۲۱
یوتاب بختیاری؛ شیرزن لر در رأس زنان تاریخ ایران
جمعه ۵ شهريور ۱۳۸۹ ساعت ۰۹:۱۲
یوتاب بختیاری؛ شیرزن لر در رأس زنان تاریخ ایران
 

بهمن کیهان بختیار در وبلاگ سرود بختیاری نوشته است: سایت "زن فردا" در گزارشی به معرفی زنان و دختران خبرساز تاریخ ایران نموده است و در راُس فهرست منتشر شده در این سایت، از "یوتاب" خواهر آریوبرزن نام برده و گفته شده که در کوهساران بختیاری راه را بر اسکندر گجستک بسته و مقاومت جانانه در راه وطن کرده است.

من تابحال نام "یوتاب بختیاری" را نشنیده بودم و شاید اگر یک سایت یا وبلاگ بختیاری و لری این مطلب را منتتشر می کرد، بی تفاوت از کنارش رد می شدم و شاید نیز آن را از جمله اغراق های مرسوم در فرهنگ امروزمان می دانستم. الان هم که این پست را می نویسم از صحت و سقم این مطلب باخبر نیستم ولی بسیار خوشحال می شدم اگر با قاطعیت می توانستم بنویسم: یوتاب بختیاری؛ یک شیرزن لر در رأس زنان خبرساز تاریخ ایران.

اهمیت موضوع آنگاه دوچندان می شود که به یاد بیاوریم در ایران باستان (بویژه از اواخر هخامنشی به بعد که دین زردشتی دین رسمی کشور شد و به بهانه آن طبقات اجتماعی متصلب بوجود آمد و این دو عامل رفته رفته فضای شاداب ایران را افسرده ساخت تا آنجا که در دوران ساسانی به یک استبداد سیاسی فرهنگی مذهبی و اقتصادی تمام عیار منتهی شد)، زنان نقش آفرین عمدتاً محدود به زنان دربار می شدند. در ایران باستان به ویژه ایران زردشتی فقط "شاه زنان" از حقوق اجتماعی برخوردار بودند. هرچند اصطلاح "شاهزن" در فقه زردشتی ارتباط مستقیمی با دربار ندارد (و امروزه نیز شاهد استعمال این اصطلاح در فولکلور بختیاری برای اشاره به زنان باجربزه و مدیر و توانمند هستیم. مثلاْ می گویند فلونی شاه زنیه). اما به دلایل ناگفته فقط زنانی توانستند نقش آفرین باشند که با دربار پیوند خورده بودند. اکنون اگر نقش "یوتاب بختیاری" بنحو روشن تری توضیح داده شود ، عظمت کار این زن آشکار می شود که در چنین جامعه ای بدون پیوند با دربار توانسته نقشی بزرگ در دفاع از سرزمین مادری اش بختیاری و نیز در دفاع از سرزمین بزرگترش یعنی مرزهای امپراطوری هخامنشی ایفا کند.

اگر دوستان وبلاگنویس اطلاعی در این باره دارند، بنویسند تا بر آگاهی مان از پیشنیه این دیار و قهرمانان گمنام آن افزوده شود. و بقول معروف اگر از این گمشده ، خبری دارند ، بگویند و خانواده ای را از نگرانی برهانند!! 

بعد التحریر: پس از انتشار این نوشتار، یکی از دوستان تحقیقی کرده و معتقد است: یوتاپ خواهر آریوبرزن بوده است اما نه آریوبرزن زمان هخامنشی که با اسکندر جنگید بلکه آریوبرزن اشکانی که حاکم ایالت ماد آتروپاتن یا آذربایجان بوده است و یوتاپ یا یوتاپا خواهر این شخص بوده است. (منبع: تاریخ ایران باستان، تالیف پیرنیا، جلد سوم)

ضمن تشکر از ایشان که اطلاعات فوق را به ما دادند، در متن اولیه ما نیز نوشته شده بود: "از او به عنوان شاه آتروپاتان ( آذربایجان ) در سالهای ٢٠ قبل از میلاد تا ٢٠ پس از میلاد (دوره اشکانی) نیز یاد شده است". البته باز هم نمی توان با قاطعیت صحبت کرد. چه بسا دو یا چند شخصیت به نام وجود داشته اند. مثلاً یکی در دوره هخامنشی بوده و دیگری در دوره اشکانی. به هر حال امیدوارم این نوشتار آغازی برای تحقیق های بیشتر درباره این شخصیت بزرگ ایرانزمین باشد. و اما ؛ 

متن گزارش سایت "زن فردا" وابسته به سایت "فردا نیوز":

زنان خبرساز تاریخ ایران

یوتاب : سردار زن ایرانی که خواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است. وی در نبرد با اسکندر گجستک همراه آریوبرزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست . ولی یک ایرانی راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد. از او به عنوان شاه آتروپاتان ( آذربایجان ) در سالهای ٢٠ قبل از میلاد تا ٢٠ پس از میلاد (دوره اشکانی) نیز یاد شده است. با اینهمه هم آریوبرزن و هم یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاوید از خود برجای گذاشتند.

آرتمیز : نخسیتن و تنها زن دریاسالار جهان تا به امروز . او به سال ۴٨٠ پیش از میلاد به مقام دریاسالاری ارتش شاهنشاهی خشیارشا رسید و در نبرد ایران و یونان ارتش شاهنشاهی ایران را از مرزهای دریایی هدایت می کرد. تاریخ نویسان یونان او را در زیبایی – برجستگی و متانت سرآمد همه زنان آن روزگار نامیده اند. آرتمیس نیز درست میباشد.

آتوسا : ملکه بیش از ٢٨ کشور آسیایی در زمان امپراتوری داریوش. هرودوت پدر تاریخ از وی به نام شهبانوی داریوش بزرگ یاد کرده است و آتوسا را چندین بار در لشگرکشی ها داریوش یاور فکری و روحی داریوش دانسته است . چند نبرد و لشگر کشی مهم تاریخی ایران به گفته هرودوت به فرمان ملکه آتوسا صورت گرفته است.

آرتادخت : وزیر خزانه داری و امور مالی دولت ایران در زمان شاهنشاهی اردوان چهارم اشکانی . به گفته کتاب اشکانیان اثر دیاکونوف روسی خاور شناس بزرگ او مالیات ها را سامان بخشید و در اداره امور مالی خطایی مرتکب نشد و اقتصاد امپراتوری پارتیان را رونق بخشید.

آزرمی دخت : شاهنشاه زن ایرانی در سال ۶٣١ میلادی . او دختر خسرو پرویز بود که پس از” گشتاسب بنده” بر چندین کشور آسیایی پادشاهی کرد . آذرمیدخت سی و دومین پادشاه ساسانی بود . واژه این نام به چم ( معنی) پیر نشدنی و همیشه جوان است.

آذرآناهید : ملکه ملکه های امپراتوری ایران در زمان شاهنشاهی شاپور یکم بنیانگذار سلسله ساسانی . نام این ملکه بزرگ و اقدامات دولتی او در قلمرو ایران در کتیبه های کعبه زرتشت در استان فارس بارها آمده است و او را ستایش کرده است. ( ٢۵٢ ساسانیان )

پرین : بانوی دانشمند ایرانی . او دختر کیقباد بود که در سال ٩٢۴ یزدگردی هزاران برگ از نسخه های اوستا را به زبان پهلوی برای آیندگان از گوشه و کنار ممالک آریایی گردآوری نمود و یکبار کامل آنرا نوشت و نامش در تاریخ ایران زمین برای همیشه ثبت گردیده است . از او چند کتاب دیگر گزارش شده است که به احتمال زیاد در آتش سوزی های سپاه اسلام از میان رفته است.

زربانو : سردار جنگجوی ایرانی . دختر رستم و خواهر بانو گشسب . او در سوار کاری زبده بوده است که در نبردها دلاوری ها بسیاری از خود نشان داده است . تاریخ نام او را جنگجویی که آزاد کننده زال – آذربرزین و تخوار از زندان بوده است ثبت کرده.

فرخ رو : نام او به عنوان نخستین بانوی وزیر در تاریخ ایران ثبت شده است وی از طبقه عام کشوری به مقام وزیری امپراتوری ایران رسید.

کاساندان : پس از شاهنشاه ایران او نخسین شخصیت قدرتمند کشور ایران بوده است . کاساندان تحت نام ملکه ٢٨ کشور آسیایی در کنار همسرش کورش بزرگ حکمرانی میکرده است . مورخین یونانی ( گزنفون ) از ویبا نیکی و بزرگ منشی یاد کرده است.

گردآفرید : یکی دیگر از پهلونان سرزمین ایران . تاریخ از او به عنوان دختر گژدهم یاد میکند که بالباسیمردانه با سهراب زور آزمایی کرد . فردوسی بزرگ از او به نام زنی جنگجو و دلیر از سرزمین پاکان یاد میکند.

آریاتس : یکی از سرداران مبارز هخامنشی ایران در سالهای پیش از میلاد . مورخین یونانی در چند جا نامیکوتاه از وی به میان آورده اند.

گردیه : بانوی جنگجوی ایرانی . او خواهر بهرام چوبینه بود . فردوسی بزرگ از او به عنوان همسر خسرو پرویز یاد کرده که در چند نبردها در کنار شاهنشاه قرار داشته است و دلاوری بسیاری از خود نشان دادهاست . ( ساسانی ٣۴٨ + شاهنامه فردوسی ٢٧۴ )

هلاله : پادشاه زن ایرانی که به گفته کتاب دینی و تاریخی بندهش ( ٣٩١ یشتها ۱+۲۷۴ یشتها ۲)کیانیان بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست . از او به عنوان هفتمین پادشاه کیانی یاد شده است که نامش را “همایچهر آزاد” ( همای وهمون ) نیز گفته اند . او مادر داراب بود و پس از “وهومن سپندداتان” بر تخت شاهنشاهیایران نشست . وی با زیبایی تمام سی سال پادشاه ایران بود و هیچ گزارشی مبنی بر بدکردار بودن وی و ثبت قوانین اشتباه و ظالمانه از وی به ثبت نرسیده است.

پوران دخت : شاهنشاه ایران در زمان ساسانی . وی زنی بود که بر بیش از ١٠ کشور آسیایی پادشاهی میکرد. او پس از اردشیر شیرویه به عنوان بیست و پنجمین پادشاه ساسانی بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست و فرامانروایی نمود.

شیرین : شاهزاده ارمنی . ارمنستان یکی از شهرهای کوچک ایران بود و شاه ارمنستان زیرا نظر شاهنشاه ایران . خسرو پرویز و شیرن حماسه ای از خود ساختند که همیشه در تاریخ ماندگار ماند. شیرین از خسرو ۴ فرزند به نامهای نستور – شهریار – فرود و مردانشه بدنیا آورد که هر چهار فرزند وی در زندان کشته شدند. پس او سر بر بالین ( جسد بی جان ) خسرو نهاند و با خوردن زهری عشق اش به خسرو را جاودانه ساخت و هر دو جان باختند.

بانو گشنسب : دختر دیگر رستم – خواهر زربانوی دلیر . نام بانو گشسب جنگجو در برزونامه و بهمن نامه بسیار آمده است . یکی از مشهورترین حکایت های او نبرد سه گانه فرامرز – رستم و بانوگشسب است . او منظومه ای نیز به نام خود دارد که هم اکنون نسخه ای از آن در کتابخانه ملی پاریس و در کتابخانه ملی بریتانیا موجود است.

کد مطلب: 5202
Share/Save/Bookmark
behboy
۱۳۹۰-۱۱-۱۱ ۱۳:۳۹:۳۷
متاسفم واستون که به هر طریقی دنبال تفرقه افکنی هستین... یوتاب و آریوبرزن فرا از قومیت فقط و فقط ایرانی بودن. شماها چیو میخواین ثابت کنین؟!!
اگه بحث افتخاره از خودتون مایه بذارین... "شما" واسه ایران بودن پارس چه کردین؟؟؟
سلام
۱۳۹۰-۱۱-۰۵ ۰۲:۰۰:۳۸
در همه چيز دنبال دشمن ميگرديم. يوتاب وجود داشته ولي خيلي باعث افتخار نميشه. اگر عالم يا دانشمند بود، باعث افتخارمون بود. همش تو گذشته دنبال افتخار ميگرديم. اره ايران خيلي باتمدن بوده. ه ه ه ه ه. الان چي داريم؟
سهند
۱۳۹۰-۱۰-۱۶ ۰۰:۳۸:۰۰
هموطنان عزبزم.ازاین همه ابراز احساسات شما خیلی خوشحالم من هم یک لر هستم اینکه ما قومی سلحشور بودیم وهستیم شکی نیست بطور ی که درطول هشت سال جنگ ایران وعراق دوباره به همه ثابت شد اما عزیزانم ایرانی جماعت باتمام ملت خاور میانه متفاوت است بخاطر اینکه ازسرزمینی دیگر به این مکان کوچ کرده ودر این سرزمین ساکن شده ازاین که بگذریم این کار درستی نیست که ما برسرملیت قهرمانان این مرزوبوم با هم مجادله کنیم اگه اینطور باشد خوب بابک دلاور آذری ورستم بعد از تاریخ فقط متعلق به آذری هاست یا یعقوب لیث به سبستانی ها یاصلاح الین ایوبی به کردها ومازیار بهمازندرانی ها وابومسلم به خراسانی ها وتمام دلاوران گمنامی که تاریخ اسمی از آنها نبرده ما باید اول به انسانیت خودمان وبع به ایرانی بودنمان افتخار کنیم وبرخود ببالیم درهرگوشه این سرزمی عزیز ودوست داشتنی هزاران آریوبرزن و بابک وامثالهم بوده وهنوزم هست فقط باید شرایط ایجاد شودتا آنوقت نشان دهند که باز هم ازاین دلاوران زیاد داریم.در دوران معاص ما کم نبودن گردان وسفرازانی که به هرشکل جان شیرینشان را درراه میهن فدا کردند حتما خیلی از شما ها نام همایون کتیرایی.خسرو گلسرخی وتمامی دلاوران به خون خفته در راه آرمان آزادی ایران را شنیده اید .پس دست بدست هم دهیم بمهر تا داشته با شیم ایرانی آزاد .خواهش می کنم هموطنان بر سر این تعصبات با هم مجادله نکنید بیایید بیشتر تاریخ را بخوانیم تا بدانیم کی هستیم ودرکجاییم .پیروز ایران سرافراز باد تمام اقوام دلاور ایران.
داود شهپري
۱۳۹۰-۰۹-۲۲ ۰۰:۰۰:۴۱
مو تاته زا كورش و اردشيرم
yasuji
۱۳۹۰-۰۹-۱۳ ۱۴:۲۵:۴۳
آخه وقتی شما میگیئد اسکندر گجستک .....گجستک در فرهنگ لری یعنی شوم..تازه یه تنگه توی شهر یاسوجه که گجستان نام دارد....میتونید تحقیق کنید ولی اینا مهم نیس این مهمه که هممون ایرانی هستیم....
عنايت مكوندي
۱۳۹۰-۰۹-۰۸ ۱۶:۱۱:۰۸
گرايران زمين بختياري نداشت
گمانم از بخت ياري نداشت
درود بر كساني كه قلم در راه افتخارات بختياري بدست ميگيرند
آرین مهر
۱۳۹۰-۰۸-۲۰ ۱۲:۲۶:۰۰
با سلام خدمت شما. ما هم افتخار می کنیم که زنان لر در طول تاریخ همچون مردان لر با غیرت و افتخار آفرین و مایه فخر و مباهات بوده اند اما شک نکنید که یوتاب به معنای درخشان و خواهر آریوبرزن از اهالی کهگیلویه و از چریک های فدایی ایران که در دروازه پارس (پیلاپرسیکا) که امروزه تنگ تکاب و معبر رود مارون است، راه را بر اسکندر مقدونی بسته و چون برادر دلاورش تا آخرین نفس از ایران دفاع می کند. لرها نخستین شهدای ایران هستند و نخستین مبارزات برای مقابله با اشغالگری و دفاع از کیان ایران به روایت متون مختلفه تاریخ در جنوب و در جغرافیای لرها بوقوع پیوستند و در ادامه نظرات دوستان باید عرض کنم که من هم با آنها موافقم که خاستگاه بزرگترین حکومت های متمدن تاریخ ایران باستان جنوب و لرها بودند. پاینده باشید
محمدرضا ابراهیم وند زلقی
۱۳۹۰-۰۷-۲۵ ۱۱:۴۹:۲۷
باسلام
با مطالعه تاریخ وبدون هیچ غرض ورزی ونظر شخصی دادن متوجه خواهیم شد که خواستگاه وزادگاه هخامنشیان گستره بزرگ وقدیم سرزمین انزان وپارسوماش بوده وکل این گستره هخانشی رادربرمی گرفته وبعدا به دوشاخه پارسی وانزانی تقسیم شدند .درکل اگر افتخاراز گذشته برجای مانده مربوط به تمام اقوام لر می باشدودرجواب اون عزیزی که گفته بودند آریو برزن لر بویر احمد بوده وبختیاری نیست وفلان و...عرض می کنم که برادر یا خواهر عزیزم بدانید و درتاریخ هم کاملا مکتوب ومشهود است که بویر احمد وکهگلویه درزمان صفویه از بختیاری جدا شد ودرتمام منابع به وضوح مشهود وموجوداست وشایان ذکر است که مردمان سلحشور آن دیار ... و این جدایی به خواست ما یا شمانبوده بلکه به خاطر دسیسه های حکام صفوی بوده که ا زاقتدار فرزندان آریایی می ترسیدندوگرنه خون من وشما یکی است ریشه واصالت من وشما همه یکی است واگر افتخاری است مربوط به همه ما لرها می باشد واگر خدایی ناکرده تاریکی ویا شبه ای مانده نیز نباید ناخواسته به آن دامن بزنیم .عزیزان من به یکی بودن وانسجام این قوم اساطیری وباستانی واصیل فکر کنیم نه به تجزیه آن .سلامتی وتندرستی تمام لرزبانان عزیزدرسراسر جهان را آرزومندم .
نگار
۱۳۹۰-۰۷-۰۳ ۱۵:۳۱:۴۲
دوستان عزيز من اطلاعات دقيق و جامعي راجع به يوتاب ندارم.راستش به همين دليل بود كه تصميم گرفتم سري به اين سايت بزنم اما تا جايي كه من اطلاع دارم آريوبرزن (هخامنشي) هيچ خواهري يا حتي برادري نداشته... و اگر به قول يكي از دوستان كه گفتن يوتاب در دوره ي اشكاني مي زيسته پس اين قضيه كه يوتاب در جنگ با اسكندر حضور داشته كاملا نفي ميشه...! لطفا اگر كسي اطلاعات درست و دقيقي داره در اختيار بزاره. با سپاس
ایرانی عادل
۱۳۹۰-۰۶-۱۱ ۰۲:۲۶:۵۲
به شما هم وطنان عزیز توصیه می کنم به جای دعوا کردن بر سر اینکه یوتاب و آریو برزن و... در منطقه ما بودند بیاید و در مورد اندیشه آنها اظهار نظر کنید و بیاید یوتاب ها و آریوبرزن های زمان باشید. به نظر من آنچه باعث عقب ماندگی ایران شده اینگونه بحث و جدلهاست. همه جای ایران سرای من است.
بهمن
۱۳۹۰-۰۶-۱۰ ۰۹:۵۵:۰۵
یوتاب یک شیرزن لر بود که در جغرافیای قوم لر به جنگ دشمنان ایران رفت. این مهم است. حالا بختیاری یا بویراحمدی زیاد مهم نیست. در دانشنامه ویکی پدیا نوشته است: یوتاب در نبرد با اسکندر مقدونی ۳۳۰ (پیش از میلاد) همراه آریوبرزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست . ولی یک ایرانی راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد. دشمن سپاهیان آریوبرزن و یوتاب را محاصره می کنداما ایرانیان حلقه ی محاصره ی دشمن را می شکنند.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%8C%D9%88%D8%AA%D8%A7%D8%A8_(%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C)
شادان شهرو بختیاری
۱۳۹۰-۰۵-۲۸ ۱۲:۰۵:۲۳
با درود و سپاس
دوستان توجه داشته باشند که نام های" (( بختیاری - ممسنی - فیل و .. و در کل نام لر )) مربوط می شود به بعد از اسلام. پس وقتی داریم از ایران باستان سخن میگوییم این نام ها هیچ کارایی ندارند و استفاده از این نام ها ایجاد شبهه می کند. آنچه مسلم است ( قوم لر ) از نهاوند و ملایر گرفته تا گناوه و دیلم از دیرباز ساکن این مناطق بوده اند. قومی که امروز با نام ( لر) شناخته می شود و با تقسیماتی با نام های بختیاری - ممسنی - فیلی و.. معروف هستند در ایران باستان نامی به غیر از این نام ها داشته اند. عیلامی ها که در اوخر تمدنشان حکومت نشینانی چون سیماش و انشان و .. داشته اند با طوایفی از پارس و ماد ترکیب جمعیتی جدیدی تشکیل دادند که بعدها در بعد از اسلام ابتدا به خاطر طبیعت شبانی و کوچگردی شان با نام ( کرد ) و سپس به احتمال خیلی زیاد به خاطر اختلافات مرتعی و گویشی با نام ( لر ) و بعدها باز هم به خاطر مرتع و تفاوت های لهجه ای و حاکمان محلی با نامهای فیلی و بختیاری و ممسنی و کهگلویه و بویری و ... معروف شدند. حتی نام پارسوماش یا پارسیماش می تواند از اتحاد پارس ها و سیماشی های عیلامی بوجود آمده باشد. به نظر من (نظر شخصی) از در هم آمیختگی بومیان این سرزمین (طوایفی از عیلام مثل " گوتی ها - لولوبی ها - و ...) و طوایفی ازاقوام مهاجر آریایی مثل (مادها) و (پارسها) و تاثیرات زبانی و فرهنگی آنها در درازنای تاریخ، قومی پا به عرصه ی وجود گذاشت که بعد از اسلام در ابتدا همراه با اقوام کوچرو دیگر معروف به (کرد) شدند و بعدها بنا بر دلایلی که می توان آن را به خاطر مرتع و تفاوت گویش حدس زد با انشقاقی که در آن پدید امد با نام (لر) از ( کرد) منفک شد و در قرن هشتم به بعد باز هم این قوم لر به خاطر اختلافات مرتعی و گویشی و حاکمان محلی به چندین قسمت جداگانه تفکیک گردیده است. که حاصل آن شده است نام هایی چون بختیاری و ممسنی و فیلی و ..
دوستان توجه داشته باشند که وقتی از آریو برزن نام می بریم اول باید بدانیم که از کدام برهه ی تاریخی داریم سخن میگوییم. اگر نقل روایت ما از ایران قبل از اسلام است دیگر نباید امروز بر سر بختیاری و یا بویراحمدی بودن آن سردار مبارز مجادله کنیم. زیرا او به همه ی مردمی که امروزه با نام لر شناخته می شوند تعلق دارد. همچنین وقتی از صلاح الدین ایوبی صحبت می کنیم باید یادمان باشد که در آن زمان نام لر وجود نداشته است و لرها در آن زمان با کردها یک مجموعه ی واحد را تشکیل میداده اند. میخواهم بگویم که اسطوره هایی همچون آریو برزن و خواهر مبارزشان به تمام مردم لرتبار تعلق دارد. ما یک افتخارات مشترک داریم مثل آریو برزن و یک افتخارات تفکیک شده داریم مثل شخصیت های صد سال اخیر در مناطق جداگانه لر. اگرچه هر نام اوری از این قوم چه معاصر باشد و چه متعلق به قبل از اسلام، افتخاریست برای همه ی لرها.
هدفم از نوشتن این متن فقط پاسخی در حد کامنت برای این جستار بود وگرنه برای کالبد شکافی موضوعی آن می توان به کتب مختلف استناد کرد. غرض از نوشتن این مطالب فقط مشخص کردن چهارچوب بود.
بدون نام
۱۳۹۰-۰۵-۲۱ ۲۲:۰۸:۱۴
دوست عزیزی که گفتی : آریوبرزن در بویراحمد با سپاه اسکندر روبرو شده چه ربطی به بختیاری دارد؟ خب مگه مردم بویراحمد و بختیاری هر دو از یک ریشه و نژاد نیستند؟ مگر همه لر نیستیم و مگر تا قبل از رضاشاه بویراحمد و بختیاری یک قلمرو سیاسی محسوب نمی شدند؟ حالا که رضاشاه این ها را در استانهای مختلف پراکنده کرد، دیگر آن همه قرن برادری هم بلند شد؟ حتی اگر آریوبرزن در قلمرو فعلی لرها نبود، باز هم به او افتخار می کردیم چون در راه دفاع از ایران جانش را داد. مگر به حافظ وسعدی افتخار نمی کنیم؟ اگر اینطوره که فقط باید شیرازی ها به حافظ و سعدی افتخار کنند. چون زاده اون شهر بودند و توی همون شهر دفن شدند. و ما بقیه مردم ایران نباید به این بزرگان افتخار کنیم. این منطق درسته؟؟
محمد
۱۳۹۰-۰۴-۳۰ ۰۴:۳۶:۰۴
دوست عزیز
افتخارات لرها به همه لرها تعلق دارن
یعنی همه برای یکی و یکی برای همه
مگه با مرزبندی های جدید بین استانها، نژادهای جدید به وجود میان؟
شاید فردا بیان کهگیلویه بویر احمد رو از وسط دو نصف کنن و یه استان دیگه ایجاد بشه
اونوقت کی وارث آریو برزنه؟
لابد اون نصفه ای که مجسمه توش قرار داره
این طور نیست و آریوبرزن متعلق به کل لر است
بدون نام
۱۳۹۰-۰۴-۰۵ ۱۵:۱۷:۳۸
آریوبرزن در بویراحمد با سپاه اسکندر روبرو شده چه ربطی به بختیاری دارد؟ مجسمه اش هم در حال حاضر در یاسوج است و بانک ملی شعبه اریوبرزن هم در یاسوج قبل انقلاب به یاد رشادتهایش نامگذاری شده.
من نمیدانم بالاخره شما بختیاریها کی می خواهید این فرهنگتان را تصحیح کنید. چرا اقدام به دزدیدن قهرمانان دیگر اقوام و طوایف می کنید.
کی گفته یوتاب بختیاری بوده؟
کلاً ادمها دنبال چیزهایی هستند که ندارند.
سحر
۱۳۹۰-۰۲-۲۷ ۲۲:۱۵:۳۵
با سلام مطالب جالبي در مورد بانوان شيردل خاك ميهنم ارائه كرده بوديد به خودم مي بالم كه يك دختر آريايي هستم
حسين محمدي ميلاسي
۱۳۹۰-۰۲-۰۶ ۲۱:۵۸:۰۲
گرايران زمين بختياري نداشت
گمانم از بخت ياري نداشت
درود بر شما
حسين محمدي ميلاسي از لردگان
سلاورزی
۱۳۹۰-۰۱-۲۸ ۰۰:۲۰:۰۱
با سلام و خسته نباشید
یوتاپ خواهر آریوبرزن بوده است اما نه آریوبرزن زمان هخامنشی که با اسکندر جنگید بلکه آریوبرزن اشکانی که حاکم ایالت ماد آتروپاتن یا آذربایجان بوده است و یوتاپ یا یوتاپا خواهر این شخص بوده است
منبع: تاریخ ایران باستان، تالیف پیرنیا، جلد سوم
بدون نام
۱۳۸۹-۱۲-۰۱ ۰۷:۵۸:۳۸
دوست عزیز باید بگم اسکندر در زمان هخامنشیان به ایران حمله کرد نه ساسانیان. چرا در متن به ساسانیان پرداخته اید؟
صالح سلاورزی زاده
۱۳۸۹-۱۰-۲۵ ۱۱:۳۶:۲۳
باسلام وخسته نباشید امکان داره مشخص کنیین نام یوتاب درکدام منبع تاریخی ذکر شده است؟
همایی
۱۳۸۹-۰۷-۰۴ ۰۰:۳۰:۳۴
معتقدم این نوشتار شما بیشتر برای جزب کردن مردم ساده ایران و خوراندن دروغ های کهنه در باره طبقه ای بودن روزگار ساسانی دارد. روزگاران ساسانی هیچ طبقه ای نبوده و این شاید ساخته و پرداخته دشمنان اروپایی فرهنگ ایران باشد.