آژانس خبری بختياری - پربيننده ترين عناوين ایران و جهان :: rss_full_edition http://ibnanews.com/vsna.6hnk9gc4o5k14.html Tue, 31 Jan 2012 05:14:48 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://ibnanews.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif آژانس خبری بختياری http://ibnanews.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام آژانس خبری بختياری (ايبنانيوز) بلامانع است. Tue, 31 Jan 2012 05:14:48 GMT ایران و جهان 60 وال استریت نماد سرمایه داری آزمند http://ibnanews.com/vdca.wnik49n0i5k14.html ایبنانیوز / محمدحسین امیربختیار وال استریت (به انگلیسی: Wall Street) هرچند نام یک خیابان است اما اکنون نماد سرمایه داری آزمند قرن بیست و یکم است. وال استریت خیابان بسیار معروفی است در محلهٔ منهتن کلان‌شهر نیویورک در ایالات متحده آمریکا. ساختمان بازار بورس نیویورک که بزرگ‌ترین بورس جهان از نظر میزان معمالات و حجم مالی است، در خیابان وال استریت قرار دارد. همچنین دفتر بزرگ‌ترین مراکز اقتصادی ایالات متحده آمریکا و چند بورس مهم اقتصادی این کشور از جمله بازار بورس نیویورک (NYSE)، بازار بورس نزدَک (NASDAQ)، بازار بورس آمریکا (AMEX)، بازار بورس تجاری نیویورک (NYMEX) و میز بازرگانی نیویورک (NYBOT) در این منطقه قرار دارد و در طول زمان، نام وال استریت به عنوان «مکان افراد دارای نفوذ اقتصادی در آمریکا» شهرت گرفته ‌است. اکنون وال استریت، تنها نام یک خیابان نیست بلکه نماد جامعه ی شهروندان نا برابر ،برابر در برابر قانون (جامعه ای که ماکس وبر شناخت پیچیده ای از آن در مقابل ما می نهد)، خود خواهی، آزمندی پایان نا پذیر، نفع طلبی به جای همیاری و تعاون و پیوند منافع اجتماعی. در واقع وال استریت نماد همه ی خصالت های آزمندانه و نا پسند ی است که ماکس وبر در نگرش عمیق انسان شناسی خود آن را در می یابد. و امروز نیاز به باز نگری و تعریف و باز تعریف بر اساس رابطه با دولت مدرن (دولتی که واقعا وجود دارد) و پسامدرن دارد. سرمایه داری جهانی اگر چه بسیار انعطاف پذیر بوده و به همین خاطر بحران ها را یکی پس از دیگری پشت سر نهاده است، اما به هزار و یک دلیل ذاتن بحران زاست. این بحران ها در زمینه های مختلف اجتماعی ، سیا سی ، فردی ، تاریخی در دولت ها، روابط بین الملل، نهاد های اجتماعی و شهروندی ظاهر می شود. باید پرسید معادله ی تولید ، مصرف ، دست مزد ، تورم و بهره، سر انجام به کجا می رسد؟ بانک های غارت گر در اشکال مختلف خود شهروندان «نابرابر» را به سوی کدام میدان مین هدایت می کنند؟ در آینده ی نه چندان دور کدام دولت ها در تداوم فریبنده ی خصوصی سازی سرنوشتی مانند یونان خواهند داشت؟ آن چه امروز در برابر وال استریت جریان دارد، بیان گر خشم و احساسات انسان های نابرابری ست که از آزمندی و مصرف گرایی ، انباشت سرمایه و اخلاق ستیزی سرمایه داری جهانی به تنگ آمده اند. بانک های غارت گر در پی تحول اقتصادی دوران ریگان، آرام آرام آزمندی سرمایه داری مالی را با مهندسی غیر اخلاقی اقتصاد با ویران کردن هزاران زندگی نه تنها در امریکا بلکه در سراسر جهان آشکار ساختند. در این معادله دولت سرمایه دار تبدیل به ماشین بی احساسی شد که سعی در حل مکانیکی مسائل دارد. علارغم همه ی تئوریهای سیاسی اقتصادی که در چنته دارد. بدین گونه است که در درون جامعه و در زوایای پنهان آن حتی در ابتدایی ترین روابط ، آثار مخرب این مهندسی غیر اخلاقی جامعه و اقتصاد به صورت های گوناگون بیکاری، خشونت ، فحشا ، قاچاق ، مواد مخدر و... ظاهر می شود. و در برابر نهاد های سازمان یافته ی دولتی که چون ماشین ، پیوندی مکانیکی با هم دارند، سازمان ها و نهاد های مخرب - که نتیجه ی مهندسی اقتصاد است- در جامعه ظاهر می شوند. جالب تر از همه ظهور اقتصاد چین است که با آزمندی وصف نا پذیری به رقابتی ویرانگر با نهاد های سرمایه داری –که اکنون تنها غرب را نمی توان نماد آن دانست بلکه چون رنگین کمانی در سراسر جهان گسترده است - به پا خاسته است در حالی که عنوان دهن پر کن سوسیالیسم را هم یدک می کشد. متاسفانه این پدیده ی نوظهور، در آزمندی و اخلاق ستیزی دست رقبای خود را از پشت بسته است به گونه ای که منافع اقتصادی اش بر هر پدیده ی انسانی مقدم است. جامعه ی سرمایه داری اگر چه دست آورد های عظیمی در روند تکاملی خویش در زمینه های مختلف اجتماعی سیاسی و علمی به دست آورده است و همین او را قادر ساخته است که بحران ها را پشت سر بگذارد. اما همین دست آورد ها کارکرد تضاد آمیزی نیز در خود داشته اند که سرمایه داری با دولت ها و نهاد های مدرنش با همه ی توانایی و انعطاف خود، در حل آن ها ناتوان بوده است. آن چه در برابر وال استریت می گذرد، بیان گر گوشه ای از همین تضاد های عمیق اجتماعی ، سیاسی ، روحی و اخلاقی است که در سایه ی دولت های مدرن در روابط شهروند به اصطلاح آزاد (البته نابرابر) با نهادهای سرمایه ای و دولت آن، خود را نشان می دهد. نود و نه درصد جمعیت امریکا در یک سوی این اختلاف طبقاتی قرار دارند و یک درصد در سویی دیگر. این نتیجه ی کارکرد نهادهای سرمایه داری و دولت مدرن آن در پیش رفته ترین کشور جهان است. ]]> ایران و جهان Thu, 06 Oct 2011 20:42:31 GMT http://ibnanews.com/vdca.wnik49n0i5k14.html متهم اصلی حادثه دنا کیست؟ http://ibnanews.com/vdca.inik49n0w5k14.html سرویس محیط زیست / زهرا کشوری چرا «اسعد تقی‌زاده» محیطبان دنا باید اعدام شود؟ آیا واقعا «اسعد تقی‌زاده» متهم ردیف اول این ماجراست یا دست‌های فراموش شده‌ای هم در این داستان وجود دارند. برای رسیدن به متهم اصلی ماجرای قتل و قصاص در منطقه حفاظت شده دنا اول باید دیده‌های «محمد درویش» کار‌شناس محیط زیست را شنید. درویش درست چند روز بعد از مرگ شکارچی دنا به یاسوج می‌رسد. هیچ ماشین آرم‌دار محیط زیست در سطح شهر دیده نمی‌شود. هیچ یک از محیطبانان جرات پوشیدن لباس فرم محیطبانی را ندارند. سازمان حفاظت محیط زیست را جمعی از ماموران نیروی انتظامی پاسبانی می‌دهند تا از سوی آشنایان مقتول آسیبی‌به‌آن زده نشود. به غیر از «اسعد تقی‌زاده» ‌سه محیطبان‌ درگیر ‌در ‌ماجرا دستگیر و زندانی شده‌اند. سوالی که در ذهن‌بسیاری‌دیگر نقش می‌بندد این است که چطور می‌شود یک بخش دولتی در مقابل انجام وظیفه قانونی خود به این‌شکل بدون‌دفاع باقی بماند؟ آیا خانواده مقتول جزو مافیای بزرگ شکار‌در ایران هستند که در سطح شهر به دنبال ماموران یگان حفاظت محیط زیست می‌گردند؟ پاسخ این سوال به گفته کار‌شناسان سازمان حفاظت محیط زیست کشور منفی است. به گفته «سرهنگ خیلدار» فرمانده یگان حفاظت سازمان محیط زیست کشور، خانواده مقتول یکی ازخانواده‌های فرهنگی و محترم شهر هستند. پس گیر ماجرا کجاست؟ تا پاسخ آن به شناخت مجرم اصلی ماجرا و بری شدن محیطبان دنا ‌منجرشود! طبیعت ایران یکی از متنوع‌ترین طبیعت‌ها از لحاظ گونه‌های حیوانی و جانوری است. قصه مردم این سرزمین به‌ویژه سرزمین‌های زاگرس نشین که لر و بختیاری را شامل می‌شود هم پر از داستان‌های جوانان شکارگر برنو به دوش. جوانانی که همین برنو به دوشی آنان جزو افتخاراتی است که در میان لالایی مادرانه به گوششان رسیده و در میان آوازهای مادرانه بزرگ شده‌اند و روزگاری تفنگ بر دوش گرفته‌اند و به شکار رفته‌اند. تا زمانی که آژیر قرمز وضعیت گونه‌های حیوانی بلند شد هم کسی با این ماجرا مشکلی نداشت. اما آژیر ماجرا هم آنقدر بلند نشد تا به گوش همه کسانی که در اطراف مناطق حفاظت شده زندگی می‌کنند برسد. از طرف دیگر هم سازمان محیط زیست به محیطبانی اسلحه‌ای داد که نه می‌توانستند از آن استفاده کنند نه آموزشی برای استفاده از آن دیده بودند؟ سوال اینجاست اگر محیطبان احتیاجی به اسلحه ندارد چرا سازمان محیط زیست و نهادهای تصمیم گیرنده سلاح را به دست آن‌ها می‌دهند؟ اگر سلاح به دست آن‌ها می‌دهند چرا به صراحت اعلام نمی‌کنند که محیطبان جزو نیروهای مسلح است و می‌تواند از سلاح خود در صورت لزوم استفاده کند تا افکارعمومی بدانند که همانطور که نیروی انتظامی در سطح شهر مراقب و مواظب امنیت شهر است و در صورت لزوم می‌ تواند دست به اسلحه ببرد محیطبان هم نیروی نظامی حافظ محیط زیست است و در صورت لزوم می‌تواند از اسلحه استفاده کند؟ آیا زمانی که یک مامور نیروی انتظامی اسلحه به دست می‌گیرد به معنای آن است که می‌تواند به هرکس شلیک کند؟ اگر چنین معنایی ندارد پس چرا یک محیطبان نباید بتواند از اسلحه استفاده کند؟ اما اگر چنین معنایی دارد آیا زندگی انسان‌ها ارزشمند‌تر از یک گونه حیوانی نیست؟ پس چطور نیروی انتظامی می‌تواند از اسلحه خود استفاده کند؟ غیر این است که مامور نیروی انتظامی آموزش می‌بیند تا تنها در شرایط سخت دست به اسلحه ببرد بدون اینکه به مرگ متهم منجر شود. اگر قانون از محیطبانی که ۳۷ سال است جزو نیروهای مسلح محسوب می‌شود و ضابط قضایی است پشتیبانی می‌کرد آیا امروز افکارعمومی به نتیجه نمی‌رسید که همانطور که باید قوانین را در سطح شهر رعایت کند، قوانین موجود در جنگل‌ها، مناطق حفاظت شده و پارک‌های ملی رعایت کند؟ آیا آن زمان یک خانواده فرهنگی به این نتیجه نمی‌رسید که نباید فرزندشان با چهار شکارچی همراه شود وبه صید قوچ‌های منطقه حفاظت شده دنا بپردازد؟ آیا اگر نهادهای تصمیم‌گیر مامور گماشته شده خود را به عنوان یک نیروی نظامی قبول می‌کردند خود به فرهنگسازی برای جلوگیری از شکار حیوانات توسط مردمی که شکارچی نیستند اما شکارگری جزو افتخار قومی - منطقه‌ای آنهاست تبدیل نمی‌شد؟ وقتی محیط زیست برای متولیان آن مهم نیست و هر روز یک قانون طبیعت‌ستیز تدوین می‌شود یک شهر حق دارد در مقابل مرگ یک جوان برای یک قوچ و میش اعتراض کند. قوچ ومیش وحیواناتی که به راحتی کشته می‌شوند و فیلم کشتار آن‌ها دست به دست بلوتوث می‌شود. وقتی یک نیروی نظامی، از سوی نهادهای ایجاد کننده به رسمیت شناخته نمی‌شود هم موجب مرگ جوانی می‌شود که نسل اندر نسل بدون هیچ مانعی به شکار رفته‌اند و هم ریسمان گرفتاری‌اش بر گردن محیطبانی می‌پیچد که با دست‌های خالی از هکتار‌ها منطقه حفاظت شده دفاع می‌کند. بدون اینکه مته‌مان اصلی که تصمیم‌گیران و مجریان قانون هستند پاسخگو باشند.منبع: تهران امروز ]]> ایران و جهان Thu, 20 Oct 2011 07:23:12 GMT http://ibnanews.com/vdca.inik49n0w5k14.html قاچاق خاک خوزستان به امارات و قطر http://ibnanews.com/vdcg.q93rak93xpr4a.html در میان سکوت مدیران دولتی، شواهد و قرائن حاکی از قاچاق خاک حاصلخیز استانهای جنوبی ایران به کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس است. به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز) به نقل از خوزنا ، روز شنبه ۲۶ شهریور ماه محمد درویش عضو هیات علمی مرکز تحقیقات جنگل ها و مراتع کشور که در گفتگوی زنده با رادیو ایران صدا شرکت کرده بود، در میان سخنان خود از قاچاق خاک ایران به کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس خبر داد و گفت: «ما چه این مساله را قبول کنیم چه قبول نکینم، قاچاق خاک حاصلخیز از کشور صورت می گیرد. کافی است وزارت جهاد کشاورزی از طریق وزارت خارجه هیاتهایی را به صورت رسمی یا غیر رسمی به این کشورها بفرستد و خاک مورد کشت در این کشورها را مورد بررسی قرار دهد تا منشا این خاکها مشخص شود».پخش سخنان این کارشناس محیط زیست از رادیو، باعث طرح مجدد موضوع قاچاق خاک شد. به موجب قوانین داخلی کشورمان، صادرات خاک حاصلخیز از ایران به سایر کشورها، ممنوع و غیر قانونی است و مدیران دولتی تاکنون در برابر قاچاق خاک سکوت کرده یا این پدیده را انکار کرده اند. این در حالی است که خاک کشورهای جنوب خلیج فارس بیشتر قلیایی است و برای حاصلخیز شدن، نیاز به تلفیق با خاکی از جنس خاک منطقه زاگرس در غرب و یا خاک و لای تالاب رودخانه ها در استانهای جنوبی کشورمان دارد. گفتنی است دولت امارات متحده عربی و برخی کشورهای جنوب خلیج فارس و دریای عمان، اخیراً اعلام کرده اند که قصد دارند سیاست خود را در زمینه تولیدات کشاورزی تغییر دهند و به جای اینکه صرفاً وارد کننده مواد غذایی باشند، بیشتر نیازهای کشاورزی خود را در داخل کشور خود تامین کنند. پنهان کاری اماراتی ها در مورد چگونگی کسب این توانمندی، بار دیگر موجب تشدید نگرانی ها و گمانه زنی های قبلی درباره احتمال قاچاق خاک ایران به کشورهای جنوبی خلیج فارس شده است. چرا که کشورهای مذکور به ویژه امارات متحده عربی اصولاً فاقد خاک حاصلخیز هستند و قاعدتاً نمی توانند در سطح گسترده به تولید انواع محصولات کشاورزی بپردازند. چندی پیش سفیر ایران در قطر، برای انتقال خاک بستر رودخانه بهمن‌ شیر به کشور قطر اعلام آمادگی کرده بود که با رسانه ای شدن اظهارات وی در رسانه های قطر و ترجمه آن در منابع داخلی، جنجالی در بین فعالان محیط زیست پایتخت به پا شد ولی در خود استان خوزستان که در این ماجرا ذینفع است، واکنش چندانی را ازسوی مدیران استان شاهد نبودیم. چندی پیش منابع خبری پایتخت نوشتند «سالانه میلیون ها تن از خاک حاصلخیز خوزستان به ویژه خاک «پیت» به ۲ صورت قاچاق از مبادی غیرقانونی و یا در قالب صادرات گل و گیاه از کشور به کشورهای حاشیه خلیج فارس به ویژه امارات قاچاق می شود». حال پرسش این است که در حالی که تولید دو سانتی متر خاک ۶۰۰ سال زمان می برد، سکوت مدیران و نمایندگان استان در برابر قاچاق احتمالی خاک حاصلخیز خوزستان، به چه معنا است؟ ]]> ایران و جهان Sun, 18 Sep 2011 12:18:26 GMT http://ibnanews.com/vdcg.q93rak93xpr4a.html ازدواج پسران مجرد با زنان مطلقه؟! http://ibnanews.com/vdch.zn-t23nqiftd2.html بسیار دیده شده است که پسران مجرد با زنی که سابقه ازدواج دارد قصد ازدواج می‌کنند که معمولا اولین مساله‌ای که به ذهن یک پسر مجرد برای ازدواج می‌افتد، شرایط و رسومات ازدواج است. «عباس رحمتی»، دکترای روانشناسی و مشاوره در این‌باره به برنا می‌گوید: معمولا پسر مجردی که خواهان ازدواج با زن مطلقه است، مهمترین دلیل او این است که ازدواج با این شخص، بسیار ساده و راحت است و با خود چنین تعبیری می‌کند که امتیازهای زن مطلقه نسبت به دختر مجرد، به مراتب پایین‌تر است؛ در نتیجه شرایط ازدواج با او آسانتر و سهل‌تر از دختر مجرد است. انگیزه این افراد برای ازدواج با زن مطلقه صرفا شرایط اقتصادی، زیبایی و فرهنگی زن مطلقه نیست؛ بلکه برخی مواقع فقط انگیزه راحت ازدواج کردن و حتی راحت جدا شدن را دارند. پسر مجرد بیشتر به این فکر می‌کند اگر این زن یکبار از همسر قبلی خود جدا شده؛ در نتیجه از من هم به راحتی جدا می‌شود و با او مشکلی نخواهم داشت. بعضی از اختلافات بین زوجینی که بار اول با هم ازدواج می‌کنن شاید قابل حل باشد و زن و مرد به دلیل اینکه از ثبات و پایداری برخوردار هستند، سعی می‌کنند آن را رفع کنند. اما زمانیکه مردی با زن مطلقه ازدواج می‌کند؛ با خود چنین ذهنیت نادرستی دارد که اطرافیان و یا حتی خانواده زن مطلقه هیچ تسلط و یا حمایتی ندارند، پس به این اختلافات دامن می‌زند و زن هم در بیشتر مواقع چاره‌ای جز سکوت ندارد و زیر سلطه مرد باقی بماند، اما بعد از مدتی زن مطلقه احساس ناامنی و نارضایتی کرده و باعث جدایی آنها می‌شود. یکی از آفت‌هایی که در این موارد وجود دارد، این است که زن مطلقه مورد سرزنش و سرکوب از طرف مرد قرار می‌گیرد. مرد با کوچک‌ترین نقطه ضعف از زن مطلقه او را سرزنش کرده و می‌گوید: «شاید با همسر قبلی خود هم این طور رفتار کردی که تو را طلاق داده است» وبا این روش از این نقطه ضعف زن مطلقه به نفع خود، استفاده کرده و مدام سرکوفت بزند. همچنین آمار نشان می‌دهد مهمترین عاملی که در بیشتر اختلافات بین زن و شوهر دیده می شود،«دخالت‌های اطرافیان و خانواده» است. باورهای غلط اطرافیان باعث شده، زنی که یک بار در گذشته ازدواج ناموفق داشته است، ارزش او را کم جلوه می‌دهند. بنابراین ارزش کادوگرفتن، بهاء دادن، مایه گذاشتن را نداشته و لزومی برای سنگ تمام گذاشتن در مراحل زندگی او نمی‌بینند. همچنین در برخی از موارد، مردها از ازدواج با این زنان مطلقه سوء استفاده می‌کنند؛ مثلا اگر زن شاغل است، از پول و موقعیت اجتماعی او استفاده و باج گیری می‌کنند. در زندگی مشترک این افراد بارها اتفاق می‌افتد که رفتارها و خاطرات در زندگی مجدد، زن را به یاد همسر گذشته خود می‌اندازد. در این مواقع زن با خود فکر می‌کند که مانند همسر گذشته‌اش، رفتار مرد، قابل تغییر نبوده و مقاومت نشان می‌دهد؛ زیرا ذهن او آلوده شده و باعث می‌شود که همسر او مانند همسرگذشته اش رفتار کرده و عکس العمل نشان دهد. در نتیجه زندگی آنها موجب اختلال شده و منجر به جدایی می‌شود. به گزارش برنا،مواردی دیده شده که مرد مجرد به دلیل ترحم و دلسوزی با زن مطلقه ازدواج می‌کند و زمانیکه زن متوجه می‌شود مرد به علت ترحم و دلسوزی با او ازدواج کرده، روحیه‌اش خدشه‌دار و احساس خواری می‌کند. بهترین راهکار این است که قبل از ازدواج، زن مطلقه با مرد مجرد مذاکره کرده و درباره او تحقیق کند و اگر انگیزه‌ای پنهان در مرد مجرد برای ازدواج با او وجود دارد تشخیص بدهد و با استفاده از مشاوره‌های روانشناسی تصمیم نهایی خود را بگیرد. ]]> ایران و جهان Sat, 08 Oct 2011 10:31:21 GMT http://ibnanews.com/vdch.zn-t23nqiftd2.html چرا سومالی به لکه ننگ قرن بدل شد http://ibnanews.com/vdci.uaqct1ay5bc2t.html محمد درویش در چند روز گذشته، حکومت جمهوری خلق چین میلیون‌ها دلار خرج کرد تا بزرگ‌ترین آتش‌بازی جهان را به مناسبت نودمین سالروز تاسیس حزب کمونیست آن کشور به رخ جهانیان کشد!‌‌ همان کاری که اندکی پیش‌تر، دولت فخیمه انگلیس با برپایی پرخرج‌ترین آیین ازدواج جهان برای فرزند ولیعهد آن کشور (شاهزاده ویلیام و همسرش کا‌ترین می‌دلتون) برپاداشت تا نشان دهد که اوضاع در امپراتوری در امن و امان است و رکود اقتصادی، شایعه‌ای بیش نیست! هست؟ در عین حال، هر روز می‌شنویم که شمار بیشتری از کودکان سومالیایی به دلیل سوء‌تغذیه و عدم بهره‌مندی از آب سالم در نوبت مرگ ایستاده‌اند؛ رخدادی که برای درمانش ظاهرا همه مردم ساکن در همه کشورهای جهان بسیج شده‌اند تا از شدت این درد بکاهند. با این وجود، آنگونه که آژانس پناهندگان سازمان ملل متحد اعلام کرده است، کماکان آمار مرگ و میر پناهندگان سومالی که به اردوگاه‌ها می‌رسند ۱۵برابر میزان معمول است و در‌‌ همان حال، کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد از احتمال مرگ حدود یک میلیون کودک سومالیایی از گرسنگی خبر داد. کودکان مظلومی که از هر پنج نفرشان، یک نفر هرگز نمی‌تواند پنج سالگی‌اش را ببیند! وضعیت چنان اسفبار است که ماه گذشته، وزیر کشاورزی فرانسه نیز درباره تبدیل شدن بحران خشکسالی در این منطقه به «لکه ننگ قرن» هشدار داد. لکه ننگی که البته به نظر نمی‌رسد بشود آن را با هیچ رنگی پاک کرد! آخر چگونه می‌شود قبول کرد کودکانی به دلیل کمبود کمک‌های مالی در حال جان دادن از گرسنگی در سومالی باشند، در حالی که روزانه دو میلیارد دلار برای نظامی‌گری در جهان هزینه می‌شود؟! مطابق برآورد دانشمندان در آغاز هزاره سوم، اگر می‌خواستیم شتاب بیابا‌ن‌زایی را مهار کرده، توان تولید سرزمین‌ها را افزایش داده و امنیت غذایی شهروندان زمینی را ارتقا‌بخشیم؛ باید تا ۲۰ سال بعد، بین ۱۰ تا ۲۲میلیارد دلار در سال هزینه کنیم. البته این رقم به مراتب کمتر از حدود ۴۲میلیارد دلار خسارت سالانه ناشی از افت تولید محصولات کشاورزی ناشی از بیابان‌زایی بود. با این وجود، متاسفانه آمار‌ها دلالت بر آن دارد که دولت‌ها آنقدر که ظاهرا نشان می‌دهند، در عمل از برنامه‌های مهار بیابان‌زایی حمایت نمی‌کنند. در واقع بودجه‌ای که سالانه به این امر اختصاص داده می‌شود، کمتر از یک میلیارد دلار است که هیچ تناسبی با نیاز واقعی امروز جهان ندارد. کافی است به یاد آوریم که دولت انگلستان علاوه بر پرداخت هزینه‌های گزاف عروسی پرنس ویلیامز، حاضر شد یک ضرر ۱۰میلیارد دلاری را بابت تعطیلی یک روزه کشور تحمل کند، اما نه این دولت و نه هیچ دولت دیگری در جهان یافت نمی‌شود که حاضر باشد یک دهم این رقم را در سال برای مهار بیابان‌زایی و مقابله با خشکسالی هزینه کند! چرا؟ بله، آیا حقیقتا تامین بودجه ۱۰میلیارد دلاری، آنقدر برای جامعه جهانی کمرشکن است که به زحمت بتواند تنها یک دهم آن را مهیا کند. وقتی هزینه آرایش دو کاندیدای ریاست‌جمهوری فرانسه در طول انتخابات دوره قبل (نیکولا سارکوزی و سگولین رویال) به ۸۷ هزار یورو می‌رسد؛ وقتی هزینه لباس عروسی کا‌ترین میدلتون به ۴۳۴ هزار دلار می‌رسد؛ وقتی برای اجاره دو ساعته یک سگ در تالار مد، ۷۰ هزار دلار پرداخت می‌شود؛ وقتی اروپاییان سالی ۵۰ میلیارد دلار (یعنی دقیقا به اندازه مجموع کمک‌هایی که سالانه توسط ممالک ثروتمند شمال با کلی دردسر و شرط و شروط در اختیار کشورهای جنوب قرار می‌گیرد) به آتش، سیگار دود می‌کنند؛ وقتی آمریکایی‌ها سالی ۳۱ میلیارد دلار پول آبجو می‌دهند (در حالی که هزینه جلوگیری از سوءتغذیه کودکان جهان در طول یک دهه مطابق برآورد یونیسف تنها ۲۵میلیارد دلار است) و وقتی... نباید در تامین چنین مبلغی برای مهار بیابان‌زایی ناتوان باشیم! در همین حال، سازمان‌های محیط‌زیستی هشدار می‌دهند که برای نگهداری نواحی حفاظت شده فعلی، یعنی یگانه ذخایر ژنتیکی و میراث مشترک حیات با کسری بودجه ۵/۲ میلیارد دلاری مواجه هستند. آیا به راستی این ناتوانی‌ها، خود شواهدی گویا بر عمق مناسبات نابخردانه و آزمندانه حاکم بر جهان امروز و عدم تقدم ملاحظات محیط‌زیستی و فراملی بر مصلحت‌های بخشی و قبیله‌ای نیست؟ آیا رخداد غم‌انگیز و شرم‌آوری که امروز در سومالی جریان دارد، شاهدی گویا بر مدعای فوق نیست؟ واقعیت تلخ جامعه امروز بشری شاید این باشد که به جای آنکه همه به سوی دستیابی به گزینه برد - برد تلاش کنند، گمان می‌برند که می‌توانند برای خود کاشانه‌ای مجزا و طلایی بیافرینند روی ماندابی متعفن! بیایید تعارف را کنار بگذاریم و بپذیریم که نه ما که در جنوب هستیم و شعارهای قشنگ می‌دهیم، نه آن‌ها که در شمال هستند و اشک تمساح می‌ریزند؛ آن‌گونه که سزاوار است برای تحقق گزینه «برد – برد» هزینه نمی‌کنند و نمی‌کوشند و نمی‌کوشیم. و وای بر آنهایی که حتی نمی‌دانند باید به سوی گزینه برد – برد حرکت کرد! ماجرای سومالی و ناتوانی شرم‌آور جامعه جهانی در مهار این بحران، بار دیگر نشان داد که بشر تا چه اندازه هنوز از خرد و اراده لازم برای شناسایی و حل مهم‌ترین مشکلات فرا راه تحقق یک زندگی باکیفیت و پرنشاط فاصله دارد؛ واقعیتی که ثابت می‌کند: این خوش‌خیالی بسیار بزرگی است که بپنداریم، آدمی می‌تواند از اراده لازم برای مهار جریان بیابان‌زایی و کاهش اثرات سوءتغییر اقلیم تا پایان قرن پیش رو هم برخوردار شود. زیرا ریشه‌کنی بیابان‌زایی و مهار جهان‌گرمایی و هر نوع فعالیت کاهنده کارآیی سرزمینی با ریشه انسانی، به پرهیز از جزیره‌نگری و توانایی ذبح مصلحت‌های بخشی و منطقه‌ای در پای مصلحت‌های ملی و جهانی نیاز دارد؛ آموزه‌ای که دست‌یابی به آن، دولتمردانی خردمند را برای اداره جهان می‌طلبد نه هنرپیشگانی باهوش و زیرک را!منبع: روزنامه شرق / محمد درویش ]]> ایران و جهان Thu, 06 Oct 2011 14:36:09 GMT http://ibnanews.com/vdci.uaqct1ay5bc2t.html دنا؛ شرح درگیری محیط بان و شکارچی http://ibnanews.com/vdca.6nik49n0m5k14.html یادداشت / محمد درویشدر دو روز انتهایی مردادماه ۱۳۸۷ در منطقه‌ی حفاظت شده‌ی دنا بودم و ملاقات‌هایی با مدیرکل محیط زیست استان کهکیلویه و بویراحمد (آقای بادام فیروز)، معاون محیط طبیعی استان (آقای خدارحمی) و برخی از مسئولین و محیط‌بانان محلی سازمان در منطقه‌ی شهرستان دنا (سی سخت) داشتم. متأسفانه به دلیل درگیری مسلحانه‌ی پیش آمده بین گروهی از شکارچیان متخلف و محیط بانان منطقه‌ی حفاظت شده‌ی دنا در روز ۲۶ مرداد که منجر به کشته شدن یکی از شکارچیان شده بود، منطقه دچار التهاب شدیدی بود. به ویژه آن که در طول تاریخ تأسیس منطقه‌ی حفاظت شده دنا، تاکنون هیچ تلفاتی – چه از سوی متخلفین یا محیط‌بانان – به وقوع نپیوسته بود. در صورتی که در مناطق دیگر همجوار، چون سبزکوه و تنگ صیاد تاکنون چندین مورد درگیری منجر به قتل گزارش شده است. به هر حال، به دلیل وضعیت حاد فرهنگی منطقه، اقوام شکارچی کشته شده، در برابر فرمانداری سی‌سخت اجتماع کرده و خواستار قصاص محیط بان مربوطه شده‌اند. حتا در مواردی خود اقدام به مضروب ساختن برخی از نزدیکان محیط بان و خسارت زدن به اموالش در سطح شهربرآمده‌اند. وضعیت به گونه‌ای است که تمامی اتومبیل‌های سازمان در سطح استان، آرم خود را از روی خودرو پاک کرده و کلیه‌ی پرسنل با لباس شخصی در سطح استان تردد می‌کنند! افزون بر آن، تعداد زیادی از پرسنل نیروی انتظامی مسئولیت حفاظت از ساختمان‌های مربوط به اداره کل محیط زیست استان را در سطح شهرستان دنا برعهده گرفته‌اند. از طرفی، همچنان سه نفر از محیط بانان که در درگیری حضور داشتند، در بازداشت به سر می‌برند. و این همه در حالی است که افراد وابسته به شکارچی متخلف، آزادانه درسطح شهر تردد می‌کنند، آن هم در حالی که خودشان با تیراندازی و مقاومت در برابر دستورات مأمورین حفاظت، درگیری را شروع کردند و حتا لاشه‌ی شکار (یک رأس کل) هم از آنها بدست آمده و ضمیمه‌ی پرونده شده است. به دیگر سخن، در استان کهکیلویه و بویراحمد، جنگ کاملاً مغلوبه است و این پاسداران از قانون بودند که دچار ناامنی و تهدید شده بودند و نه متعارضان به قانون! حیرت‌آورتر آنکه، نزدیکان شکارچی متخلف، حتا اجازه‌ی حضور نمایندگان سازمان را در مراسم ترحیم و عرض تسلیت به بازماندگان را ندادند! به هر حال، آنچه که در دنا اتفاق افتاده است، موضوع خوبی برای جامعه‌شناسان است تا به تحلیل علمی ماجرا با همه‌ی ظرافت‌هایش بپردازند. اما آنچه که آشکار است، مظلومیت بیش از پیش ملاحظات محیط زیستی و قوانین مرتبط با آن است؛ رخدادی که نشان می‌دهد منافع اغلب هموطنان ما در مناطق حفاظت شده تا چه اندازه با آموزه‌های محیط زیست در تضاد قرار دارد. هرچند نباید از خاطر برد که برخورد صرفاً قهرآمیز با متخلفان در مناطق حفاظت شده، هرگز نتوانسته و نخواهد توانست تا امنیتی پایدار برای زیستمندان مظلوم مناطق چهارگانه به ارمغان آورد. ]]> ایران و جهان Sat, 08 Oct 2011 23:31:22 GMT http://ibnanews.com/vdca.6nik49n0m5k14.html مصرف انرژی در خانه های ایرانی http://ibnanews.com/vdci.paqct1ayzbc2t.html سرویس محیط زیست / محمد درویش چندی پیش، حسین امیری خامکانی، یکی از اعضای کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی و نماینده زرند و کوهبنان با صراحت و تاسف فاش کرد که ایرانیان امروز برابر یک میلیارد نفر از مردم جهان انرژی مصرف می‌کنند. او به این هم بسنده نکرد و اضافه کرد: هم‌اکنون هرایرانی به اندازه ۱۷ ژاپنی انرژی مصرف می‌کند. با این وجود، آنچه که این نماینده مجلس فراموش کرد تا بازگوید، آن بود که چرا اگر عیار مصرف در ایران این‌گونه بالاست، عیار کیفیت زندگی اغلب ایرانیان حتی به یک هفتم ژاپنی‌ها هم نمی‌رسد! می‌رسد؟ اندکی قبل‌تر، سودابه پاک‌نژاد، کار‌شناس و مسوول دفتر مدیریت مصرف شرکت توانیر با اعلام اینکه مصارف برق خانگی در ایران ۵/۲ برابر متوسط جهانی است، عنوان کرد: «مصرف انرژی در ساختمان‌های ایران شش برابر منازل مشابه در اروپاست. واقعیتی که سبب شده تنها ۲۴ کشور در جهان یافت شوند که بیش از ایران برق مصرف می‌کنند.» آخرین ضربه را رییس انجمن بهینه‌سازی مصرف انرژی وارد کرد! آنجا که در گفت‌وگو با «رادیو اقتصاد» گفت: «طی برآوردی که با احتساب قیمت متوسط سوخت به عمل آمده، هر واحد مسکونی در طول یک سال به طور متوسط یک تا ۵/۱ میلیون تومان هدررفت انرژی دارد که با توجه به ۱۷ میلیون واحد مسکونی موجود در کشور حدود ۱۷ تا ۲۰ میلیارد دلار هدررفت انرژی در واحدهای مسکونی داریم. ایشان میزان مصرف انرژی کل کشور را ۱۰۰ میلیارد دلار ذکر کرد که از این مقدار، حدود ۳۸ میلیارد دلار به حوزه مسکن، ۳۸ میلیارد دلار به حوزه صنعت و مابقی به حوزه صنایع خودرو و امور متفرقه اختصاص دارد. یعنی بیش از نیمی از سرمایه‌ای که برای تامین انرژی در منازل هزینه می‌شود، عملا بدون استفاده به هدر می‌رود. در چنین شرایطی، کمینه انتظار از دولتمردان، برنامه‌ریزان و کلان‌نگران کشور آن است که خیلی بیشتر از دیگر مردم و دولت‌های جهان (حالا نمی‌گویم ۱۷ برابر ژاپنی‌ها) برای ارتقای راندمان مصرف انرژی در ساختمان‌ها تلاش کنند. به‌ویژه اگر بدانیم که خوشبختانه در طول یک دهه اخیر تا چه اندازه موضوع ساخت خانه‌های سبز در جهان جدی گرفته شده و هرروز گام بلندتری به سوی ساخت بناهایی برداشته می‌شود که عملا میزان پرت انرژی در آن‌ها به صفر میل می‌کند. به عنوان مثال، آنچه مهندسان و طراحان هلندی برای کره‌جنوبی در ساخت شهرک سبز و دوستدار محیط‌زیست در نظر گرفته‌اند، یکی از بارز‌ترین نمونه‌های این ایده است. این شهرک کوچک که ظرفیت اسکان بیش از ۷۰ هزار نفر را دارد تا پایان امسال قرار است که به بهره‌برداری برسد. در این شهر به‌جز استفاده از توربین‌های بادی و صفحات خورشیدی برای جذب هرچه بیشتر انرژی‌های پاک بادی و خورشیدی، از پوشش‌های سبز گیاهی به منظور تهویه هرچه بهتر هوای شهرک استفاده می‌شود. همچنین در سال ۲۰۰۷ نمایندگان مجلس عوام در انگلستان طرحی را به تصویب رساندند که به موجب آن، ساخت خانه‌هایی طی یک دهه آینده در دستور کار قرار گیرد که میزان مصرف کربن آن‌ها صفر باشد. یعنی این خانه‌ها باید به نحوی طراحی و ساخته شوند تا‌‌ همان اندازه که انرژی مصرف می‌کنند، بتوانند انرژی هم تولید کنند. خانه‌هایی که به نسبت دیگر همتایانشان، خریداران را از معافیت‌های مالیاتی بیشتری هم بهره‌مند کنند. از سوی دیگر اینک چند سال است که وزارت انرژی ایالات متحده آمریکا، مسابقاتی را با عنوان: مسابقه ده‌گانه خورشیدی آغاز کرده است؛ مسابقاتی که سبب شده به‌طور متوسط قیمت تمام شده یک خانه مسکونی سبز از ۶۰۰ هزار دلار به ۳۰۰ هزار دلار کاهش یابد و هرروز سرمایه‌گذاری و پژوهش در این بخش از رونق بیشتری بهره‌مند شود. در تحولی دیگر، اتریشی‌ها می‌کوشند تا با ترویج ساخت خانه‌های سبز موسوم به پروژه SUME، در طول ۴۰ سال آینده هزینه‌ها را تا ۸۰ درصد کاهش دهند. کلام آخر آنکه اگر قرار است بتوان هنوز رویایی برای بهره‌مندی از یک زندگی باکیفیت همراه با محیط‌زیستی سالم و بانشاط را در وطن عملی کرد، بی‌شک راه تحقق این رویا از بین آزادراهی عبور می‌کند که در دو طرفش خانه‌های سبز طراحی و ساخته شده‌اند. به امید آنکه مسوولان ذی‌ربط در وزارت‌های نیرو، مسکن و راه‌سازی، کشور و معاونت فناوری ریاست جمهور بتوانند هرچه زود‌تر با همراهی نمایندگان عضو کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی، سازوکار لازم برای تشویق ساخت چنین منازلی را در وطن فراهم آورند.منبع: روزنامه شرق ]]> ایران و جهان Tue, 11 Oct 2011 06:33:24 GMT http://ibnanews.com/vdci.paqct1ayzbc2t.html مخملباف کجا نماينده سبزها است؟ http://ibnanews.com/vdca.anik49nmw5k14.html به گزارش تعامل نیوز، شنیده شده است ميرحسين موسوي از سران فتنه سال ۸۸ از انتساب محسن مخملباف، كارگردان فراري سينما به هم‌سلكان خود ابراز نارضايتي كرده است . گفته مي‌شود، ميرحسين موسوي پس از شنيدن ماجراي افشاگري‌هاي محمد رضا مدحي درباره پيوند ضدانقلاب با برخي از فتنه گران از جمله محسن مخملباف عصباني شده و گفته است: « مخملباف کجا نماينده سبزها است، او هيچ ارتباطي با ما ندارد». ]]> ایران و جهان Tue, 13 Sep 2011 11:53:42 GMT http://ibnanews.com/vdca.anik49nmw5k14.html وظیفه امت در قبال سومالی چیست؟ http://ibnanews.com/vdcf.1dviw6dtjgiaw.html یادداشت / اسماعیل معنویتصاویر تکان دهنده مرگ تدریجی مردم مظلوم سومالی که توسط رسانه ها در سراسر جهان منتشر گردیده، قلب هر “انسانی” را جریحه دار می کند و عزمش را برای برداشتن قدمی در راستای خدمت به انان جزم! چه رسد به اینکه این انسان پیرو محمد(ص) و هم شیعه علی(ع) باشد! کدام محمد(ص)؟ همو که فرمود: «یکى از برترین اعمال نزد خدا خنک کردن جگرهاى داغ است، و سیر کردن شکم‏هاى گرسنه، سوگند به کسى که جان محمّد در دست او است بنده ‏اى که شب سیر بخوابد و برادر- یا فرمود همسایه- مسلمانش گرسنه باشد، به من ایمان نیاورده است! » بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۳۶۹ قصه سومالی اما روایتی دردناک است که امام خامنه ای از آن بعنوان”غصه بزرگ” یاد نمودند. غصه ای که ریشه در استعمار وهمچنین بی ثباتی حاکمیت این کشور دارد.حاکمیتی که سالها تحت سلطه غرب بوده است. سالها غارت منابع این ملت توسط ایتالیا و انگلستان فلاکت را برای سومالی به ارمغان آورده است تا اینکه امروز اغلب مردم از طریق تولید «موز ، ماهی، احشام و پوست» امرار معاش می کنند که متاسفانه همه این موارد هم در برابر خشک سالی به شدت آسیب پذیر است! جنگ های داخلی چندین ساله در این کشور نیز زیرساخت های آن را روبه نابودی برده است و گروه هایی نظیر “الشباب” آرامش را از ملت سومالی به یغما برده اند.الشبابی که موسسه تحقیقاتی آفران در معرفی آن آورده است: «”الشباب المجاهدین” دارای گرایش های سلفی و از لحاظ تئوریک با “القاعده” و “سلفیان عربستان سعودی” هم جهت بوده و همچنین رهبران “الشباب” ارتباطات عمیقی با رهبران “القاعده” داشته و از سوی وهابیت عربستان سعودی حمایت مالی می گردند» و اما امروز …! ۱۱میلیون سومالیایی که ۹۹درصدشان مسلمان هستند در کشور ۶۳۷هزار کیلومتری شان در انتظار کمک های جهانی، خصوصا دستان پر مهر پیروان پیامبری هستند که رحمتی برای عالمیان است! امروز بر فراز گنبد خضرای محمد(ص) پرچمی سیاه بخاطر “رنج امت مظلوم” بر افراشته شده است. . امروز قلب حجت ابن الحسن برای ملتی که روزه های بی افطارش زبانزد جهانیان شد محزون است…! آری اینجا سومالی، محل اجتماع یک میلیون کودک در معرض خطر مرگ است. صدای ما را از مرکز گرسنگی و توکل به حضرت حق! می شنوید. اینجا زنان و دختران با شکم های گرسنه هم دست از حجابشان بر نمی دارند. براستی ما پیروان چه کسانی هستیم؟! آیا می دانیم که امام معصوم مان به فقرای یهودی هم کمک می کرد؟! اگر امروز پیامبر رحمت تصاویر “خوردن خاک” توسط کودکان سومالی را می دید چه می فرمود؟! آیا امت به تکلیف خود در این برهه عمل نموده است؟ مگر نه اینکه ولی فقیه در زمان غیبت زمام دار امور مسلمین است!، آیا بغض رهبری بخاطر مردم پاکستان و تاکیدات چندین باره شان درخصوص مردم سومالی حجت را بر ما تمام نکرده است؟ در بحرانی بودن وضعیت سومالی همین بس که برخی رسانه ها از قاچاق اعضای بدن برخی کودکان آن به سرزمین های اشغالی فلسطین خبر داده اند، برخی مادران سومالیایی از بیم جنایات صهیونیست ها از انتقال فرزندانشان به بیمارستان جلوگیری می کنند… این ها تنها بخشی از آن چیزی است که هم اکنون در سومالی، قتلگاه کودکان مظلوم مسلمان درحال جریان است و ما … کلام آخر، بزرگی می گفت:« هرکس ندای یاری طلبی مسلمانی را بشنود و او را یاری نکند مسلمان نیست!» پس بسم الله… به اینـجا وارد شوید و در قسمت “نیت خیر شما” گزینه آخر یعنی “کمک به قحطی زدگان سومالی” را انتخاب کنید و... ]]> ایران و جهان Fri, 16 Sep 2011 22:19:25 GMT http://ibnanews.com/vdcf.1dviw6dtjgiaw.html چند دليل براي تبرئه خشكسالي در ارومیه http://ibnanews.com/vdcc.sqea2bqmmla82.html گزارش / روزنامه تهران امروز«محمد درويش» فعال محيط زيست و عضو هيات علمي موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع کشور مي‌گويد: «دست کم ۱۷ دليل وجود دارد که تغييرات اقليمي سهم زيادي در خشكسالي درياچه ندارد». استحصال آب! به گفته درويش ميانگين آبي که مي‌شود از حوزه هاي آبي درياچه اروميه استحصال کرد حدود ۷ ميليارد متر مکعب است. اما از سال‌هاي۱۳۶۰ تا کنون ۳۶۰ هزار هکتار بر وسعت اراضي کشاورزي اضافه شده است. يعني وسعت اراضي کشاورزي از ۳۲۰ هزار هکتار در سال ۱۳۶۰،به ۶۸۰ هزار هکتار رسيده است و نياز آبي بخش کشاورزي در طول ۳۰ سال اخير ۶/ ۳ دهم ميليارد متر مکعب افزايش يافته است. اين در حالي است که منبع جديدي از آب در حوضه آبخيز درياچه اضافه نشده است. قدمت ۶۰۰ هزار ساله برمبناي مطالعات زمين‌شناسي، درياچه حدود ۴۰۰ تا ۶۰۰ هزار سال قدمت دارد. يعني اين درياچه توانسته است موجوديت خود را با وجود تلاطم گسترده اقليمي در طول اين همه سال حفظ کند. بنابراين اگر عامل تخريب گر، از حوضه درياچه اروميه حذف شود، اين درياچه دوباره مي‌تواند به حيات سابق خود برگردد. سهم هر استان براي درياچه اروميه سازمان حفاظت محيط زيست، بر اساس مطالعات جامع و کاربردي حقابه محيط زيستي درياچه اروميه را تعيين کرده است. بر اساس طرح اين سازمان، براي اينکه درياچه اروميه در حد تراز اکولوژيک خود به حيات ادامه دهد، نياز دارد که حداقل ۱/ ۳ميليارد متر مکعب آب داشته باشد و اين ۱/ ۳ ميليارد متر مکعب را بايد سه استاني که متاثر از حوضه آبخيز درياچه اروميه هستند تامين کنند. آذربايجان غربي مي‌تواند ۶/ ۲۰۳۵ميليون مترمکعب آب از درياچه اروميه بهره‌برداري کند. همچنين اين استان بايد ۵/ ۱۸۷۰ميليون متر مکعب حقابه محيط زيستي براي درياچه اروميه پرداخت کند.استان آذربايجان‌شرقي مي‌تواند۱۰۷۹/۳ ميليون مترمکعب آب از درياچه اروميه بهره‌برداري کند. همچنين اين استان بايد ۵/ ۲۷۰ ميليون متر مکعب حقابه محيط زيستي براي درياچه اروميه پرداخت کند، ضمن اينکه استان کردستان هم مي‌تواند ۱/ ۵۸۵ ميليون مترمکعب آب از اين درياچه بهره‌برداري کند. ضمن اينکه اين استان بايد ۱/ ۹۵۹ ميليون متر مکعب براي درياچه اروميه پرداخت كند. باراندوز آبي ندارد درويش به بزرگ‌ترين عامل خشك شدن درياچه اروميه يعني سد‌سازي هم اشاره كند تا نتوان اميدواري زيادي به زنده شده درياچه با حفر دالان‌ها در زير پل ميانگذر شهيد كلانتري داشت. او آب پاكي را روي دست همگان مي‌ريزد چون حفر چاه‌هاي غير مجاز از سوي كشاورزان و سد‌سازي چنان شيره زمين را مكيده اند كه خوني در رگ زمين براي زنده كردن درياچه اروميه نمانده است. او براي اثبات حرف‌هاي خود به وضعيت رودخانه «باراندوز» يكي از ۱۳ رودخانه كه به طور دائم به درياچه اروميه مي‌ريخت اشاره مي‌كند ومي گويد:«باراندوز تنها رودخانه دائمي است كه روي آن سدساخته نشده است اما هيچ آورده اي هم براي درياچه ندارد. چون آب اين رودخانه در مسيري كه بايد طي كند تا به درياچه برسد توسط سفره‌هاي زيرزميني بلعيده مي شوند.» ]]> ایران و جهان Sat, 08 Oct 2011 23:51:29 GMT http://ibnanews.com/vdcc.sqea2bqmmla82.html