر دنا" را متهم به تفرقه افکنی بکنم، و حتی اگر چنین کاری ناآگاهانه هم صورت گرفته باشد در قیاس با خدمات این سایت ناچیز است، این انتقاد در حقیقت فقط گوشزدی است از سر دلسوزی و حساسیت و امیدوارم از این به بعد مدیران عصر دنا ترجیح دهند مطالب انتقادی از دولت و مرکز تیتر درشت و ویژه شان باشد تا تیتر کردن اختلافات داخلی استان. ]]> سياسی Wed, 11 Jan 2012 12:54:04 GMT http://ibnanews.com/vdca.6nik49noe5k14.html بازداشت یکی ازمدیران شهرداری اهواز درارتباط باپرونده فرهنگسرا http://ibnanews.com/vdch.zn-t23nwvftd2.html یکی از مدیران شهرداری اهواز در ارتباط با پرونده تخریب فرهنگسرای بهمن علاءالدین بازداشت شد.به گزارش آژانس خبری بختياري (ايبنانيوز) به نقل از خوزنا، صبح امروز سه شنبه ۲۰/۱۰/۱۳۹۰ با حکم بازپرس شعبه دوم کیفری اهواز یکی از مدیران شهرداری اهواز در ارتباط با پرونده تخریب فرهنگسرای بهمن علاءالدین بازداشت شد. گفتنی است بازداشت این مدیر شهرداری اهواز با شکایت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسامی بعنوان متولی ساخت فرهنگسرا صورت گرفته است.خوزنا پیش از این در گزارشی با عنوان »اقدام شهرداری اهواز در تخریب فرهنگسرا خودسرانه بود + سند»، نوشت: «پس از آنکه استاندار خوزستان از کلنگ زنی قریب الوقوع پروژه ساخت فرهنگسرای بهمن علاءالدین مشتمل بر دو تالار سیصد و ششصد نفره در نقطه دیگری از شهر خبر داد، همکاران و نزدیکان شهردار اهواز نه تنها گامی برنداشتند و در عمل، از این موضع استاندار استقبال نکردند بلکه به انتقاد از استاندار پرداختند. تیمی از نزدیکان شهردار در یک تاکتیک رسانه ای و دیپلماسی شفاهی، تخریب فرهنگسرای بهمن علاءالدین را «مستند به دستور استاندار» دانسته و در گفتگو با اصحاب فرهنگ و رسانه، از گزارش کتبی بازرسی استانداری مبنی بر ممنوعیت ادامه این پروژه خبر داده اند و همنوا با هنرمندان و هنردوستان، به انتقاد از حجازی می پرداختند. اگرچه هنرمندان و هنردوستان در انتقادشان از استاندار، ذیحق و صادق بودند، اما انگیزه نزدیکان شهردار، چیز دیگری بود. آنها فقط بخشی از حقیقت را با هنرمندان و هنردوستان در میان می گذاشتند اما سخنی از دستور مورخ ۳۱/۰۶/۱۳۸۹ استاندار خوزستان به میان نمی آوردند.در گزارش قبلی خوزنا آمده بود: «پیگیری های خبرنگار خوزنا نشان می دهد در پی گزارش بازرسی استانداری مبنی بر وجود پاره ای مشکلات قانونی در مسیر اجرایی شدن پروژه احداث فرهنگسرا و نیز صورتجلسه تحویل و تحول که توسط یکی از معاونین وقت اداره کل ارشاد با شهرداری امضا شده بود، مدیرکل جدید ارشاد خوزستان در گردشکار کتبی خواستار اعلام نظر و مداخله استاندار خوزستان برای حل مشکل می شود. استاندار خوزستان با نظر مثبت و برای اجرایی شدن هرچه زودتر این پروژه که جزو پروژه های مصوب سفر رئیس جمهوری بوده، در دستور کتبی خطاب به مهندس خادمی معاون وقت عمرانی استانداری خوزستان خواستار پیگیری وی برای رفع موانع ایجاد شده از سوی شهرداری می شود. متن دستور کتبی استاندار خوزستان (که سند آن در اینجا قابل مشاهده است) به این شرح است: «جناب آقای خادمی. با توجه به لزوم و ضرورت ادامه پروژه فرهنگی نیمه تمام در ساحل رودخانه و در جوار موزه اداره کل ارشاد اسلامی می توانند به فعالیت اجرای خود ادامه داده و نباید شهرداری که قبلاً مجوز داده از آن جلوگیری کند. ضرورت دارد دنبال کنید پروژه فوراً اجرایی شود». امضاء: حجازی ۳۱/۰۶/۱۳۸۹ . همچنین، استاندار در ذیل همان دستور، می نویسد: «رونوشت: حضرت حجت الاسلام و المسلمین سپهر مدیرکل ارشاد اسلامی. جنابعالی و همکاران می توانید به فعالیت پروژه ادامه دهید تا انشاءالله مردم اهواز از فضای ایجاد شده بهرمند گردند». امضاء: حجازی ۳۱/۰۶/۱۳۸۹ ناهماهنگی در تیم فرهنگی اجتماعی و رسانه ای شهردار از یکسو و نارضایتی حامیان سابق وی از وضع اشغال مناصب شهرداری، باعث کشمش و وقوع نوسانات شدید در رفتار و گفتار مدیران این نهاد عمومی شده و کشمکش حامیان شهردار در درون و بیرون سازمان، عملاً باعث آسیب به مدیریت فرهنگی و اجتماعی شهر اهواز شده است. ]]> سياسی Tue, 10 Jan 2012 17:02:38 GMT http://ibnanews.com/vdch.zn-t23nwvftd2.html "حاج‌ بخشی" بسیجی شجاع بختیاری درگذشت http://ibnanews.com/vdcj.hemfuqeoisfzu.html حاج ذبیح‌الله بخشی از پیشکسسوتان دفاع مقدس، صبح روز سه شنبه 13/10/1390 در تهران درگذشت. به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز)، این رزمنده سال‌های دفاع مقدس که در طول جنگ دو فرزند خود را تقدیم انقلاب کرده بود، سال‌ها در خط اول دفاع از اسلام و انقلاب قرار داشت و یکی از عاشقان راه ولایت بود. حاج ذبیح‌الله بخشی ساعت شش صبح امروز در بیمارستانی در تهران به جمع یاران شهیدش پیوست. ایبنانیوز در تاریخ 12/10/1387 در خبری با عنوان «معرفی حاج بخشی بسیجی بختیاری»، به مرور برخی زوایای شخصیت وی پرداخته بود.  ]]> سياسی Wed, 04 Jan 2012 04:38:57 GMT http://ibnanews.com/vdcj.hemfuqeoisfzu.html "رئیس جمهور به فرهنگسرای اهواز توجه ویژه کند" http://ibnanews.com/vdci.vaqct1avwbc2t.html نماینده مردم اهواز در مجلس هشتم، در جدیدترین اظهارنظر خود پیرامون فرهنگسرای در حال ساخت بهمن علاءالدین اهواز، با اشاره به بلاتکلیف بودن تنها فرهنگسرای در حال ساخت اهواز و تأمین اعتبار نشدن ساخت و ساز آن٬ خواستار رسیدگی رئیس‌جمهوری به این مصوبه نخستین سفر استانی خود شد. به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز) به نقل از فارس، سید شریف حسینی در جمع خبرنگاران اظهار داشت: فرهنگ‌سرای شهرستان اهواز سال‌هاست که بلاتکلیف است و باید برای ساخت آن توجه ویژه شخص رئیس جمهور وجود داشته باشد. وی خاطر نشان کرد: رئیس‌جمهوری در سفر نخست هیئت دولت به استان خوزستان٬ مصوبه‌ای مبنی بر ساخت فرهنگ‌سرای بهمن در کنار موزه هنرهای معاصر در اهواز داشتند که با وجود پی‌ریزی فونداسیون آن٬ به دلیل تخصیص نیافتن اعتبار لازم٬ چندین سال بلاتکلیف مانده است. وی با اشاره به اینکه شهرستان اهواز فرهنگ‌سرا ندارد، خاطر نشان کرد: ساخت این فرهنگ‌سرا از نیازهای ضروری شهرستان اهواز است که باید به ساخت آن توجه ویژه شود. نماینده مردم اهواز در مجلس شورای اسلامی افزود: با توجه به شرایط استان خوزستان و شهر اهواز و نیاز آن به فضاهای فرهنگی٬ ایجاد فرهنگ‌سرا برای شهر بسیار ضروری است که به فضاهای فرهنگی و هنری آن نیز کمک می‌کند. وی با بیان اینکه این موضوع به‌طور مرتب از سوی مدیریت قبلی و فعلی اداره کل ارشاد استان خوزستان پیگیری شده است٬ تصریح کرد: متأسفانه نبود اعتبار باعث بلاتکلیفی چند ساله این فرهنگ‌سرا شد و تذکر من به رئیس‌جمهوری این است که با توجه به مصوبه سفر نخست هیئت دولت٬ اعتباری را اختصاص دهند و دستور تکمیل آن را صادر کند. حسینی تاکید کرد: شهرستان اهواز به لحاظ فرهنگی به این فضا نیاز دارد و وجود چنین فضایی می‌تواند تا حد زیادی به رفع مشکلات فرهنگی این شهرستان کمک کند. وی خاطر نشان کرد: اخیرا شهرداری به منظور تعیین تکلیف فرهنگسر٬ با اداره کل ارشاد جلساتی گذاشتند، زیرا شائبه تخریب آن از سوی شهرداری ایجاد شده بود و بعد از خاکریزی٬ تصمیم به انتقال آن به مکان دیگری گرفتند در حالیکه اگر این موضوع با برنامه و طبق برنامه مدون استان بوده است٬ باید تکمیل شود. وی با تاکید بر اینکه استان خوزستان بودجه‌ای برای دوباره کاری این‌گونه امور ندارد٬ به شرایط این استان و اعتبارات کم جنگ و بازسازی برای آن اشاره کرد و گفت: ما نمی‌توانیم هزینه‌ای مانند ساخت و سازهایی که در این فرهنگسرا انجام شده است٬ دوباره بپردازیم و یا با تخریب آن به جای دیگری برویم و به همین دلیل باید برای این زمین اعتباری منظور شود. ]]> سياسی Fri, 30 Dec 2011 09:16:44 GMT http://ibnanews.com/vdci.vaqct1avwbc2t.html احتمال کاندیداتوری علی رضایی از مسجدسلیمان http://ibnanews.com/vdcb.zb0urhbw9iupr.html بر اساس شنیده ها و با درخواست جمعی از شهروندان، علی رضایی فرزند محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و فرمانده کل سپاه در دوران دفاع مقدس، در حال تصمیم گیری برای کاندیداتوری از حوزه انتخابیه مسجدسلیمان، لالی، هفتکل و اندیکا می باشد. به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز)، اعلام آمادگی ضمنی "علی رضایی" برای کاندیداتوری در مسجدسلیمان و بازتابهای مثبت آن در برخی اقشار به ویژه جوانان و بانوان، بر تصمیم امیدوار رضایی نماینده فعلی این شهرستان بی تأثیر نبوده و وی در جلسات خصوصی اعلام کرده که فعلاً قصد کاندیداتوری مجدد از حوزه انتخابیه مسجدسلیمان را ندارد. علی رضایی استاد دانشگاه و دانشجوی دکترا می باشد و تسلط کامل به زبانهای انگلیسی، ترکی و عربی دارد. وی مسولیتهایی از قبیل مدیرکل ارتباطات و قائم مقام معاون امور بین الملل مجمع تشخیص مصلحت نظام، رییس هیئت مدیره بنیاد جهانی بقیه الله، مشاور مدیر عامل بیمه آسیا، عضویت در کمیسیونهای اقتصاد، بازرگانی و تجارت مجمع تشخیص مصلحت نظام را در کارنامه خود دارد. برخی تحلیلگران سیاسی، موضع اخیر امیدوار رضایی را یک تاکتیک سیاسی برای هشیار کردن عقبه و بدنه هواداران خود و تشویق آنها برای حضور مجدد در صحنه می دانند و معتقدند امیدوار رضایی در طول 16 سالی که بر کرسی نمایندگی شهرستان مسجدسلیمان تکیه زده، بارها در مقطع انتخابات از این تاکتیک استفاده نموده است.این در حالی است که برخی صاحبنظران معتقدند اعلام عدم حضور امیدوار رضایی، نوعی عقب نشینی در برابر ابراز تمایل علی رضایی برای کاندیداتوری می باشد و امیدوار رضایی منتظر تصمیم نهایی "علی رضایی" میباشد. همچنین طول دوره نمایندگی امیدوار رضایی باعث شده که برخی فعالان ستاد وی که در عین حمایت علنی از وی به انتقاد از عملکرد وی در جلسات خصوصی می پردازند و خواستار پویایی، تحرک و کارآمدی بیشتر برای حل معضلات شهر هستند، به "علی رضایی" متمایل شده اند و این مهم نیز بر تصمیم امیدوار رضایی تاثیر بسزایی داشته است. از سوی دیگر امیدوار رضایی که هم اکنون عضو هیات رئیسه مجلس می باشد، در صورت کاندیداتوری علی رضایی، بخت خود را در حوزه انتخابیه تهران یا اهواز خواهد آزمود.آرایش کاندیداهای مسجدسلیمان هنوز تکمیل نشده است ولی در محافل سیاسی از احتمال کاندیداتوری آقایان حجت الاسلام احمدرضا مراد حاجتی (امام جمعه سابق)، حجت الاسلام حسین ظاهری عبده وند (رئیس سابق پیام نور)، مهندس غلامحسین بابادی (رئیس سابق شرکت نفت)، مهندس درویشعلی کریمی (شهردار اسبق)، رضا بهمنش راکی (رییس سابق امور دام جهاد لالی)، اسماعیل جلیلی (رییس سابق بنیاد شهید)، صفی الله هزاریان (مدرس دانشگاه)، سخن به میان آمده است.پیش از این، سایت خبری پیک شوشتر از دعوت جمعی از شهروندان این حوزه انتخابیه برای کاندیداتوری علی رضایی از حوزه انتخابیه شوشتر و گتوند خبر داده بود که بدون اینکه تکذیب یا تایید شود، بازتاب گسترده ای در سایت های خبری خوزستان داشت. ]]> سياسی Tue, 27 Dec 2011 06:03:05 GMT http://ibnanews.com/vdcb.zb0urhbw9iupr.html گزارش ندای جنوب از تخریب فرهنگسرای علاءالدین http://ibnanews.com/vdcj.aemfuqeoasfzu.html هفته نامه ندای جنوب، تیتر اول خود را به گزارش انتقادی پیرامون تخریب فرهنگسرای بهمن علاءالدین اختصاص داد.  به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز)، هفته نامه ندای جنوب در شماره 306 مورخ 03/10/90 در گزارشی به قلم «ح. پورعبداله» با عنوان «به بهانه ی تخریب فرهنگ سرای هنرمند بی بدیل موسیقی محلی کشور در اهواز؛ آقای استاندار! حریم رودخانه کارون کجاست؟» نوشت: ندای جنوب - ح . پورعبداله: اهمیت فرهنگسرا بر هیچ کس پوشیده نیست؛ حتا آنانی که به فرهنگ ایرانی – اسلامی اعتقادی ندارند و پرستیژ و جلوه گری خود را در پیروی از فرهنگ غربی جستجو می کنند! البته، ایجاد فرهنگسرا و استفاده ی اندک از آن - آن هم به مناسبت های خاص - نه تنها نمی تواند جلوی هجوم فرهنگی دشمنان را - که با روش های مختلف به دل جامعه تزریق می شود - بگیرد که نوجوانان و جوانان ما را نیز در معرض تهدید بی فرهنگی قرار می دهد. تهدیدی که خواهی نخواهی مناسبات اخلاقی ما را نیز مورد هدف قرار خواهد داد و زخم هایی پنهان بر پیکر فرهنگ ما خواهد گذاشت که در جامعه کم و بیش به طور عیان می بینیم؛ اما نمی خواهیم باور کنیم و همواره خود را خارج از تارهایی می بینم که روح و جسم ما را در بر گرفته یا در حال پوشش است! کارشناسان فرهنگی معتقدند: یکی از راه های مقابله با تهدیدهای فرهنگی و هنری دشمنان، ایجاد فرهنگسرا در مناطق مختلف شهری است. فرهنگسراهایی که برنامه ریزانی مجرب و خلاق داشته باشند. فرهنگسراهایی که فقط به مناسبت های مختلف به استقبال هنرمندان، شاعران و ادیبان نروند. فرهنگسراهایی که به طور مرنب برنامه های متنوع، جذاب و آموزنده در زمینه های مختلف - و با حفظ شئونات اسلامی - به مرحله ی اجرا درآورند تا از تعداد پاتوق بیکاران، علافان و مزاحمان خیابانی کاسته شود و فرهنگ سراها بتوانند به رسالت و وظایف شان که همانا شکوفایی نهال فرهنگی کشور است، جامه ی عمل بپوشانند. در عوض، مسئولان ما نیز به جای نشستن و خوردن غم برنامه ریزی های فرهنگی دشمنان و برخاستن و سر دادن شعارهایی که تاثیری بر هجمه ی فرهنگی دشمنان ندارد و در عوض راه را برای به آغوش کشاندن جوانان و نوجوانان ما هموار می کند، بنشینند و برنامه ریزی کنند و با بالا زدن آستین همت و تلاش وارد میدان امور فرهنگی و هنری و نیز کار ایجاد فرهنگسرا و به اجرا درآوردن برنامه هایی جذاب و آموزنده برای قشرهای مختلف به ویژه نوجوانان و جوانان شوند. اما آیا مسئولان ما به وظایفی که در قبال مردم به ویژه نوجوانان و جوانان دارند، به نحو شایسته عمل کرده اند؟ در آبان ماه سال ۸۵ که زنده یاد " آ بهمن علاالدین " هنرمند بی بدیل موسیقی محلی ایران جام مرگ را سرکشید و به دیار باقی شتافت، مسوولان فرهنگی وقت تصمیم گرفتند به پاس بزرگ داشت این هنرمند بزرگ، نام اش را بر سر در فرهنگسرایی که در اهواز ساخته می شود، بگذارند که مقدمات این کار نیز انجام شد و کلنگ فرهنگسرای "علاءالدین" با حضور تنی چند از مسوولان استان و خانواده ی مرحوم بر زمین زده شد و مبلغ یک میلیارد و دویست میلیون تومان نیز برای ساخت آن - که تا مرحله ی فونداسیون و پی ریزی رسیده بود - هزینه شد. از زمان آغاز ساخت و ساز این فرهنگسرا تاکنون بیش از ۴ سال می گذرد. در این مدت، مسوولان محترم نتوانستند برای ادامه ی ساخت این فرهنگسرا اعتباری بگیرند. شاید هم ضرورتی برای تداوم ساخت این فرهنگسرا برای اجرای برنامه های مختلف در مرکز شهر احساس نکردند که آن را به حال خود رها کردند یا این که مرکز کلان شهر اهواز را بی نیاز از ساخت فرهنگسرا می دانستند! شاید هم بعد از گذشت ۴ سال که کلنگ ساخت فرهنگسرا بر زمین زده شد و میلیون ها تومان هزینه های بیت المال در آن ریخته شد، مسوولان رده بالای اجرایی استان دریافتند که این مکان در حریم رودخانه قرار گرفته است و باید تخریب شود! به راستی، چرا به جای تلاش برای وصل کردن امور به منظور فراهم کردن زمینه های عشق و دوستی و نزدیک کردن دل ها به همدگر، در راه فصل کردن گام بر می داریم؟! آیا جناب استاندار در زمان بر زمین خوردن کلنگ این فرهنگسرا، مدیریت اجرایی استان را بر عهده نداشت و نمی دانست که زمین این فرهنگ سرا در حریم رودخانه قرار دارد؟! اگر نمی دانست و بر ندانستن خود اعتراف کند که حرفی نیست؛ اما اگر از وضعیت حریم رودخانه اطلاع و بر زمین زدن کلنگ این فرهنگسرا آگاهی داشت، چه پاسخی می خواهد به مردم کلان شهر اهواز به ویژه هنرمندان و علاقه مندان به هنر در استان و نیز کشور بدهد؟! به ویژه این که مبلغ یک میلیارد و دویست میلیون تومان برای مراحل نخست ساخت این فرهنگسرا هزینه شده بود. ساخت و سازهای زیادی در حریم رودخانه وجود داشته و دارد که نیاز به ردیف کردن اسامی آن ها نیست و مسوولان خود بهتر از ما از وضعیت واقع شدن آن ها در حریم رودخانه آگاهی داشته و دارند. چرا هیچ دستگاهی در هنگام ساخت این اماکن نه اعتراضی کرد و نه دست به تخریب آن ها زد؟! به راستی ساخت فرهنگسرا در حریم رودخانه و جنب موزه ی هنرهای معاصر و فروشگاه رفاه برای مردم کلان شهر اهواز واجب تر است یا فضای سبز و ایجاد چمن؟ مگر نه این که در فضای سبز مکان هایی برای استراحت مردم می سازید؟ ساخت فرهنگسرا هم برای استفاده ی مردم است؛ چه در محدوده ی حریم رودخانه باشد و چه در خارج از حریم. مردم می خواهند از خدمات فرهنگسرا استفاده کنند؛ همان گونه که از فضای سبز بهره می برند... به هر روی، حالا که کار از کار گذشته و فرهنگسرایی که با نام "آ بهمن علاالدین" هنرمند بی بدیل موسیقی محلی کشور شناخته می شد، دیگر در جنب موزه ی هنرهای معاصر و در بلوار ساحلی وجود ندارد و با همت مسوولان حامی و پر پا قرص فضاهای چمنی و گل و بلبلی، تخریب شده، لازم است که عزیزان اجرایی استان که هر از چندگاهی بر ضرورت احیای موسیقی محلی تاکید می کنند، به حرمت زنده یاد "آبهمن علاءالدین" و احترام به خیل هنرمندان و علاقه مندان به فرهنگ و هنر، مکان دیگری برای ساخت فرهنگسرا - که در ابتدای نوشتار ضرورت آن یادآور شد - اختصاص دهند. هر چند که زنده یاد "علاءالدین نیاز به فرهنگسرا نداشته و ندارد؛ چرا که تا ابد یاد و نام و صدای دلنشین اش در سرای دل ها جای دارد؛ اما بهتر آن است که از این پس برای انجام امور فرهنگی، تمامی جوانب را در نظر بگیرند که نه موجب هدر رفت بیت المال و انجام دوباره ی کار شوند و نه صدای اعتراض اهالی فرهنگ و هنر را بلند کنند؛ که البته فکر نکنم با بلند شدن صدای اهالی فرهنگ و هنر، کک کسی گزیده شود! ]]> سياسی Sun, 25 Dec 2011 11:50:35 GMT http://ibnanews.com/vdcj.aemfuqeoasfzu.html نماینده بجنورد: پیگیر استیضاح وزیر نیرو هستیم http://ibnanews.com/vdch.qn-t23n6mftd2.html طراح استیضاح مجید نامجو وزیر نیرو گفت: این استیضاح منتفی نشده و به رغم وعده های وزیر برای تحقق خواسته های استیضاح کنندگان، طراحان هنوز به نتیجه قطعی نرسیدند. به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز) به نقل از جهان نیوز، موسی الرضا ثروتی نماینده بجنورد در مجلس با اشاره به موضوع استیضاح مجید نامجو وزیر نیرو گفت: هیچ یک از ۶۲ نماینده طراح استیضاح امضای خود را پس نگرفته و طراحان همچنان پیگیر موضوع هستند. وی افزود: بعد از جلسه ۲ ساعته طراحان استیضاح با حضور لاریجانی رئیس مجلس و نامجو که دوشنبه ۲۸ آذر در دفتر رئیس مجلس برگزار شد، مقرر گردید تا طراحان استیضاح نشستی با هم داشته باشند و در خصوص آن تصمیم نهایی اخذ شود، اما این نشست هنوز برگزار نشد. عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس با بیان اینکه طراحان استیضاح این هفته تکلیف آنرا مشخص می کنند، گفت: وزیر نیرو وعده داده تا نظرات نمایندگان تامین و مشکلات حل شود و نمایندگان اگر به نتایج خود نرسند و اهداف آنها محقق نگردد، موضوع استیضاح را دنبال خواهند کرد. استیضاح نامجو با ۶۲ امضاء در مجلس مطرح است و دوشنبه گذشته با حضو لاریجانی رئیس مجلس، نامجو و استیضاح کنندگان جلسه ایی برگزار شد اما تصمیم نهایی در خصوص استیضاح یا عدم آن به جلسه خود طراحان موکول شد. در این جلسه ۲۵ نماینده امضا کننده استیضاح و برخی از نمایندگان غیر استیضاح کننده حضور داشتند. برخی از استیضاح کنندگان این جلسه را بی فایده می دانستند و آنرا ترک کردند چرا که آنها معتقدند وزیر قبلا هم قول داده و عمل نکرده وعده ها تکراری است. ]]> سياسی Sun, 25 Dec 2011 09:57:08 GMT http://ibnanews.com/vdch.qn-t23n6mftd2.html