کارگاه نقد کتاب ایبنانیوز / فریبرز برج سفیدی:
مقدمه: هرکار نو، از جمله نوشته ی نو باید از ویژگی های محتوایی نو بودن برخوردار باشد وگرنه سودی به حال کسی نخواهد داشت. کتاب نو باید آگاهی ها و اطلاعات نو – یا نو تری – نسبت به دیگر نوشته های مرتبط با موضوع کتاب، بدست دهد. این بدین معناست که نویسنده نه تنها نسبت به مطالعه ی آنچه پیش از او دیگران نوشته اند و به صورتی به موضوع نوشته ی او مرتبط است، می پردازد بلکه خود نیز با بررسی ژرفتر منابع و مراجع قدیمی و بررسیها و پژوهشهای جدیدتر دیگران که بکار نویسنده می آید، نسبت به کشف آگاهی های جدید تر و یا رسیدن به ایده های تازه تر، در شناخت موضوع به خواننده ی مشتاق وعلاقمند کمک کند. نویسنده و پژوهشگر باید به سروقت آن بخش یا بخش هایی از موضوع مورد پژوهش خود برود که دیگران نتوانسته اند و یا نخواسته اند به آن بپردازند و همچنان در پرده مانده اند.
در تاریخ بختیاری، پس از اسلام، به ترتیب سده های نخست تا ششم و پس از سقوط اتابکان در۸۲۷ تا حدود ۹۷۰ تاریک می باشد و بقیه ی سالها گاه روشن و گاه نیمه روشن است. تکرار روشنی ها و اشاره به نیمه روشن ها بدون افزودن چیزی و یا نکته ای، تنها سیاه کردن کاغذ است و زحمت بیهوده. درعوض، هرگونه تلاش در جهت نورافشانی به بخش های تاریک تاریخ ، کاریست ارزشمند حتا اگر آگاهی های تازه در آن اندک باشد.
نکته ی دیگری که باید به آن اشاره نمود، و شوربختانه اغلب نویسندگان ما آن را به فراموشی سپرده اند، بررسی و آنالیز داده های مراجع و منابع است که در صورت ژرفنگری، نویسنده می تواند به نکات بکر و تازه دست یابد. و تفاوت تاریخ نگاران در همین جاست. در صورت داشتن توان آنالیز و بدست دادن برداشت های تازه است که یکی مورد توجه خوانندگان و منتقدان می شود و در نبود این توان است که بسیاری نیامده، می روند.
از دید نگارنده ی این یادداشت، در صورت وجود نگاه ژرفنگر و توان تحلیلگر در کاوش و آنالیز منابع موجود، می توان به بسیاری از تاریکی های تاریخ لر و بختیاری نورافشانی نمود. نوشتن کاریست ساده و سخت. از تاریخ نوشتن زمانی که مشتاقان، فراوان و آگاهی ها اندک است، سخت تر هم می شود. از دیگر سو نویسنده باید نقد را برتابد چرا که نقد خود به شناساندن کتاب به دیگران کمک می کند و در واقع، نوعی تبلیغ است برای کتاب و نویسنده ی کتاب. و اینجاست که به فرموده ی حافظ: نه هرکه چهره برافروخت دلبری داند / نه هر که آینه سازد سکندری داند / نه هر کسی که طرف کله کج نهاد و تند نشست / کلاهداری و آیین سروری داند. (حافظ / دکتر سلیم نیساری)
عجیب است این بیت دوم همیشه مرا بیاد بختیاری ها می اندازد؛ گویی حافظ تصویر پر غرور بزرگی بختیاری را کشیده باشد. بگذریم.
باری هدف بنده از نقد کتابهای راجع به بختیاری، نشان دادن آنهاست به خواننده و پافشاری و توصیه به خواندن آنها که سخنی و نوشته ای نو دارند ودر این راه زحمت کشیده اند. هیچ کدام از نویسندگان محترم را از نزدیک نمی شناسم و افتخار آشناییم با نام پرافتخار آنها تنها از راه نوشته های آنان بوده و بس. خود نیز کتاب و نوشته ای قابل ارائه به خوانندگان فهیم ندارم تا خدای ناکرده بخاطر آن بر تلاش دیگران خرده بگیرم. اگر نقد در جایی تند است و خشن - که سعی در پرهیز دارم مگر...- در جایی هم نرمش و همراهی و گاه تمجید و تشکر در کاراست. با این همه از همه ی نویسندگان محترم و علاقمندان آنها درخواست دارم دست کم - پیش از قلم بدست گرفتن برای پاسخگویی- دو بار هر نوشته را بخوانند تا خدای ناکرده، "ناکرده گنه" کسی به پای دار نرود!
و اینک دنباله ی کار:
در این بخش و یکجا به آثار عبدالعلی خسروی - متخلص به قائد بختیاری - می پردازیم. جناب آقای خسروی (قائد بختیاری) - که هم اکنون سالهای آغازین دهه ی نهم زندگی پربار خود را می گذراند - متولد ۱۳۰۷ می باشد. ایشان در مدت ۱۶ سال (از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۴ ) هفت کتاب در تاریخ و فرهنگ و ادب بختیاری و برخی اقوام مجاور به رشته ی تحریر درآورده است.
در برگ های آغازین کتاب هفتم - در انتظار سپیده دمان؛ دانستنی های عشایر جنوب ایران- مطلب کوتاهی از استاد دکتر مظفر بختیار آمده است که می توان آنرا شناخت نامه ی آثار خسروی دانست: "اهتمام جنابعالی در تألیف مجموعه ی تاریخ و فرهنگ بختیاری مایه ی خوشوقتی و قدردانی است. این آثار مخصوصا با روش و گرایش شما در تدوین آنچه در تاریخنگاری معاصر "شفاهی" خوانده می شود و اینک در میان مکتبهای گوناگون تاریخنویسی جایگاهی بسزا یافته، اهمیت وارزش خاصی دارد و زمینه ی تجربی و اطلاعات حاصل از مشاهدات و ارتباطات شخصی شما پشتوانه ی اعتبار و امتیاز آن تواند بود. اصولاً برای تدوین بعضی از ادوار در تاریخ اقوامی که مانند بختیاری دارای سابقه ی دیرین تاریخی ودرعین حال فاقد منابع کافی نوشتاری باشند، چاره ای جز بکار بستن این روش نیست. حتی نخستین تاریخنامه های قدیم مانند تاریخ طبری در اصل مجموعه ای است از رویدادها واخبار پراکنده که به نقل از اشخاص مطلع وموثق به روش اسنادی و روایی اهل حدیث گردآوری شده و اینک از مراجع اصلی در بخشی از تحقیقات تاریخی بشمار می آید".
دکتر مظفر بختیار می افزاید: "به هر قدر، امیدوارم این رویه ی خود را همچنان حفظ نمایید و بکار بندید. زیرا تتمیم مواد و اطلاعات تاریخی بر مبنای متون و اسناد برجای مانده و در دسترس، کمابیش از عهده ی اشخص مستعد و کاردان و صلاحیتدار بر می آید و در هر زمانی حساسیت های فنی و خاص خود را دارد. اما دستیابی بر اطلاعات زبان به زبان نانوشته که طی گذشت زمان و در تبادل و جایگزینی نسل ها و ارزشها در معرض زوال و ازیادرفتگی قرار دارد، از هرکسی و در هر شرایطی ساخته نیست".
آری؛ نویسنده ی هفت کتاب یادشده، در کاری زمانبر و وقت گیر، مجموعه ای از مطالب گوناگون در تاریخ و ادب و فرهنگ و خاطره و زبانزد و شعر و عکس و... را - که شوربختانه گاه به دفعات تکرار شده است - گردآورده که در صورت ویرایش و حذف مطالب تکراری و دوباره نویسی مطالب آن بر پایه ی یک فهرست موضوعی، می توان نام دانشنامه بر آن نهاد.
این آگاهی ها می تواند منبع و مرجعی باشد برای پژوهشگران در رشته های گوناگون پژوهشی. بدیهی است که کار انجام شده کاری به اصطلاح آکادمیک نیست و رجوع دیگر پژوهشگران به مطالب آن، باید با هشیاری و ریزبینی همراه باشد. با آرزوی تندرستی برای جناب آقای عبدالعلی خسروی، همچنان در انتظار آثار بعدی ایشان لحظه شماری می کنیم.
کرائی
۱۳۹۰-۱۱-۰۵ ۱۷:۰۰:۵۹
جناب آقای برج سفیدی
با سلام
با حضور عوام مهاجم در فضای مجازی که کارخانه استاد سازی و بت سازی دارند و از ترس لعن و نفرینشان نمی شود به مرغ کسی کیش کرد . انصاف می دهم شجاعت شما در نوشتن این نقد ارزشمند تر از متن نقدتان است . سالها قبل توسط دوستی نقدی 20 صفحه ای از یکی از کتاب های اولیه آقای خسروی برایشان ارسال داشتم که به قول آن دوست خودش پذیرفت . اما آن روزگار این فضای مجازی نبود و جائی هم آنرا منشر ننمودم . با این همه برای آقای خسروی بیش از اندازه احترام قائلیم و در حد بضاعت آنچه داشتند منتشر کردند و نقد آثار ایشان حمل بر خرد شمردن زحمات ایشان نشود .
ناصر حسینی منجزی
۱۳۹۰-۰۹-۱۲ ۱۳:۴۰:۳۵
باسلام و عرض ادب و احترام
امیدوارم که نسل جدید بختیاری به این بلوغ فکری رسیده باشند که "هم حرمتها را نگه دارند و هم نقد علمی و سازنده بکنند ، نه به بهانۀ حفظ حرمتها ، سکوت کنند و نه به بهانۀ نقد علمی و سازنده ، حرمت کشنی کنند".
(نقد علمی و سازنده = انتقاد همراه با احترام)
ناصر حسینی منجزی - اصفهان
مهران
۱۳۹۰-۰۵-۲۴ ۱۹:۳۴:۴۵
واقعا کتاب عالی است وبه تمام هموطنان عزیز توصیه میکنم.باتشکر
امیرعباس
۱۳۸۹-۱۰-۲۸ ۱۲:۱۰:۰۳
باسلام و تشکر از زحمات شما .ای کاش بیشتر نام از حاج شاهمراد زمانی سردار جنگ اسکندر خان عکاشه یاد می کردید. باتشکر
حبيبي بابادي
۱۳۸۹-۰۸-۱۹ ۰۹:۵۸:۵۶
دستتش درد نكند ولي فكر كنم آقاي خسروي سر سفره اماده تعارف به ادبيات بختياري كرده است زحمت ايشان همه اش از ديگران است تمام كتابهايش را كه بخواني چيزي از خودش نمي يابي كه كه از فكر خودش باشد اگر هم هست اشتباه محض است چه بايد كرد دست شكسته وبال گردنه به هر حال از اين مرد قلم هم به نوبه خود بايد تشكر كنم .
علیرضاگنجی سلح چینی
۱۳۸۹-۰۷-۰۶ ۱۷:۵۱:۵۴
باسپاس ازشماکه حداقل نام وزحمت ایشان راذکرفرمودید!
بنظرحقیرلازم است که به نحوشایسته ای ازایشان وبه توسط ایل تقدیر بعمل آید!بنوعی نام بختیاری راپرآوازه کرد(اگرنگوییم زنده کرد)
گنجی سلح چینی _آبادان
فرزند زاگرس
۱۳۸۹-۰۶-۰۸ ۱۸:۳۳:۵۶
به نظر می آید آقای عبدالعلی خسروی خدمت بزرگی در جهت مکتوب نمودن داشته های بختیاری انجام داده است آن هنگام که کمتر کتابی در این زمینه بود و کمتر کسی عمر خویش را صرف این موضوع می نمود با همه ی مشغله ها و مشکلات عزم این مرد در نگاشتن آنچه از دستش بر می آمد صرفنظر از کمی و کاستی هایی که در فاخرترین کارهای فرهنگی هم اجتناب ناپذیر است حتی اگر به دید گردآوری به بعضی آثار ایشان نگاه کنیم بازهم کار این فرهیخته ارجمند در خور ستایش است و برای ایشان آرزوی تندرستی می نماییم.
درود بر شما. همین که با حفظ حرمت بزرگان واساتید و پیشکسوتان به فکر نقد علمی ایشان هم هستید نشان می دهد که بختیاری دارد به یک بلوغی می رسد که هم احترام بگذارد و هم نقد کند. نه به بهانه احترام، سکوت کند و نه به بهانه نقد، حرمت کشی. مرحبا