آژانس خبری بختياری - پربيننده ترين عناوين :: rss_full_edition http://ibnanews.com/ Tue, 07 Feb 2012 07:24:56 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://ibnanews.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif آژانس خبری بختياری http://ibnanews.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام آژانس خبری بختياری (ايبنانيوز) بلامانع است. Tue, 07 Feb 2012 07:24:56 GMT 60 بازتاب گسترده حركت نمادين ميلاد ميداوودي در واكنش به دفن فرهنگسراي بهمن علاءالدين http://ibnanews.com/vdcg.n93rak9ynpr4a.html اين گزارش، هر لحظه تكميل مي گرددد ... دوباره سر بزنيد میلاد میداودی ملی پوش خوزستانی و گلزن تیم استقلال تهران، ‌پس از گلزنی در دربی ۷۴ ، با انجام یک حرکت نمادین،‌ همنوا با مردم و هنرمندان خوزستان، به دفن شبانه فرهنگسرای بهمن علاءالدین (مسعود بختیاری)‌ واقع در بلوار ساحلی شرقی کارون در اهواز اعتراض کرد. به گزارش آژانس خبري بختياري (ايبنانيوز)، حركت نمادين ميلاد ميداوودي پس از گلزني در دربي 74، بازتاب گسترده اي در رسانه ها داشت كه در ادامه، به برخي از اين بازتابها اشاره مي شود:خوزنا: اعتراض نمادین میلاد میداودی به دفن فرهنگسرای بهمن علاءالدین آژانس خبري خوزستان (خوزنا) ساعت ۱۹:۴۸ روز ۱۳/۱۱/۱۳۹۰ در مطلبي با عنوان «اعتراض نمادین میلاد میداودی به دفن فرهنگسرای بهمن علاءالدین»، نوشت: میلاد میداودی ملی پوش خوزستانی و گلزن تیم استقلال تهران، ‌پس از گلزنی در دربی ۷۴ ، با انجام یک حرکت نمادین،‌ همنوا با مردم و هنرمندان خوزستان، به دفن شبانه فرهنگسرای بهمن علاءالدین (مسعود بختیاری)‌ واقع در بلوار ساحلی شرقی کارون در اهواز اعتراض کرد. به گزارش آژانس خبری خوزستان (خوزنا)،‌ میلاد میداودی گلزن خوزستانی که در تمام رده‌های سنی تیم ملی فوتبال کشورمان عضویت داشته، پس از گلزنی دردقیقه ۳۲ دربی ۷۴ مورخ ۱۳/۱۱/۱۳۹۰ ،‌ عبارت "به یاد مسعود بختیاری کوگ تاراز" را که در زیر پیراهن ورزشی خود درج کرده بود، جلوی دوربین ها به نمایش گذاشت و اعتراض مردم خوزستان نسبت به دفن مصوبه سفر رئیس جمهور را به گوش مردم ایران رساند. گفتنی است نیمه شب ۲۲ آذر ۱۳۹۰ ، شهرداری اهواز فرهنگسرای در حال ساخت بهمن علاءالدین در بلوار ساحلی این شهر را - که جزو مصوبات سفر استانی رئیس جمهور بود - در نیمه های شب با خاک یکسان کرد. شهرداری اهواز هدف از این عملیات شبانه را «زیباسازی شهر» و «توسعه فضای سبز» اعلام نموده است. در شرایطی که عدم پاسخگویی مسئولان خوزستان در برابر تخریب فرهنگسرا و تالار بهمن علاءالدین اهواز موجب نگرانی افکار عمومی شده است، تذکر کتبی ناصر سودانی نماینده اهواز خطاب به وزیر کشور در جلسه مورخ ۳۰/۰۹/۹۰ مجلس قرائت شد. سپس علیرضا دهقان نماینده ایذه و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در گفتگو با رسانه ها این عمل را غیرفرهنگی نامید و آن را محکوم کرد. تذکر کتبی امیدوار رضایی عضو هیات رئیسه مجلس خطاب به وزیر کشور در جلسه مورخ ۰۴/۱۰/۹۰ قرائت شد و سید شریف حسینی دیگر نماینده اهواز در جلسه مورخ ۰۴/۱۰/۹۰ در تذکر کتبی به رئیس جمهور خواستار پیگیری وی برای تسریع در تکمیل این پروژه فرهنگی بعنوان یکی از مصوبات سفر رئیس جمهور به خوزستان شد که اینک زیر خروارها خاک دفن شده است. در آن زمان رسانه های مستقل نوشتند : «اکنون این پرسش در افکار عمومی خوزستان شکل گرفته است که اگر این طرح کارشناسی نبوده، چطور جزو مصوبات سفر رئیس جمهور قرار گرفت و اگر کارشناسی بوده - که قطعاً چنین است - چرا آن را دفن کرده اند؟ بی شک هنرمندان و هنردوستان و علاقمندان بهمن علاءالدین از خود می پرسند آیا مصوبه سفر رئیس جمهور، زیر خاک خواهد ماند؟» خوزنا، همچنين، دو قطعه عكس از حركت نمادين اين بازيكن ملي پوش پس از گلزني در دربي ۷۴ را منتشر كرد. ايبنانيوز: فيلم حركت نمادين ميلاد ميداودي پس از گل زني در دربي ۷۴ آژانس خبري بختياري (ايبنانيوز) در ساعت ۲۰:0۲ روز ۱۳/۱۱/۱۳۹۰ در مطلبي با عنوان «فيلم: حركت نمادين ميلاد ميداودي پس از گل دربي ۷۴ در واكنش به دفن فرهنگسراي بهمن علاءالدين»، ‌نوشت: در شرايطي كه اعتراض هاي شهروندان و هنرمندان خوزستان به دفن شبانه فرهنگسراي در حال ساخت بهمن علاءالدين (مسعود بختياري) در اهواز وارد هفته هشتم شده است،‌ ميلاد ميداودي ملي پوش خوزستاني پس از گلزني در دربي ۷۴ ، در حركتي نمادين نام مسعود بختياري را كه از قبل زير پيراهن ورزشي خود نقش كرده بود، به نمايش گذاشت تا صداي اعتراض مردم خوزستان نسبت به دفن مصوبه سفر رئيس جمهور را به گوش رئيس جمهور و همه مردم ايران برساند. براي مشاهده فيلم، كليك كنيد. ايبنانيوز، همچنين، فيلمي از گلزني ميلاد ميداوودي و حركت نمادين وي پس از گلزني را منتشر كرد.سايت ورزشي گل: اسطوره ایل بختیاری چهره ویژه داربي ۷۴ ! سايت ورزشي گل در ساعت ۲۱:۰۵ روز ۱۳/۱۱/۱۳۹۰ در مطلبي با عنوان «برنده ها و بازنده های داربی ۷۴ ؛ اسطوره ایل بختیاری چهره ویژه! »، در اين مطلب به به معرفي ستاره هاي ديدار اختصاص داشت، بهمن علاءالدين را به عنوان چهره ويژه اين ديدار معرفي كرد و نوشت: ميلاد ميداوودي پسر سبزه روی مسجد سلیمانی بازگشت شکوهمندانه ای داشت. او که هفته ها به دلیل مصدومیت خانه نشین شده بود، با گلی که در داربی به ثمر رساند، ستاره اش را همچنان روشن نگه داشت. هر چند استقلال در یک تراژدی به تمام معنا بازی را واگذار کرد اما میلاد میداودی این فرصت را یافت تا نمایش قابل قبولی از خود ارائه دهد. او با گلی که به ثمر رساند بیش از آنکه هواداران استقلال را خوشحال کند علاقه مندان به موسیقی محلی زادگاهش را خوشحال کرد. آن جا بعد از آنکه گلش را به ثمر رساند پیراهنش را بالا زد و نام مسعود بختیاری خواننده فقید مسجد سلیمانی و اسطوره ایل بختیاری را به همگان نشان داد. سايت تابناك: فيلم حركت نمادين بازيكن استقلال سايت خبري تحليلي تابناك، در ساعت ۲۱:۱۳ روز ۱۳/۱۱/۱۳۹۰ در مطلبي با عنوان «فيلم حركت نمادين بازيكن استقلال»، نوشت: در شرايطي كه اعتراض هاي شهروندان و هنرمندان خوزستان به دفن شبانه فرهنگسراي در حال ساخت بهمن علاءالدين (مسعود بختياري) در اهواز وارد هفته هشتم شده است،‌ ميلاد ميداودي ملي پوش خوزستاني پس از گلزني در دربي ۷۴ ، در حركتي نمادين نام مسعود بختياري را كه از قبل زير پيراهن ورزشي خود نقش كرده بود، به نمايش گذاشت. سايت تابناك سپس فيلم حركت نمادين اين ملي پوش كشورمان را منتشر كرد كه برپايه نمايشگر آمار اين سايت كه در بالاي مان صفحه قابل مشاهده مي باشد، در همان ۲۴ ساعت اول پس از انتشار حدود ۲۰ هزار بازديدكننده داشته است. زاگرس فردا: پیوستن میداوودی به جنبش فرهنگسرا سايت خبري زاگرس فردا ، ساعت ۲۰:۳۰ روز ۱۳/۱۱/۱۳۹۰ در مطلبي با عنوان «پیوستن میداوودی به جنبش فرهنگسرا»، نوشت: میلاد میداوودی بازیکن تیم فوتبال استقلال تهران پس از به ثمر رساندن اولین گل تیمش در مقابل پرسپولیس یاد و خاطره بهمن علاالدین (مسعود بختیاری) خواننده فقید بختیاری را گرامی داشت. به گزارش زاگرس فردا، در این دیدار که از ساعتی قبل در ورزشگاه آزادی آغاز شده است، میلاد میداوودی مهاجم خوزستانی آبی پوشان پس از به ثمر رساندن گل خود، پیراهن خود را به نشانه خوشحالی بالا زد که بر روی آن عبارت ” mis بیاد مسعود مسعود بختیاری، کوگ تاراز″ نقش بسته بود. این اقدام بازیکن استقلال در حالی صورت گرفت که چندی پیش فرهنگسرا بهمن علاالدین که قرار بود در شهر اهواز احداث شود، پس از چند سال بلاتکلیفی توسط شهرداری اهواز با خاک یکسان شد. به نظر می رسد که با توجه به اعتراضات گسترده صورت گرفته در خصوص تخریب فرهنگسرای بهمن علاالدین توسط فرهنگ دوستان، میلاد میداوودی نیز سعی کرده است به نوعی مخالفت خود را با این حرکت ضد فرهنگی نشان دهد. زاگرس فردا، همچنين دو قطعه عكس و يك قطعه فيلم از گلزني ميلاد داوودي و حرکت نمادین وي پس از گلزني، منتشر كرد.وبسايت رسمي ميلاد ميداودي: حركت نمادين ميداوودي پس از گلزنيسايت رسمي ميلاد ميداودي ساعتي پس از پايان دربي ۷۴ در ۱۳/۱۱/۱۳۹۰ در مطلبي با عنوان «حرکت نمادین میداودی پس از گلزنی»، به بيان انگيزه وي از اين كار پرداخت و نوشت: میلاد میداودی پس از گلزنی در دربی تهران، یاد و خاطره بهمن علاءالدین ملخص به مسعود بختیاری را گرامی داشت. میداودی پس از گشودن دروازه پرسپولیس، عبارت «به یاد مسعود بختیاری، کوگ تاراز» که در زیر پیراهن ورزشی خود درج کرده بود را مقابل دوربین های تلویزیونی نشان داد تا یاد و خاطره پدر شعر و موسیقی و آواز بختیاری را زنده کند. این حرکت نمادین، بازتاب زیادی در سایت های غیرورزشی داشت و تصاویر و فیلم آن در سایت های مختلف منتشر شد. استاد بهمن علاءالدین، خواننده، ترانه سرا و آهنگساز فقید ایل بختیاری، سال ۸۵ در سن ۶۶ سالگی دار فانی را وداع گفت و در بقعه متبرکه امامزاده طاهر (ع) کرج به خاک سپرده شد. «کوگ تاراز» یکی از آثار ماندگار مسعود بختیاری است. سايت رسمي ميلاد ميداوودي همچنين عكس بزرگي از هنرمند نامدار ايل بختياري را در صفحه اول خود قرار داد كه روي آن نوشته شده بود: بهمن علاءالدين و با حروف كوچكتر و درون پرانتز نام "مسعود بختياري" را قرار داده بود. سايت شفاف: میداوودی زیر پیراهنش چه نوشته بود؟ سايت خبري تحليلي شفاف در ساعت ۲۳:۱۹ روز ۱۳/۱۱/۱۳۹۰ در مطلبي با عنوان «میداوودی زیر پیراهنش چه نوشته بود؟»، نوشت: دربی هفتاد و چهارم به صورتی باور نکردنی به سود پرسپولیس به پایان رسید تا پایانی بر پیروزی های پی در پی استقلال در دربی های گذشته باشد. به گزارش «شفاف» گل های این دیدار را برای استقلال میلاد میداوودی و فریدون زندی به ثمر رساندند و هر ۳ گل پیروزی بخش پرسپولیس را ایمون زاید به ثمر رساند. میلاد میداوودی بعد از به ثمر رساندن گل اول استقلال پیراهن خود را بالا زد که جمله ای روی پیراهن زیرین وی نقش بسته بود. کلمه انگلیسی m.i.s که روی پیراهن زیری میداودی نقش بسته بود اشاره به شهرستان مسجدسلیمان در استان خوزستان داشت که محل تولد میداودی را نشان می داد. میداوودی با این کار خود خوشحالی بعد از گل را با همشهریان خود در استان خوزستان تقسیم کرد. سايت شفاف، همچنين، عكسهايي از حركت نمادين ميلاد ميداوودي پس از گلزني در دربي 74 را به نماش گذاشت.سعيد معتمدي: میلاد میداودی و کوک تاراز سعید معتمدي نويسنده لرستاني در ساعت ۲۳:۰۵ روز ۱۳/۱۱/۱۳۹۰ در وبلاگ شخصي خود نوشت: هرچند نتیجه ی بازی فوتبال بین استقلال وپرسپولیس به مذاقم ننشت و ناراحت از اینکه برد استقلال را باد با خود برد، اما حرکت میلاد میداودی بعد از گل زدنش خوشحالم کرد. میداودی بازیکن بختیاری استقلال تهران بعد از گلزنی در دربی روی پیراهن زیرین خود این مطلب را حک کرده بود: " M I S / بیاد مسعود بختیاری / کوک تاراز"؛ نوشته ای که محبوبیت میلاد میداودی را در دل هواداران لر زبانش دو چندان کرد و به این بازیکن باید افتخار کرد. این در حالی است که مسئولان شهرداری اهواز چند هفته پیش فرهنگسرایی که قرار بود بنام این هنرمند فقید و اسطوره موسیقی قوم لر و عشایر بختیاری ساخته شود را با خاک یکسان کردند. انجمن تحصيلكردگان لر: میداودی و اعتراض نمادین به تخریب فرهنگسرای مسعود بختیاریسايت انجمن تحصيلكردگان لر، در ساعت ۰۰:۳۵ بامداد روز ۱۴/۱۱/۱۳۹۰ در مطلبي با عنوان «میلاد می داودی و اعتراض نمادین به تخریب فرهنگسرای مسعود بختیاری»، با انتشار يك ويدئوكليپ، حركت نمادين ميلاد ميداوودي ملي پوش مسجدسليماني تيم استقلال تهران در اعتراض به دفن فرهنگسراي بهمن علاءالدين اهواز را مورد ارزيابي قرار داد و نوشت: عصر دیروز میلاد می داودی بازیکن مسجد سلیمانی تیم استقلال تهران بعد از به ثمر رساندن گل برای این تیم با نشان دادن نوشته ای که بر روی پیراهن خود نگاشته بود، اعتراض خود را نسبت به تخریب فرهنگسرای بهمن علاالدین اعلام کرد. در بالای این نوشته علامت MIS نماد معروف مسجد سلیمان و در پایین تر این نوشته به چشم می خورد: «به یاد مسعود بختیاری کوگ تاراز». اين سايت، همچنين ويدئوكليپي را به نمايش گذاشت كه تصاويري از تخريب فرهنگسراي بهمن علاءالدين اهواز و سپس حركت نمادين ميلاد ميداوودي پس از گلزني در بازي استقلال پرسپوليس را در پسزمينه اي از يك قطعه موسيقي از بهمن علاءالدين (مسعود بختياري) به نمايش مي گذاشت. کبنا نیوز: میلاد بختیاری کوگ تاراز را به یاد مسعود خواند سايت جامع خبري تحليلي كهگيلويه و بويراحمد (كبنا نيوز) در ساعت ۰۱:۰۷ بامداد ۱۴/۱۱/۱۳۹۰ در مطلبي با عنوان «میلاد بختیاری کوگ تاراز را به یاد مسعود خواند»، نوشت: در هفتاد و چهارمین دربی پایتخت ایران که به برتری سه بر دو پرسپولیس تهران انجامید، میلاد میداوودی بازیکن مسجد سلیمانی استقلال تهران بعد از به ثمر رساندن گل اول استقلال در این بازی برای نشان دادن شادی بعد از گل خود، پیراهنی را نشان داد که بر روی آن حک شده بود (به یاد مسعود بختیاری، کوگ تاراز) كه بنا به گفته سایت خبری خوزستان (خوزنا)، در واقع میداوودی با انجام اين حرکت نمادین،‌ همنوا با مردم و هنرمندان خوزستان، به دفن شبانه فرهنگسرای بهمن علاءالدین (مسعود بختیاری)‌ واقع در بلوار ساحلی شرقی کارون در اهواز اعتراض کرده است. بهمن علاءالدین مشهور به مسعود بختیاری یک استثناء در تاریخ موسیقی بومی عصر حاضر به شمار می رود که محبوب تمام لر زبانان بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد می باشد. گر چه او تنها روایتگر بخشی از فرهنگ موسیقایی بختیاری زبان ها بود ولی نقشی بیش از یک خنیاگر بومی یافت و توانست در طول ۳۵ سال از حیات خود، یک زبان مشترک موسیقایی بین همه بختیاری ها ایجاد کند. شاید همسنگ او در سایر فرهنگ های بومی ایران نتوان یافت. وقتی خبر درگذشتش منتشر شد، همه بختیاری های داخل و خارج از کشور، فارغ از این که در چه مرتبه ای از مناصب اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی هستند، سیلی از پیام و اظهار همدردی به راه انداختند. در یگانه بودنش همین بس که اولاً همه ایل او را می شناختند و ثانیاً همواره در قیاس با سایر خوانندگان، انتخاب اول بختیاری ها بود. غالباً در هنگام طرح موضوع، این جمله از مخاطبان بومی اش شنیده می شد: «هیشکی نتره چی علاءالدین بخونه» (هیچ کس نمی تواند مانند علاءالدین بخواند) و این یک باور قلبی بود نه تعارف که اصولاً بختیاری ها اهل تعارف نیستند و به رک گویی شهره اند (منبع: وبلاگ مونوم بختیاری). سايت كبنا نيوز در پايان با انتشار يك پوستر اختصاصي از بهمن علاءالدين و ميلاد ميداوودي در كنار يكديگر، نوشت: مردم کهگیلویه و بویراحمد به یاد مسعود و به احترام میلاد بر می خیزند.وبسايت بهمن علاءالدين: پرواز کبک تاراز بر شانه های میلاد وبلاگ بهمن علاءالدين ساعت ۰۸:۴۵ روز ۱۴/۱۱/۱۳۹۰ در مطلبي با عنوان «پرواز کبک تاراز بر شانه های میلاد» نوشت: ۱۳ بهمن، دربی ۷۴، دقیقه ۳۲، میلاد میداوودی مهاجم مسجدسلیمانی استقلال از کمند آفسایدگیری پرسپولیسیها گریخت و توپ را به تور دروازه قرمزها چسباند ... هم تیمی هایش در پی او می دویدند... ناگهان زیرپیراهنی که مدتی ست بر تن دارد را نمایان کرد كه روي آن در چهار سطر درشت نوشته بود: « M.I.S / به یاد / مسعود بختیاری / کوگ تاراز». در واقع، کار زیبای ميلاد میداودی پس از به ثمر رساندن گل اول استقلال در شهرآورد تهران، نشان قدرشناسی و فریاد مظلومیت همه بختیاری ها بود. اين وبسايت، همچنين چهار قطعه عكس و يك قطعه فيلم از حرکت نمادین ميلاد ميداوودي پس از گلزني در دربي ۷۴، منتشر كرد.سايت استقلالي ها: حرکت نمادین میداودی پس از گلزنی سايت استقلالي ها، در ساعت ۰۹:۳۹ روز ۱۴/۱۱/۱۳۹۰ در مطلبي با عنوان «حركت نمادين ميداوودي پس از گلزني»، نوشت:میلاد میداودی پس از گلزنی در دربی تهران، یاد و خاطره بهمن علاءالدین ملخص به مسعود بختیاری را گرامی داشت. میداودی پس از گشودن دروازه پرسپولیس، عبارت «به یاد مسعود بختیاری، کوگ تاراز» که در زیر پیراهن ورزشی خود درج کرده بود را مقابل دوربین های تلویزیونی نشان داد تا یاد و خاطره پدر شعر و موسیقی و آواز بختیاری را زنده کند. این حرکت نمادین، بازتاب زیادی در سایت های غیرورزشی داشت و تصاویر و فیلم آن در سایت های مختلف منتشر شد. استاد بهمن علاءالدین، خواننده، ترانه سرا و آهنگساز فقید ایل بختیاری، سال ۸۵ در سن ۶۶ سالگی دار فانی را وداع گفت و در بقعه متبرکه امامزاده طاهر (ع) کرج به خاک سپرده شد. «کوگ تاراز» یکی از آثار ماندگار مسعود بختیاری است. سايت استقلالي ها، همچنين تصاويري از بهمن علاءالدين را در كنار شادماني ميلاد ميداوودي پس از گلزني در دربي ۷۴، منتشر كرد.روزنامه فرهنگ آشتي: از بهترين مقاله روزنامه نگار تا اسطوره ایل بختیاری! سايت روزنامه فرهنگ آشتي در ساعت ۱۳:۵۲ روز ۱۴/۱۱/۱۳۹۰ در مطلبي با عنوان «از بهترين مقاله روزنامه نگار تا اسطوره ایل بختیاری! »، مطلب تحليلي سايت ورزشي گل را با تيتري ديگر منتشر ساخت و نوشت: میلاد میداودی پسر سبزه روی مسجد سلیمانی بازگشت شکوهمندانه ای داشت. او که هفته ها به دلیل مصدومیت خانه نشین شده بود، با گلی که در دربی به ثمر رساند، ستاره اش را همچنان روشن نگه داشت. هر چند استقلال در یک تراژدی به تمام معنا بازی را واگذار کرد اما میداودی این فرصت را یافت تا نمایش قابل قبولی از خود ارائه دهد. البته ميداودي با گلش بیش از آنکه هواداران استقلال را خوشحال کند، علاقه مندان به موسیقی محلی زادگاهش را خوشحال کرد. آن جا كه بعد از گل پیراهنش را بالا زد و نام مسعود بختیاری خواننده فقید مسجد سلیمانی و اسطوره ایل بختیاری را به همگان نشان داد. خبرآنلاين: میداودی به یاد کبک تاراز / عکس سايت خبرآنلاين (نزديك به علي لاريجاني رئيس مجلس شوراي اسلامي)، ‌در ساعت ۱۴:۵۶ روز ۱۴/۱۱/۱۳۹۰ در مطلبي با عنوان «ميداوودي به ياد كبك تاراز / عكس»، نوشت: میداودی پس از هر بار گلزنی شادی به خصوصی انجام می دهد. میلاد میداودی پس از گلزنی مقابل پرسپولیس با نشان دادن عبارت «به یاد مسعود بختیاری، کوگ تاراز» یاد و خاطره استاد بهمن علاءالدین معروف به مسعود بختیاری خواننده، ترانه سرا و آهنگساز مشهور ایل بختیاری را گرامی داشت. سايت خبرآنلاين، همچنين تصاويري از بهمن علاءالدين در كنار شادماني ميلاد ميداوودي پس از گلزني در دربي ۷۴ را به نمايش گذاشت.ابراهيم خدايي در سايت لور: چهچهه كوگ تاراز در استاديوم آزادي سايت لور در ساعت ۱۵:۲۵ روز ۱۴/۱۱/۱۳۹۰ در يادداشتي به قلم ابراهیم خدایی و با عنوان «چهچهه كوگ تاراز در استاديوم آزادي»، نوشت: چه گوآرا فوتبال را فراتر از یک بازی و "ابزاری برای انقلاب" خوانده است، به نظر من این جمله آن انقلابی مشهور کامل نیست مگر آنکه بگوئیم "و البته بیشتر مواقع ابزاری برای سرکوب". جرج اورول رمان نویس مشهور نیز به ورزش فوتبال کاملاً از دید منفی می نگرد و آن را "جنگ بدون خونریزی" نامگذاری می کند. گرچه فاجعه تأسف بار اخیر در فوتبال مصر نشان داد نه تنها فوتبال می تواند یک جنگ واقعی باشد بلکه اتفاقاً خونریزی هم در آن اتفاق می افتد. در هر حال فوتبال پدیده انسانی منحصر به فردی است که می تواند شبیه سازی و بازنمایی و کپی برابر اصلی از جامعه بشری به شمار آید، اما اگر بنا بود فوتبال فقط انعکاس و بازنمایی زندگی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی انسان ها باشد نمی توانست به این درجه از جذابیت برسد مگر آنکه قوانین و قواعد آن و جایگاه های تعریف شده انسان ها و جامعه ها در دنیای فوتبال با دنیای بیرون تفاوت کند. به عبارت دیگر اگر جام جهانی را هم پولدارترین و زورمندترین آدم ها و کشورها می بردند، دیگر جذابیتی برای این ورزش نمی ماند و زندگی درون و برون مستیطل سبز تفاوتی نمی کرد. فوتبال آمده است تا برخی از مردم و انسانها که در خارج از مستطیل سبز هیچگاه به اصطلاح "عددی" نبوده و نیستند، بتوانند اندکی از فشار گفتمان زر و زور جهان بیرون از مستطیل عرض اندامی بکنند. البته این سخن بدان معنی نیست که موفقیت فوتبالی ربطی به قدرت و ثروت ندارد، اتفاقا امروز فوتبال هم جزئی از سیاست و اقتصاد بیرون شده است، اما به هر حال اگر لیست کشورهای زورمند و پولدار را در یک ستون و موفقیت های فوتبالی کشورها را در ستونی کنار هم بگذاریم در می یابیم این دو ترتیب یکسانی ندارند، برخی کشورها، شهرها و مردمی که در عرصه فوتبال یک امپراتوری شکوهمند هستند، همان جایگاه را در فهرست ستون کناری آن ندارند. اما اتفاق تاریخی دیگر این بازی حرکت انقلابی "برج میلاد بختیاری" بود که در شادی پس از گلش نشان داد می توان در سطح اول موفقیت و کامیابی "خود" را به موج ثروت و قدرت و شهرت نباخت؛ نشان داد با فوتبال می توان فرهنگ ساخت و از تخریب فرهنگسرا انتقاد کرد. می توان مردمی را در شادی خود شریک کرد که در چند سال اخیر سرزمین حالو زال شان در زیر سد گوتوند غرق شد و غرور خود را هم در زیر چرخ بی رحم لودرهای زيباسازان شهر اهواز له شده دیدند.کلیپ تصویری حرکت به یادماندنی میداوودی را سایت های مختلفی منتشر کرده اند اما من دعوت می کنم این حادثه را به روایت "انجمن تحصیل کردگان لر" دانلود کنید. حیف است این اقدام بی مانند به صورت بلوتوث و انواع مختلف روش ها دست به دست نگردد، شاید اگر صدای زنده یاد بهمن علاء الدین برای بیدارکردن این ملت کافی و رسا نبود، گل زیبای میداوودی نشان بدهد فوتبال هم می تواند زبان ما باشد که "انالم تا نگن بی دنگ دی لر".  ]]> ورزشی Fri, 03 Feb 2012 14:25:19 GMT http://ibnanews.com/vdcg.n93rak9ynpr4a.html فيلم: حركت نمادين ميلاد ميداودي پس از گل دربي 74 در واكنش به دفن فرهنگسراي بهمن علاءالدين http://ibnanews.com/vgli.5aqct1a33xz2cttbk..html دريافت فيلم ميلاد ميداودي پس از گلزني در دربي 74 فيلم: در شرايطي كه اعتراض هاي شهروندان و هنرمندان خوزستان به دفن شبانه فرهنگسراي در حال ساخت بهمن علاءالدين (مسعود بختياري) در اهواز وارد هفته هشتم شده است،‌ ميلاد ميداودي ملي پوش خوزستاني پس از گلزني در دربي ۷۴ ، در حركتي نمادين نام مسعود بختياري را كه از قبل زير پيراهن ورزشي خود نقش كرده بود، به نمايش گذاشت تا صداي اعتراض مردم خوزستان نسبت به دفن مصوبه سفر رئيس جمهور را به گوش رئيس جمهور و همه مردم ايران برساند. ]]> ورزشی Thu, 02 Feb 2012 16:52:56 GMT http://ibnanews.com/vgli.5aqct1a33xz2cttbk..html میلاد میداوودی دانش آموخته ی مکتب بهمن http://ibnanews.com/vdci.waqct1a3ybc2t.html وبسايت اينترنتي گروه آسماري در يادداشتي به قلم سامان فرجي بيرگاني و با عنوان «میلاد میداوودی دانش آموخته ی مکتب بهمن»، به تبيين زواياي مختلف حركت نمادين ميلاد ميداوودي پس از گلزني در دربي 74 پرداخت.به گزارش آژانس خبري بختياري (ايبنانيوز) به نقل از وبسايت گروه آسماري، متن يادداشت بدين شرح است:گوییا اسب چوبی من است که از حوالی کوچه سم می کوبد آه اگر بگذاری پای در رکابش سپید خواهم تاخت در میان اینهمه سیاه در بزرگترین رویداد سالانه ی فوتبال ایران، که به شکست ۲-۳ استقلال، در مقابل پرسپولیس ده نفره منتهی شد و در شبی که همه ی استقلالی های تا آستانه پیروزی آمده، شکست خورده و دست خالی به خانه بازگشتند، میلاد میداوودی جوان سبزه رو و درشت استخوان مسجدسلیمانی، تنها استقلالی پیروز میدان باقی ماند. میداوودی در این رویارویی، بازی درخشان و قابل قبولی از خود نشان داد، اما حتا اگر او یکی از دو گل این بازی را به ثمر نرسانده بود و در به ثمر رساندن گل دوم نیز موثر واقع نمی شد، بازهم میداوودی در کنار فوتبال آن روز خود بازی بزرگتری را رقم زد که تا سال ها نام او را حداقل در سرزمینی که از آنجا برخواسته است، جاودان خواهد کرد. همه ی ماجرا این است که میداوودی پس از به ثمر رساندن نخستین گل بازی به رسم معمول فوتبالیستها پیراهن خود را بالا زد تا با نشان دادن عباراتی که بر جامه ی دوم خود نوشته شده بود، گل خود را به "آنهایی که بیش از همه دوستشان داشت"، تقدیم کند. روی پیراهن میداوودی نوشته بود: « m.i.s / بیاد مسعود بختياري / كوگ تاراز». چرا مسعود بختیاری و چرا کوگ تاراز؟ «مسعود بختیاری» نام استعاری معلمی ساده بود که سال ها در مدارس شهر اهواز به تدریس اشتغال داشت، و در ۱۳۸۵ درگذشت. «مسعود بختیاری» یا همان «بهمن علائدین» همزمان یک خواننده ی محلی بود که خواندن آهنگهایی را به فارسی و لری در کارنامه ی خود داشت اما بیشتر شهرت و محبوبیت این معلم محجوب به دلیل آهنگ های فولکلور او به گویش لری بختیاری است. بهمن علائدین (مسعود بختیاری) در زمان حیات خود شخصیت شناخته شده ای بود، اما هیچکس تا پیش از مرگ او برآورد دقیقی از محبوبیت و مقبولیت او نداشت. انعکاس بی سابقه ای که خبر مرگ بهمن علائدین در جنوب غرب ایران داشت و خیلی زود به سراسر کشور و خارج از کشور در قالب ده ها بزرگداشت و مجلس سوگواری تسری یافت، نشان داد که علائدین فراتر از یک خواننده ی خوش صدا، شخصیتی راهبردی و رهبری بی عنوان بود که اصرار و توصیه او بر خودباوری و پای فشاری بر ریشه های اصیل فرهنگی، طرفداران فراوانی یافته است. علائدین در طول زندگی خود هرگز در ورطه های پر جذبه ی اقتصاد و سیاست گام ننهاد. تدریس ادبیات فارسی، دنیای موسیقی و تجربه شخصی او از عشق، تنها وادی هایی بود که در آنها به سر برد و سرانجام در حالیکه بسیاری از کارهای او در نوبت اخذ مجوز و در مسیر حرکت لاک پشتی و بوروکراسی اداره ی ارشاد باقی مانده بود، در ۶۰ سالگی و خیلی پیش از آنچه احتمال داده می شد، دنیای فانی را بدرود و در کرج - هزاران کیلومتر دورتر از زادگاه خود - به خاک سپرده شد. تأثر شدید جامعه از مرگ بهمن علائدین نشان داد که مخاطب آوازهای او، تنها محدود به عشایر کوچرو بختیاری نیست، بلکه دایره ی وسیعی از نوع انسان را با هر گویش و نگرشی در بر می گیرد. جهانی که بهمن علائدین (مسعود بختیاری) در آهنگهای خود به تصویر می کشد، یادآور یک جامعه ی کوچ نشین، همراه با مولفه ها و عناصر فرهنگی ریز و درشت متعلق به آن است. اقبال عمومی مردم به داستان های فولکلور، آداب زندگی عشایری، عاشقانه ها و حماسه های قومی و نوستالوژی های دیگری که بهمن، در آهنگهای خود از آنها سخن به میان آورده بود، تضادی واقعی با جامعه و زندگی شهری داشت، اما با این حال مخاطبان اصلی پیام بهمن همان شهرنشینان منکوب شده ی امروز و عشایر آزاد دیروز بودنذ. مسعود بختیاری در یک نگاه فراتر، در کارهای هنری خود، همه ی ابعاد مدرنیسم توتالیتر قرن بیستم را به چالش کشید. ابتکار او در جلا بخشیدن دوباره به عناصر فرهنگ بومی و به اوج رساندن موسیقی محلی بختیاری، راه و نگرشی نو را در پیش روی شهرنشینان سرخورده از مدرنیسم و دور شده از ریشه های انسانی خود متذکر می شد. تدبیر علائدین در تئوری پاسداشت و بازسازی هویت بومی که اصلی ترین آموزه ی «مکتب بهمن» و درونمایه ی اصلی آوازهای او بود، توانست در دوره ای کوتاه بی آنکه به تعالی علمی وابستگان فرهنگی خود لطمه ای وارد کند، تأمل عمومی را در "به يکباره غلطیدن در ورطه ی ظواهر مدرنیسم" خواستار و متذکر شود. اما علی رغم همه ی شهرت و محبوبیت این خواننده ی مردمی، متولیان فرهنگی استان استقبالی از هنر ارزشمند او نداشتند و دوستداران بهمن علائدین، در زمان حیات او هیچگاه صدای خواننده ی محبوب خود را از رسانه ملی نشنیدند. صدای شگفت انگیز مسعود بختیاری قرین بی مهری و بی توجهی کسانی شد که وظیفه داشتند سالانه میلیاردها ریال از بودجه بیت المال را با روشهای آزمایش و خطا صرف مبارزه با شبیخون فرهنگی کنند و نكردند. غافل از آنکه این معلم بی ادعا با شناخت دقیقی که از مخاطبین خود داشت توانست در مدت دو دهه با اصرار بر موسیقی و گویش بختیاری و با استفاده از همان مصالح سنتی، قالب ذهنی جدید و نگرشی بومگرا را برای مقابله با فرهنگ وارداتی غرب بکار گیرد. روش علائدین البته کاربردی ترین و مهمترین سد فرهنگی در مقابله با فرهنگ بیگانه در سراسر خطه ای بود که گویشوران آن صدای او را درک می کردند. خطه ای که ساکنان در حال له شدن در زیر دست و پای صنایع بزرگ نفت و انرژی، مدرنیسم و فرهنگ وارداتی غرب، در بیش از نیم قرن گذشته ی خود بر هیچ صدای مشترکی به اجماع نرسیده بودند. اصرار بهمن در پایستن بر داشته های بومی، از مقوله ی شعر و موسیقی فراتر رفت؛ علائدین به مثابه ی یک سردار فرهنگی گمنام ، صادقانه از مولفه های هویت و عناصر فرهنگی خود دفاع کرد. آموزه های او راهی را نشان داد که در کمتر از چند سال پس از مرگش، رنسانس فرهنگی و اجتماعی بختیاری مطالبه و تبیین شد. از این رو وقتی نمود پیروزی های این مکتب در موفقیت جوانان آن اندک اندک، آشکار شد، تحليلگران اجتماعي لقب "معمار فرهنگی" را برای بهمن علائدین در نظر گرفتند. حرکت نمادین میلاد میداوودی را نیز می بایست در ادامه ی همان مسیر جهش فرهنگی و اجتماعی دانست که راه آن را بهمن علائدین در آوازهای خود نشان می داد. حرکتی که متأثر از شوک مرگ بهمن علائدین در پنج سال گذشته در خوزستان آغاز و رفته رفته در جغرافیایی وسیعتر ادامه یافت. میداوودی با به ثمر رساندن گل پیروزی بخش استقلال از برندهای معمول همقطاران خود که اغلب در چنین مواقعی بکار می گرفتند فاصله گرفت. در یک نگاه ساده، میداوودی گل خود را در آن شب به همشهریان و مسعود بختیاری تقدیم کرد اما او در اصل با متذکر شدن نام شهر زادگاهش (m.i.s)، و عناصر فرهنگی بومی سرزمین خود همچون «کوه تاراز» و «کوگ (كبك)» پیامی تازه به پایتخت نشینانی که به تعریف و تعیین معیارهای خودخواسته عادات کرده بودند، فرستاد. پیراهن میلاد میداوودی پس از به ثمر رساندن گل استقلال و در شبی که همه ی چشم ها به جعبه ی جادویی تلوزیون دوخته شده بود، بالا رفت، تا قرائت نام مسعود بختیاری را به آنهایی که در انکار تأثیر شگرف این نام کوشیده اند، تحمیل کند و تلنگری باشد برای تیزبینانی که فهم آنها را تنها اشارتی کافی است. بهمن علائدین و شهر مسجدسلیمان این روزها بیش از هر زمان دیگری در مظان انکار و بی مهری قرار گرفته اند. میداوودی با اشاره به این دو واژه نشانی خاستگاه خود و مکتبی که پیروزی و خودباوری را در آن آموخته است، یادآور شد. تا به همه ی همشهریانش و جوانان شهرستانی دیگر این نوید را بدهد که با تکیه بر داشته ها و توان خود می توانند به پیروزی های بزرگ دست پیدا کنند. ]]> فرهنگی و هنری Sat, 04 Feb 2012 10:38:12 GMT http://ibnanews.com/vdci.waqct1a3ybc2t.html عكس:وبسايت ميلادميداودي پس ازگلزني دربي 74 http://ibnanews.com/vdcc.pqea2bqosla82.html سايت رسمي ميلاد ميداودي ساعتي پس از پايان دربي 74 در مطلبي با عنوان «حرکت نمادین میداودی پس از گلزنی»، به بيان انگيزه وي از اين كار پرداخت.به گزارش آژانس خبري بختياري (ايبنانيوز)، متن كامل مطلب منتشره در وبسايت رسمي ميلاد ميداودي به اين شرح است:میلاد میداودی پس از گلزنی در دربی تهران، یاد و خاطره بهمن علاءالدین ملخص به مسعود بختیاری را گرامی داشت. میداودی پس از گشودن دروازه پرسپولیس، عبارت «به یاد مسعود بختیاری، کوگ تاراز» که در زیر پیراهن ورزشی خود درج کرده بود را مقابل دوربین های تلویزیونی نشان داد تا یاد و خاطره پدر شعر و موسیقی و آواز بختیاری را زنده کند. این حرکت نمادین، بازتاب زیادی در سایت های غیرورزشی داشت و تصاویر و فیلم آن در سایت های مختلف منتشر شد. استاد بهمن علاءالدین، خواننده، ترانه سرا و آهنگساز فقید ایل بختیاری، سال ۸۵ در سن ۶۶ سالگی دار فانی را وداع گفت و در بقعه متبرکه امامزاده طاهر (ع) کرج به خاک سپرده شد. «کوگ تاراز» یکی از آثار ماندگار مسعود بختیاری است.لينك مرتبط: ديدن صفحه مورد نظر در سايت رسمي ميلاد ميداوودي ]]> ورزشی Fri, 03 Feb 2012 12:33:58 GMT http://ibnanews.com/vdcc.pqea2bqosla82.html كليپ جالب انجمن تحصيلكردگان لر از ميلاد ميداودي http://ibnanews.com/vdcf.tdviw6d1jgiaw.html سايت انجمن تحصيلكردگان لر، با انتشار يك ويدئوكليپ، حركت نمادين ميلاد ميداوودي ملي پوش مسجدسليماني تيم استقلال تهران در اعتراض به دفن فرهنگسراي بهمن علاءالدين اهواز را مورد ارزيابي قرار داد.(دانلود كليپ انجمن تحصيلكردگان لر از حركت نمادين ميلاد ميداودي)به گزارش آژانس خبري بختياري (ايبنانيوز)، سايت انجمن تحصيلكردگان لر نوشت: عصر دیروز میلاد می داودی بازیکن مسجد سلیمانی تیم استقلال تهران بعد از به ثمر رساندن گل برای این تیم با نشان دادن نوشته ای که بر روی پیراهن خود نگاشته بود، اعتراض خود را نسبت به تخریب فرهنگسرای بهمن علاالدین اعلام کرد. در بالای این نوشته علامت MIS نماد معروف مسجد سلیمان و در پایین تر این نوشته به چشم می خورد: «به یاد مسعود بختیاری کوگ تاراز». ]]> ورزشی Fri, 03 Feb 2012 13:32:23 GMT http://ibnanews.com/vdcf.tdviw6d1jgiaw.html یوتاب بختیاری؛ شیرزن لر در رأس زنان تاریخ ایران http://ibnanews.com/vdca.wnmk49nuu5k14.html بهمن کیهان بختیار در وبلاگ سرود بختیاری نوشته است: سایت "زن فردا" در گزارشی به معرفی زنان و دختران خبرساز تاریخ ایران نموده است و در راُس فهرست منتشر شده در این سایت، از "یوتاب" خواهر آریوبرزن نام برده و گفته شده که در کوهساران بختیاری راه را بر اسکندر گجستک بسته و مقاومت جانانه در راه وطن کرده است. من تابحال نام "یوتاب بختیاری" را نشنیده بودم و شاید اگر یک سایت یا وبلاگ بختیاری و لری این مطلب را منتتشر می کرد، بی تفاوت از کنارش رد می شدم و شاید نیز آن را از جمله اغراق های مرسوم در فرهنگ امروزمان می دانستم. الان هم که این پست را می نویسم از صحت و سقم این مطلب باخبر نیستم ولی بسیار خوشحال می شدم اگر با قاطعیت می توانستم بنویسم: یوتاب بختیاری؛ یک شیرزن لر در رأس زنان خبرساز تاریخ ایران. اهمیت موضوع آنگاه دوچندان می شود که به یاد بیاوریم در ایران باستان (بویژه از اواخر هخامنشی به بعد که دین زردشتی دین رسمی کشور شد و به بهانه آن طبقات اجتماعی متصلب بوجود آمد و این دو عامل رفته رفته فضای شاداب ایران را افسرده ساخت تا آنجا که در دوران ساسانی به یک استبداد سیاسی فرهنگی مذهبی و اقتصادی تمام عیار منتهی شد)، زنان نقش آفرین عمدتاً محدود به زنان دربار می شدند. در ایران باستان به ویژه ایران زردشتی فقط "شاه زنان" از حقوق اجتماعی برخوردار بودند. هرچند اصطلاح "شاهزن" در فقه زردشتی ارتباط مستقیمی با دربار ندارد (و امروزه نیز شاهد استعمال این اصطلاح در فولکلور بختیاری برای اشاره به زنان باجربزه و مدیر و توانمند هستیم. مثلاْ می گویند فلونی شاه زنیه). اما به دلایل ناگفته فقط زنانی توانستند نقش آفرین باشند که با دربار پیوند خورده بودند. اکنون اگر نقش "یوتاب بختیاری" بنحو روشن تری توضیح داده شود ، عظمت کار این زن آشکار می شود که در چنین جامعه ای بدون پیوند با دربار توانسته نقشی بزرگ در دفاع از سرزمین مادری اش بختیاری و نیز در دفاع از سرزمین بزرگترش یعنی مرزهای امپراطوری هخامنشی ایفا کند. اگر دوستان وبلاگنویس اطلاعی در این باره دارند، بنویسند تا بر آگاهی مان از پیشنیه این دیار و قهرمانان گمنام آن افزوده شود. و بقول معروف اگر از این گمشده ، خبری دارند ، بگویند و خانواده ای را از نگرانی برهانند!! بعد التحریر: پس از انتشار این نوشتار، یکی از دوستان تحقیقی کرده و معتقد است: یوتاپ خواهر آریوبرزن بوده است اما نه آریوبرزن زمان هخامنشی که با اسکندر جنگید بلکه آریوبرزن اشکانی که حاکم ایالت ماد آتروپاتن یا آذربایجان بوده است و یوتاپ یا یوتاپا خواهر این شخص بوده است. (منبع: تاریخ ایران باستان، تالیف پیرنیا، جلد سوم)ضمن تشکر از ایشان که اطلاعات فوق را به ما دادند، در متن اولیه ما نیز نوشته شده بود: "از او به عنوان شاه آتروپاتان ( آذربایجان ) در سالهای ٢٠ قبل از میلاد تا ٢٠ پس از میلاد (دوره اشکانی) نیز یاد شده است". البته باز هم نمی توان با قاطعیت صحبت کرد. چه بسا دو یا چند شخصیت به نام وجود داشته اند. مثلاً یکی در دوره هخامنشی بوده و دیگری در دوره اشکانی. به هر حال امیدوارم این نوشتار آغازی برای تحقیق های بیشتر درباره این شخصیت بزرگ ایرانزمین باشد. و اما ؛ متن گزارش سایت "زن فردا" وابسته به سایت "فردا نیوز": زنان خبرساز تاریخ ایران یوتاب : سردار زن ایرانی که خواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است. وی در نبرد با اسکندر گجستک همراه آریوبرزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست . ولی یک ایرانی راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد. از او به عنوان شاه آتروپاتان ( آذربایجان ) در سالهای ٢٠ قبل از میلاد تا ٢٠ پس از میلاد (دوره اشکانی) نیز یاد شده است. با اینهمه هم آریوبرزن و هم یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاوید از خود برجای گذاشتند. آرتمیز : نخسیتن و تنها زن دریاسالار جهان تا به امروز . او به سال ۴٨٠ پیش از میلاد به مقام دریاسالاری ارتش شاهنشاهی خشیارشا رسید و در نبرد ایران و یونان ارتش شاهنشاهی ایران را از مرزهای دریایی هدایت می کرد. تاریخ نویسان یونان او را در زیبایی – برجستگی و متانت سرآمد همه زنان آن روزگار نامیده اند. آرتمیس نیز درست میباشد. آتوسا : ملکه بیش از ٢٨ کشور آسیایی در زمان امپراتوری داریوش. هرودوت پدر تاریخ از وی به نام شهبانوی داریوش بزرگ یاد کرده است و آتوسا را چندین بار در لشگرکشی ها داریوش یاور فکری و روحی داریوش دانسته است . چند نبرد و لشگر کشی مهم تاریخی ایران به گفته هرودوت به فرمان ملکه آتوسا صورت گرفته است. آرتادخت : وزیر خزانه داری و امور مالی دولت ایران در زمان شاهنشاهی اردوان چهارم اشکانی . به گفته کتاب اشکانیان اثر دیاکونوف روسی خاور شناس بزرگ او مالیات ها را سامان بخشید و در اداره امور مالی خطایی مرتکب نشد و اقتصاد امپراتوری پارتیان را رونق بخشید. آزرمی دخت : شاهنشاه زن ایرانی در سال ۶٣١ میلادی . او دختر خسرو پرویز بود که پس از” گشتاسب بنده” بر چندین کشور آسیایی پادشاهی کرد . آذرمیدخت سی و دومین پادشاه ساسانی بود . واژه این نام به چم ( معنی) پیر نشدنی و همیشه جوان است. آذرآناهید : ملکه ملکه های امپراتوری ایران در زمان شاهنشاهی شاپور یکم بنیانگذار سلسله ساسانی . نام این ملکه بزرگ و اقدامات دولتی او در قلمرو ایران در کتیبه های کعبه زرتشت در استان فارس بارها آمده است و او را ستایش کرده است. ( ٢۵٢ ساسانیان ) پرین : بانوی دانشمند ایرانی . او دختر کیقباد بود که در سال ٩٢۴ یزدگردی هزاران برگ از نسخه های اوستا را به زبان پهلوی برای آیندگان از گوشه و کنار ممالک آریایی گردآوری نمود و یکبار کامل آنرا نوشت و نامش در تاریخ ایران زمین برای همیشه ثبت گردیده است . از او چند کتاب دیگر گزارش شده است که به احتمال زیاد در آتش سوزی های سپاه اسلام از میان رفته است. زربانو : سردار جنگجوی ایرانی . دختر رستم و خواهر بانو گشسب . او در سوار کاری زبده بوده است که در نبردها دلاوری ها بسیاری از خود نشان داده است . تاریخ نام او را جنگجویی که آزاد کننده زال – آذربرزین و تخوار از زندان بوده است ثبت کرده. فرخ رو : نام او به عنوان نخستین بانوی وزیر در تاریخ ایران ثبت شده است وی از طبقه عام کشوری به مقام وزیری امپراتوری ایران رسید. کاساندان : پس از شاهنشاه ایران او نخسین شخصیت قدرتمند کشور ایران بوده است . کاساندان تحت نام ملکه ٢٨ کشور آسیایی در کنار همسرش کورش بزرگ حکمرانی میکرده است . مورخین یونانی ( گزنفون ) از ویبا نیکی و بزرگ منشی یاد کرده است. گردآفرید : یکی دیگر از پهلونان سرزمین ایران . تاریخ از او به عنوان دختر گژدهم یاد میکند که بالباسیمردانه با سهراب زور آزمایی کرد . فردوسی بزرگ از او به نام زنی جنگجو و دلیر از سرزمین پاکان یاد میکند. آریاتس : یکی از سرداران مبارز هخامنشی ایران در سالهای پیش از میلاد . مورخین یونانی در چند جا نامیکوتاه از وی به میان آورده اند. گردیه : بانوی جنگجوی ایرانی . او خواهر بهرام چوبینه بود . فردوسی بزرگ از او به عنوان همسر خسرو پرویز یاد کرده که در چند نبردها در کنار شاهنشاه قرار داشته است و دلاوری بسیاری از خود نشان دادهاست . ( ساسانی ٣۴٨ + شاهنامه فردوسی ٢٧۴ ) هلاله : پادشاه زن ایرانی که به گفته کتاب دینی و تاریخی بندهش ( ٣٩١ یشتها ۱+۲۷۴ یشتها ۲)کیانیان بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست . از او به عنوان هفتمین پادشاه کیانی یاد شده است که نامش را “همایچهر آزاد” ( همای وهمون ) نیز گفته اند . او مادر داراب بود و پس از “وهومن سپندداتان” بر تخت شاهنشاهیایران نشست . وی با زیبایی تمام سی سال پادشاه ایران بود و هیچ گزارشی مبنی بر بدکردار بودن وی و ثبت قوانین اشتباه و ظالمانه از وی به ثبت نرسیده است. پوران دخت : شاهنشاه ایران در زمان ساسانی . وی زنی بود که بر بیش از ١٠ کشور آسیایی پادشاهی میکرد. او پس از اردشیر شیرویه به عنوان بیست و پنجمین پادشاه ساسانی بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست و فرامانروایی نمود. شیرین : شاهزاده ارمنی . ارمنستان یکی از شهرهای کوچک ایران بود و شاه ارمنستان زیرا نظر شاهنشاه ایران . خسرو پرویز و شیرن حماسه ای از خود ساختند که همیشه در تاریخ ماندگار ماند. شیرین از خسرو ۴ فرزند به نامهای نستور – شهریار – فرود و مردانشه بدنیا آورد که هر چهار فرزند وی در زندان کشته شدند. پس او سر بر بالین ( جسد بی جان ) خسرو نهاند و با خوردن زهری عشق اش به خسرو را جاودانه ساخت و هر دو جان باختند. بانو گشنسب : دختر دیگر رستم – خواهر زربانوی دلیر . نام بانو گشسب جنگجو در برزونامه و بهمن نامه بسیار آمده است . یکی از مشهورترین حکایت های او نبرد سه گانه فرامرز – رستم و بانوگشسب است . او منظومه ای نیز به نام خود دارد که هم اکنون نسخه ای از آن در کتابخانه ملی پاریس و در کتابخانه ملی بریتانیا موجود است. ]]> فرهنگی و هنری Fri, 27 Aug 2010 05:42:24 GMT http://ibnanews.com/vdca.wnmk49nuu5k14.html اعتراض نمادین میلاد میداودی به دفن فرهنگسرای بهمن علاءالدین http://ibnanews.com/vdch.mn-t23nw-ftd2.html میلاد میداودی ملی پوش خوزستانی و گلزن تیم استقلال تهران، ‌پس از گلزنی در دربی ۷۴ ، با انجام یک حرکت نمادین،‌ همنوا با مردم و هنرمندان خوزستان، به دفن شبانه فرهنگسرای بهمن علاءالدین (مسعود بختیاری)‌ واقع در بلوار ساحلی شرقی کارون در اهواز اعتراض کرد. به گزارش ايبنانيوز به نقل از آژانس خبری خوزستان (خوزنا)،‌ میلاد میداودی گلزن خوزستانی که در تمام رده‌های سنی تیم ملی فوتبال کشورمان عضویت داشته، پس از گلزنی دردقیقه ۳۲ دربی ۷۴ مورخ ۱۳/۱۱/۱۳۹۰ ،‌ عبارت "به یاد مسعود بختیاری کوگ تاراز" را که در زیر پیراهن ورزشی خود درج کرده بود، جلوی دوربین ها به نمایش گذاشت و اعتراض مردم خوزستان نسبت به دفن مصوبه سفر رئیس جمهور را به گوش مردم ایران رساند. گفتنی است نیمه شب ۲۲ آذر ۱۳۹۰ ، شهرداری اهواز فرهنگسرای در حال ساخت بهمن علاءالدین در بلوار ساحلی این شهر را - که جزو مصوبات سفر استانی رئیس جمهور بود - در نیمه های شب با خاک یکسان کرد. شهرداری اهواز هدف از این عملیات شبانه را «زیباسازی شهر» و «توسعه فضای سبز» اعلام نموده است. در شرایطی که عدم پاسخگویی مسئولان خوزستان در برابر تخریب فرهنگسرا و تالار بهمن علاءالدین اهواز موجب نگرانی افکار عمومی شده است، تذکر کتبی ناصر سودانی نماینده اهواز خطاب به وزیر کشور در جلسه مورخ ۳۰/۰۹/۹۰ مجلس قرائت شد. سپس علیرضا دهقان نماینده ایذه و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در گفتگو با رسانه ها این عمل را غیرفرهنگی نامید و آن را محکوم کرد. تذکر کتبی امیدوار رضایی عضو هیات رئیسه مجلس خطاب به وزیر کشور در جلسه مورخ ۰۴/۱۰/۹۰ قرائت شد و سید شریف حسینی دیگر نماینده اهواز در جلسه مورخ ۰۴/۱۰/۹۰ در تذکر کتبی به رئیس جمهور خواستار پیگیری وی برای تسریع در تکمیل این پروژه فرهنگی بعنوان یکی از مصوبات سفر رئیس جمهور به خوزستان شد که اینک زیر خروارها خاک دفن شده است. در آن زمان رسانه های مستقل نوشتند : «اکنون این پرسش در افکار عمومی خوزستان شکل گرفته است که اگر این طرح کارشناسی نبوده، چطور جزو مصوبات سفر رئیس جمهور قرار گرفت و اگر کارشناسی بوده - که قطعاً چنین است - چرا آن را دفن کرده اند؟ بی شک هنرمندان و هنردوستان و علاقمندان بهمن علاءالدین از خود می پرسند آیا مصوبه سفر رئیس جمهور، زیر خاک خواهد ماند؟» ]]> ورزشی Fri, 03 Feb 2012 16:16:08 GMT http://ibnanews.com/vdch.mn-t23nw-ftd2.html قباديان: خوی مغولی ویرانی فرهنگسرا و کار زیبای میلاد میداودی http://ibnanews.com/vdcj.iemfuqehosfzu.html يادداشت / ايبنانيوز / دكتر برات قباديان*از روزی که خبر ویران کردن شبانه فرهنگسرای آبهمن در اهواز را شنیدم تا گرفتن صحت خبر، درک انجام چنین کاری بوسیله انسان یا انسان هایی فهیم و غیر مغرض برایم بسیار سنگین بود. از آنجا که مسئولیت چنین کاری به طور مستقیم بر عهده مدیران تراز اول استان خوزستان (استاندار، شهردار و...) است، منتظر بودم تا واکنش آنها به این خطای نا بخشودنی و جبران آن را ببینم. لیکن گذر زمان نشان داد که که انجام چنین کاری بدون دستور مستقیم آنها غیر ممکن بود. از این رو شاید ضرورتی هم به جبران و عذرخواهی نمی بینند! چندین بار تصمیم گرفتم به عنوان یک شخصیت دانشگاهی برای استاندار خوزستان که ظاهراً ایشان نیز دانشگاهی است، نامه نوشته و پیامدهای این عمل ننگین را یادآور شوم لیکن هر بار به دلایلی دل و دماغ این کار را نداشتم تا اینکه دیشب حرکت زیبا و به یاد ماندنی این جوان غیرتمند بختیاری یعنی" آقا میلاد میدادوودی" را به هنگام گلزنی مشاهده کردم که درسی فراموش نشدنی به همه ما داد. درود بر این جوان که حرف دل میلیونها بختیاری را به تصویر کشید. اجازه دهید تا ریشه این عمل زشت یعنی ویرانی و دفن فرهنگسرای آبهمن را در تاریخ جستجو کنیم. در کتاب تاریخ دوران راهنمایی خوانده بودم که مغول ها به ایران حمله کردند و شبانه نه تنها جمع زیادی از فرزندان ایران زمین را به خاک و خون کشیدند، بلکه بخش های مهمی از آثار تمدنی آن را نیز ویران کردند. گرچه آن ها هرگز نتوانستند مناطق بختیاری نشین را فتح کنند ولي ويراني هاي زيادي در ساير نقاط ايران بر جاي نهادند. با این کار مغول ها، چنان کینه ای در دل ایرانیان و قوم اصیل بختیاری ریشه دار شد که تا دنیا پا برجا است نه تنها نفرت از مغول ها بلکه نفرت به هر خوی و خصلت مغولی را در نسل های ایرانی و بویژه قوم رشید بختیاری زنده نگه خواهد داشت. متاسفانه گرچه امروز مغول ها در ایران نیستند لیکن ویران کردن فرهنگسرایی که بنام یکی از دوست داشتنی ترین فرزندان این قوم یعنی مرحوم بهمن علاءالدین بود، بیانگر آن است که خوی مغولی همچنان در برخی وجود دارد. اگر نگوییم که آمران و مجریان ویرانی این فرهنگسرا کینه توزانه دست به چنین کاری زده اند، بلکه باید گفت که «نیش عقرب نه از ره کین است، اقتضای طبیعتش این است». خوی و خصلت مغولی لذت بردن از ویرانی است. این هم هنر نیست. ساختن کاری سخت و ویرانی کاری آسان است. بختیاری ها در طول تاریخ ثابت کرده اند به توهین کنندگان به فرهنگ و تاریخشان پاسخی سازنده و آموزنده خواهند داد، و کاری که "میلاد میداوودی" کرد از اینگونه کارها بود. بدون شک تخریب و دفن فرهنگسرای آبهمن کاری ناشایست و غیر قابل پذیرش است. به عبارت دیگر، آمران و مجریان این کار، عملی تخریبی و غیر سازنده را مرتکب شدند. حال سوال این است که باید چه پاسخی به این کار منفی و غیر سازنده داده شود. توصیه اینجانب به خواهران و برادران بختیاری و علاقمندان به مرحوم علاءالدین این است که کار بسیار زیبا و ماندگار میلاد میداوودی را سر لوحه و سرمشق قرار دهند و سازنده و ماندگار عمل کنند. بهترین پاسخ این است که دست به دست هم داده و هرکسی در حد توان و بضاعتش کمک کنیم تا در بهترین نقطه شهر اهواز فرهنگسرایی غيردولتي در شان مرحوم علاءالدین بسازیم يا هر يك از ما در روستاي زادگاه خود يك مافه گه به ياد آبهمن بسازد. شاید این کار خواب رفتگان مخرب را از این خواب عمیق بیدار کرده تا این گونه با عواطف و احساسات قومی ریشه دار در این مرز و بوم بازی نکنند. آقایان دست اندرکار استان باید بدانند که بهترین کار، جبران این اشتباه تاریخی در همین امروز است که فردا بسیار دیر خواهد بود. * عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت مدرس تهران، رئيس سابق دانشگاه دولتي شهركرد ]]> فرهنگی و هنری Sat, 04 Feb 2012 10:47:21 GMT http://ibnanews.com/vdcj.iemfuqehosfzu.html فیلم"صنوبر" نماد توهین به تاریخ ایران و بختیاری http://ibnanews.com/vdci.uawct1a3pbc2t.html یک بختیاری در آخرین پست وبلاگش نوشته است: صنوبر ، عنوان فيلم سينمايي و سريال تلويزيوني بود كه با مشاركت دفتر طرح و برنامه شبكه يك سيما و مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام (ره) تهيه شده است. داستان اين مجموعه مربوط به دوران نوجواني حضرت امام خميني (ره) و در برگيرنده مقاطعی از تاريخ كشورمان است و حوادث و رويدادهاي آن تقريباً همزمان با جنگ جهاني اول است كه كشور به اشغال بيگانگان در آمده است. متاسفانه وقایع روایت شده در این سریال نیز مانند دیگر سریالهای محمد ورزی، دستخوش تحریف است. این سریال، بختیاریها را راهزن و غارتگر نشان داده است. هیچ واکنش منفی را از سوی بختیاریها درپی داشته است. درست است که این سریال در مورد امام خمینی (ره) این شخصیت برجسته تاریخ معاصر است ولی توهین به یک قوم در این سریال و واکنش به این توهین، هیچ منافاتی با بزرگداشت امام ندارد. این سریال دوباره قرار است پخش شود و شما بهتر است آن را ببینید. در این سریال با وقاحت تمام به بختیاری و لباس بختیاری توهین می شود. در چند سال پیش که این سریال پخش می شد دزدان و غارتگران را در لباس بختیاری نشان می داد. حتی عده ای غارتگر را نشان می دهد. حتی این القا می شود که پدر امام (ره) را بختیاریها کشتند. متاسفانه نخبگان قوم بختیاری در آن زمان واکنش قاطعی نشان ندادند و الان شاهد تکرار نمایش این فیلم هستیم. بنده به عنوان یک فرد ایرانی و بختیاری و کوچک همه ملت و بختیاریهای عزیز از این طریق و از راه های مختلف دیگر از جمله در بحثها و گفتگوها با دیگران و دوستان، به این سریال اعتراض می کنم و پخش آن را توهین به قوم بزرگ و آزادیخواه بختیاری می دانم و تکرار پخش آن را به صلاح کشور عزیزمان ایران نمی دانم و پخش این قبیل سریالها را در راستای تجزیه ایران و بدبین کردن قوم بزرگ و دلیر بختیاری به نظام می دانم. رسانه به اصطلاح ملی، بهتر است در راستای منافع ملی ایران گام بردارد و برای نظام و ایران عزیز دشمن تراشی نکند. آیا مزد بختیاری که قرنها در خدمت تمامیت ارضی ایران بوده، این است که دزد و راهزن معرفی شود؟ چرا کار به جایی رسیده که الان کسی جرات می کند و در بین شصت هفتاد میلیون ایرانی، ده پانزده میلیون ایرانی دیگر را که برای کشور خونها و شهدای زیادی (در فتح قندهار – مشروطه - جنگ تحمیلی ودیگر عرصه های جهادی کشور) تقدیم کرده اند، دزد و غارتگر نشان دهد. خوب است ما نیز در مورد دیگر اقوام و افراد مورد احترام آنها چنین برداشتهایی داشته باشیم؟ مثلا بگوییم بیشتر آنها کمونیست دزد و غارتگر بوده اند؟ بختیاری هیچ موقع به دیگران بی احترامی نمی کند. و به عبارت دیگر، «اصل دار» هیچ موقع خطا نمی کند و این گونه توهینها و خطاها فقط از یک سری آدم بی اصل و بدون هویت سر می زند. الان که دوباره تیزر پخش این سریال را دیدم، خونم به جوش آمده و این مطلب را نوشتم. امید است دیگر بختیاریها نیز واکنشهایی در حد توان خود داشته باشند. مثلا این واکنش از سوی محسن رضایی و یا نمایندگان مجلس استانهای لرستان، چهارمحال بختیاری، کهگلویه و بویراحمد، خوزستان و... می تواند به گونه ای دیگر باشد. مخصوصاً که الان نزدیک انتخابات هستیم. ]]> سياسی Mon, 06 Jun 2011 08:05:08 GMT http://ibnanews.com/vdci.uawct1a3pbc2t.html ابراهيم خدايي: چهچهه كوگ تاراز در استاديوم آزادي http://ibnanews.com/vdce.n8pbjh8ox9bij.html يادداشت / ابراهیم خدایی چه گوآرا فوتبال را فراتر از یک بازی و "ابزاری برای انقلاب" خوانده است، به نظر من این جمله آن انقلابی مشهور کامل نیست مگر آنکه بگوئیم "و البته بیشتر مواقع ابزاری برای سرکوب". جرج اورول رمان نویس مشهور نیز به ورزش فوتبال کاملاً از دید منفی می نگرد و آن را "جنگ بدون خونریزی" نامگذاری می کند. گرچه فاجعه تأسف بار اخیر در فوتبال مصر نشان داد نه تنها فوتبال می تواند یک جنگ واقعی باشد بلکه اتفاقاً خونریزی هم در آن اتفاق می افتد. در هر حال فوتبال پدیده انسانی منحصر به فردی است که می تواند شبیه سازی و بازنمایی و کپی برابر اصلی از جامعه بشری به شمار آید، اما اگر بنا بود فوتبال فقط انعکاس و بازنمایی زندگی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی انسان ها باشد نمی توانست به این درجه از جذابیت برسد مگر آنکه قوانین و قواعد آن و جایگاه های تعریف شده انسان ها و جامعه ها در دنیای فوتبال با دنیای بیرون تفاوت کند. به عبارت دیگر اگر جام جهانی را هم پولدارترین و زورمندترین آدم ها و کشورها می بردند، دیگر جذابیتی برای این ورزش نمی ماند و زندگی درون و برون مستیطل سبز تفاوتی نمی کرد. فوتبال آمده است تا برخی از مردم و انسانها که در خارج از مستطیل سبز هیچگاه به اصطلاح "عددی" نبوده و نیستند، بتوانند اندکی از فشار گفتمان زر و زور جهان بیرون از مستطیل عرض اندامی بکنند. البته این سخن بدان معنی نیست که موفقیت فوتبالی ربطی به قدرت و ثروت ندارد، اتفاقا امروز فوتبال هم جزئی از سیاست و اقتصاد بیرون شده است، اما به هر حال اگر لیست کشورهای زورمند و پولدار را در یک ستون و موفقیت های فوتبالی کشورها را در ستونی کنار هم بگذاریم در می یابیم این دو ترتیب یکسانی ندارند، برخی کشورها، شهرها و مردمی که در عرصه فوتبال یک امپراتوری شکوهمند هستند، همان جایگاه را در فهرست ستون کناری آن ندارند. من همیشه در شهرآوردهای تهران "طرفدار مساوی" بوده ام. چون برد هرکدام از این دو تیم را منتهی به اوجگیری جو قرمز و آبی و رنگ پاشی بیش از پیش بر هویت های قومی و غیر فوتبالی می دانسته ام. قبلاً چندین مطلب در این باره نوشته ام و اعتراض کرده ام؛ صداوسیما با عدم رعایت عدالت و ترفندهای آنچنانی همیشه سعی کرده سایر تیم ها را نادیده بگیرد و در عین شایستگی آنها را همیشه در حاشیه دو تیم بزرگ پایتخت بازنمایی کند. نمونه بارز این ترفندها – منکر آن نیستم که شاید ترفندی در کار نبوده و "غفلت" کلمه بهتری باشد - نظرسنجی های برنامه های مختلف تلویزیون بوده است. کسانی که بازی های لیگ برتر را از طریق برنامه فوتبال برتر و سایر برنامه ها دنبال می کنند می دانند که رویه نظر سنجی ها معمولاً چنین است که "برد تیم میزبان گزینه یک، مساوی گزینه دو و برد تیم میهمان گزینه سه" اما وقتی نوبت به داربی پیروزی و استقلال می رسد، سوال عوض می شود و گذشته از غایب شدن گزینه مساوی – که بنده طرفدار آن هستم - صحبت از "برد و باخت" به "طرفداری" دگرگون می شود و مثلاً عنوان می شود "اگر طرفدار پرسپولیس هستید گزینه یک و اگر طرفدار استقلال هستید گزینه دو" را ارسال کنید. تقسیم کردن ملت به این سان، یک جفای اشکار به کسانی است که در عین اینکه سهمی از این رسانه و بازی دارند، اما نمی خواهند طرفدار هیچکدام از این دو تیم باشند. البته جفای دیگر رسانه ملی "پخش نکردن بازی دیگر تیمها از شبکه های سراسری" است. در حالی که معیار پخش کردن و یا پخش نکردن بازی های فوتبال باید معیارهایی چون زیبایی و حساسیت بازی، قابلیت های فنی و حرفه ای، وضعیت تیم ها در جدول و امثال آن باشد، اما همه این معیارها فراموش می شوند و تیم های دیگر فقط زمانی حق هنرنمایی در شبکه سراسری را دارند که طرف مقابل دو تیم بزرگ پایتخت باشند. مثلاً اگر بازی تیم سپاهان اصفهان و داماش گیلان تاثیر برجسته ای در سرنوشت کل لیگ داشته باشد ولی بازی تیم پرسپولیس با فلان تیم نه از نظر حساسیت و نه از نظر قابلیت فنی و... قابل مقایسه با آن نباشد، بازهم بازی ضعیف پرسپولیس پخش می شود. استناد به پرطرفدار بودن این دو تیم هم به عنوان معیار پخش اصلاً منطقی نیست زیرا این موج طرفداری از آبی و قرمز نتیجه همین پخش کردنها است و نه برعکس! اگر معیار "پخش عادلانه و منصفانه" باشد، خواهیم دید بخش اعظم هواداران این دو تیم ظرف یک سال گزینه های دیگری برای هواداری انتخاب می کنند. اما در شهرآورد امسال صداوسیما کار ارزنده ای کرد و گزینه های نظرسنجی خود را به چهار گزینه افزایش داد، تا من هم بتوانم به تراکتور رای بدهم و دیگران هم حداقل گزینه چهارمی برای انتخاب داشته باشند. هرچند این یک گام ارزنده بود اما هنوز هم تا برقراری عدالت راه درازی داریم چراکه تیم های پرهوادار دیگری - حداقل می توان از تیم های اصفهانی نام برد؛ تیمی که در سال های اخیر با بازی های ارزنده و قهرمانی های پیاپی شان حرف اول را در مستطیل سبز فوتبال ایران زده اند و حیف است که همه جای ایران هوادار نداشته باشند - هم می توانستند سهمی در این نظرسنجی داشته باشند. میلاد میداوودی به نخبگان و کامیابان لر درس بزرگی داد اما اتفاق تاریخی دیگر این بازی حرکت انقلابی "برج میلاد بختیاری" بود که در شادی پس از گلش نشان داد می توان در سطح اول موفقیت و کامیابی "خود" را به موج ثروت و قدرت و شهرت نباخت؛ نشان داد با فوتبال می توان فرهنگ ساخت و از تخریب فرهنگسرا انتقاد کرد. می توان مردمی را در شادی خود شریک کرد که در چند سال اخیر سرزمین حالو زال شان در زیر سد گوتوند غرق شد و غرور خود را هم در زیر چرخ بی رحم لودرهای زيباسازان شهر اهواز له شده دیدند. کلیپ تصویری حرکت به یادماندنی میداوودی را سایت های مختلفی منتشر کرده اند اما من دعوت می کنم این حادثه را به روایت "انجمن تحصیل کردگان لر" دانلود کنید. حیف است این اقدام بی مانند به صورت بلوتوث و انواع مختلف روش ها دست به دست نگردد، شاید اگر صدای زنده یاد بهمن علاء الدین برای بیدارکردن این ملت کافی و رسا نبود، گل زیبای میداوودی نشان بدهد فوتبال هم می تواند زبان ما باشد که "انالم تا نگن بی دنگ دی لر".منبع: سايت لور ]]> ورزشی Fri, 03 Feb 2012 12:52:52 GMT http://ibnanews.com/vdce.n8pbjh8ox9bij.html