۶
بنه وار هفت و چهار اندیکا؛خواستگاه معماری بختیاری
جمعه ۲۹ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۰۰
 
ایوب سلطانی در یادداشت بنه وار در سایت اندیکا نوشته است: ایران ما سرزمینی است با پیشینه ی تاریخی کهن و هر ذره ای که از آن کاویده شود به گنجی از مدنیت و اصالت دست خواهیم یافت و این درحالی است که برخی از ملت ها با هزاران خدعه و نیرنگ و صرف هزینه های گزاف می کوشند تا برای خود پیشینه ی تاریخی بسازند، اما ما ایرانی ها با بی نیازی از چنین فرهنگ زشتی تنها باید برای درک گذشته ی فاخر خود تلاش کنیم زیرا با تکیه بر این پشتوانه می توانیم احساس هویت در ریشه های وجودی مان را در ژرفای تاریخ بجوییم و با تکیه بر گذشته ی پرافتخار خویش در ساخت بن مایه های آینده گامی درخور برداریم.

در این اثنا، اندیکا یکی از این پشتوانه هاست که حاوی آثار تاریخی زیادی است و هر کدام از این آثار نقطه ی عطفی در سرآغاز و بطن تاریخ، فرهنگ، معماری و ایدئولوژی این مرزوبوم دارد که "بنه وار هفت و چهار" یکی از این آثار افتخارآمیز تاریخی است.

بنه وار در ۱۰ کیلوکتری غرب شهر قلعه خواجه و ۲۵ کیلومتری شرق شهرستان مسجدسلیمان قرار دارد. این اثر در نقطه ی مرزی بین اندیکا و لالی قرار دارد. این شهر تاریخی از شرق به دامنه ی کوه "گریوه" و از شمال به بستر رودخانه " تلک" و از جنوب هم به دره ی ژرف و عمیق "سور" محدود می شود. اقلیم آن به دلیل مجاورت با دامنه ی زاگرس معتدل و دارای مراتعی وسیع و بهاری خرم است و نکته ی جالب توجه آن که از بدو تاسیس این شهر تاریخی تاکنون هنوز هم به خاطر پتانسیل های غنی اش از سکنه و انسان خالی نشده است.

در سال ۱۰۲۵ هـ.ق میرجهانگیرخان آسترکی به جهت رشادت ها و دلاوری های خود و سربازانش در جنگ با عثمانی به حاکمیت بختیاری منصوب شد. از دودمان جهانگیرخان آسترکی آثار و ابنیه باشکوهی به جامانده که از جمله ی آنها می توان به سردشت دزفول و بنه وار لالی اشاره کرد. شکوه و کثرت آثار به قدری است که جلال و اقتدار آنان را آشکار می سازد. بنه وار در نوع خود بسیار وسیع و بی نظیر است به طوری که علاوه بر کاخ حاکم نشین دارای مقر لشکریان و سایر روسا و کلانتران میباشد که در جوار مقر حکومتی هر کدام در محلی مناسب مستقر بودند.

این شهر دارای ساختمان های مسکونی و تاسیسات حمام، سد، پل، کانال و آسیاب است و همچنین دارای نگارخانه ، فراشخانه و بک میدان بزرگ چوگان بوده که نشانه ی بارز تمدن عالی آنهاست. این آثار متاثر از معماری ساسانیان است و در زمان های بعد خوانین بختیاری برای اعتلا و وجهه مرکزیت خود هرکدام در بین سال های ۱۲۰۳-۹۲۵ هـ.ق قسمتهایی به آن افزودند که از جمله ی آنها می توان به تاجمیر خان و جهانگیرخان و خلیل خان آسترکی اشاره کرد.

بنه وار به نام های دیگری از جمله بنه وار خلیل خان و بنه وار هفت و چهار نیز معروف است.

معماری بنه وار

هنر هر قوم بازگوکننده ی نحوه ی اندیشه، جهان بینی، اعتقادات و سنت های آن قوم است. هرچه بنیادهای فرهنگی ملتی استوارتر و ریشه دارتر باشد تجلی و تکامل هنر آن ملت نیز در طی تاریخ یکنواخت تر می شود و از نوسات ،تحولات و گسستگی ها برکنار می ماند. هنر معماری بی شک یکی از بارزترین مظاهر تمدن هر قوم و ملتی است که می تواند بهترین بازگوکننده ی چگونگی برخورد آن ملت با مسائل مربوط به حیات و بینش وی از جهان خلقت باشد.

معماری بنه وار یکی از درخشان ترین و متعالی ترین هنر معماری در جغرافیا ی زیستی بختیاری است. انبوهی طاق، گنبد، ستون، طاق نما، تنوع مصالح و تاسیسات رفاهی هویت بارز این شهر است که می توان گفت چکیده ای است از هنر معماری ایران. از طاق های نیم دایره ای چغازنبیل تا گنبدهای کویری یزد، پل خرزاد ایذه و تاسیسات آبرسانی ساسانیان و مشابهت بسیار نزدیک با معماری سبک اصفهان دارد. (طاق نماهای محرابی - سردر های طاقدیسی و کاشی های یکرنگ).

ساکنین سابق بنه وار به خوبی توانسته اند با اقلیم و مصالح طبیعی موجود در بطن بلاد کنار آیند و مجموعه ای عظیم و با شکوه را به نام بنه وار تاسیس کنند که شاید از لحاظ کثرت طاقچه، طاق نما، محراب و تنوع سردر ها یکی از بی نظیرترین معماری های ایران به شمار آید.

کتیبه:

سنگ نوشته ای که در ابتدا با ذکر آیاتی از قرآن کریم و همچنین نام مبارک ۱۴معصوم(ع) آغاز می شود و حدود بلاد بختیاری و حاکمیت بلامنازع بختیاری به نام میرجهانگیرخان آسترکی روی آن با خط زیبا و کاملا واضح نوشته شده است.

حمام:

طهارت و پاکیزگی ریشه در شریعت کهن این مرزوبوم دارد. حمام های بنه وار از زیبایی خاصی برخوردارند. مصالح آنها عمدتا از سنگ ، گچ و آجر است. فضای ۲ در ۳ متر هر حمام نشانه ی انفرادی بودن آنهاست. دارای طاقچه ای جهت قرار دادن البسه و وسایل هستند. دیوارهای مجاور هر حمام مماس با دیگری است. سردر ها به صورت نیم گرد است و آب آنها توسط تنبوشه های سفالین از چشمه ای که با فاصله ی کمی بالاتر از سطح حمام ها قرار دارد، تامین می شد. حمام ها در دو وجه با فاصله ی چند متری از همدیگر ساخته شده بودند که مردانه و زنانه بودن گرمابه را نمایش می دهد.

هژدر:

مصالح عمده آن از سنگ های رسوبی منطقه که با ظرافت خاصی تراشیده شده اند و آنها را با تبحر خاصی با ملات گچ کوره ای تلفیق کرده اند تا آنچه ساخته می شود کاخی با شکوه به نام "هشت در" باشد. دارای سردر ورودی بسیار زیبا ، راهرویی وسیع است که در جناحین راهرو اتاق هایی به صورت انفرادی به صورت قرینه ساخته شده است.

کاخ خلیل خان:

این کاخ عظمت و شکوه خاصی دارد. به صورت دو طبقه ساخته شده که طبقه ی اول آن شامل یک تالار وسیع جهت پذیرایی مهمان ها با اتاقهایی در طرفین، دارای سقف طاقدیسی به صورت طاق آهنگ با گچبری های زیبا و در ورودی با ۵/۵ متر عرض و ۵ متر ارتفاع. 

طبقه ی دوم کاخ جهت سکنه ی خانواده ی حاکم بوده است. نمای کلی کاخ به صورت کاملا دقیقی زاویه بندی و رعایت اصول معماری و قرینه سازی در همه جای آن به کار رفته است.

سد خلیل خان:

این سد بر روی رودخانه ی تلک و به صورت پلکانی است. به صورتی که هرچه از فنداسیون به سمت ارتفاع برویم، ضخامت سد تا تاج آن به صورت پلکانی کاسته می شود. این سد فقط برای زیر کشت بردن زمین های دیم ساخته شده که توسط کانال های انتقالی آب را بدین منظور مورد استفاده و بهره وری قرار می دادند.

پل:

در ۲ کیلومتری بنه وار پلی عظیم بر روی دره ای که شاید عمق آن به ۵۰۰ متر هم برسد، تاسیس شده است. این پل حدود ۵ متر عرض و۱۵ متر طول دارد. مصالح بکار رفته در پل، عموما سنگ های درشت رودخانه ای و گچ و احتمالا ساروج است.

خانه های مسکونی:

آنچه از نظر فنی ، اساس ساختمان های عمومی بنه وار را می سازد و سبک آن را مشخص می کند، بر پا کردن طاق روی دیوارها یا عوامل دیگر مقاوم کننده است که در این اثنا دیوار، جرز، ستون و... را شامل می شود. خانه ها عموما دارای گنبد و تنوع سردر هاست. وسط سالن هر خانه را با تعبیه یک ستون ، چند گنبد دو یا سه وجهی به هم متصل می کردند.

خانه ها اکثرا دارای اصطبل، حیاط، اتاق خواب و پذیرایی هستند. سهولت رفت و آمد به درون اتاق ها و راه داشتن به یکدیگر، از دیگر خصوصیات آنهاست. 

بنه وار سهم عمده ای در پویه ی فرهنگ و هنر معماری این سرزمین دارد که نسبت به غنا و تنوع معماری اش غفلت شده است. حقیر به عنوان دوستدار مواریث فرهنگی از متولیان میراث فرهنگی و گردشگری استدعا دارم در راه تعالی ، حفاظت و مرمت این آثار گران سنگ گامی درخور شایسته معماری اش بردارند.
کد مطلب: 5167
Share/Save/Bookmark
بختیاری
۱۳۹۰-۰۵-۱۷ ۱۲:۲۸:۵۵
در جواب برادر عزیزم جناب آقای حیدری که فرموده اند : "اینکه ولادیمیر مینورسکی ، میرجهانگیرخان را بهداروند نوشته، تنها و تنها یک غلط تایپی ساده است و به اصطلاح علم اصول ، مینورسکی در مورد بیان تبار و طایفه میرجهانگیرخان ، در مقام بیان نبوده است".
باید از ایشان پرسید که: "چرا مینورسکی در مورد بیان تبار و طایفه میرجهانگیرخان، در مقام بیان نبوده است؟ پژوهشگرانی همچون پروفسور جان رالف گارثویت و ژان پی دیگار که سالها به تحقیق و پژوهش پیرامون ایل بختیاری پرداخته و حتی پایان نامه دکترای خود را در این زمینه نگاشته اند و تألیفات بسیاری در مورد تبارشناسی و جامعه شناسی بختیاری ارائه نموده اند، چطور؟ آیا پژوهشگران داخلی نظیر اصغر کریمی، سکندر امان اللهی بهاروند، امیرحسین امیراحمدیان، جواد صفی نژاد و ... نیز علیرغم سالهای سال تحقیق و پژوهش علمی متوجّه این غلط تایپی نشده و اشتباه کرده اند؟؟؟ اگــر چنیــن باشــد کـه واقــعاً بایــد به صحــــت تمــام تحقیــقــات آنهـا شــــک و تــــردیــــد نمود!!!"
محسن حیدری
۱۳۹۰-۰۵-۱۲ ۱۰:۱۷:۲۴
اینکه ولادیمیر مینورسکی، میرجهانگیرخان آسترکی را بهداروند نوشته، تنها و تنها یک غلط تایپی ساده است. اگر دوستان نظری غیر از این دارند، بدون اینکه عصبانی شوند، تنها یک دلیل بر "بهداروند بودن" وی ارائه کنند. در کامنت قبلی در همین مطلب، دو دلیل بر آسترکی بودن وی ارائه کردم.
بختیاری
۱۳۹۰-۰۵-۱۲ ۰۹:۳۸:۳۳
در جواب برادر عزیزی که گفته اند: "میرجهانگیرخان، آسترکی بود و اینکه در کتاب مینورسکی نوشته شده "میرجهانگیرخان بهداروند"، غلط تایپی بوده است " باید از ایشان پرسید که: "چگونه کتابی که مرجع کارهای پژوهشگران بزرگی همچون پروفسور جان رالف گارثویت، ژان پی دیگار، اصغر کریمی، سکندر امان اللهی بهاروند، امیرحسین امیراحمدیان، جواد صفی نژاد و ... قرار گرفته است، می تواند غلط تایپی باشد؟ چرا ما عادت کرده ایم که همه چیز را راحت بپذیریم و راحت رد کنیم؟! "
محسن حیدری
۱۳۹۰-۰۵-۱۱ ۱۷:۳۰:۱۶
میرجهانگیرخان، آسترکی بود و اینکه در کتاب مینورسکی نوشته شده "میرجهانگیرخان بهداروند"، غلط تایپی بوده است چرا که مینورسکی ادله خاصی درباره بهداروند بودن میرجهانگیرخان ارائه نکرده است و به اصطلاح "علم اصول"، مینورسکی در مورد بیان تبار و طایفه میرجهانگیرخان، "در مقام بیان" نبوده است. ضمناً ما می دانیم اولاد و نوادگان میرجهانگیرخان آسترکی هم اکنون در بختیاری زندگی میکنند و خود و دیگران، ایشان را آسترکی می دانند و نه بهداروند.
حسینی منجزی / اصفهان
۱۳۹۰-۰۵-۱۱ ۱۰:۱۴:۰۴
"ولادیمیــر مینــورسکــی" محقق و پژوهشگر خـاورشنـاس و ایــران شنـاس روسی و استاد دانشگاه کمبریج لندن که در عصر قاجار به ایران و منطقۀ بختیاری سفر کرده و از سال 1904 تا 1908 میلادی در ایران مشغول تحقیق و پژوهش در خصوص مــردم شناسی بوده است ، در مقاله معروف خود (که بعدها مرجع کارهای پژوهشگرانی همچون پروفسور جان رالف گارثویت ، ژان پی دیگار ، اصغر کریمی ، سکندر امان اللهی بهاروند ، امیرحسین امیراحمدیان ، جواد صفی نژاد و ... قرار گرفت) ، "میــرجهــانگیــــرخــان" را از "ایــل بهــــدارونـد" معرفی کرده است .
علي خليلي
۱۳۸۹-۰۶-۰۲ ۰۹:۰۲:۰۵
از همت وصداقت جنا ب عالي در شناخت ومعرفي آثار تاريخي به جا مانده از گذشتگان بي نهايت سپاسگزارم وآروزي موفقيت بيشتر شما را در اين مسير دارم. باتشكر