خاطره منتشرنشده اکبر عبدی درباره حسین پناهی
سه شنبه ۹ شهريور ۱۳۸۹ ساعت ۲۲:۴۸
اکبر رضایی (بابک بختیاری) در
وبلاگ برگ و باد نوشته است:
اکبرعبدی میگوید: یک روز سر سریال بودیم. هوا هم خیلی سرد بود. از ماشین پیاده شد؛ بدون کاپشن.
گفتم: حسین این جوری اومدی از خانه بیرون؟ نگفتی سرما میخوری؟!
گفت: کاپشن قشنگی بود نه؟
گفتم: آره...
گفت: من هم خیلی دوستش داشتم ولی سرراه یکی را دیدم که اون، هم دوستش داشت و هم "احتیاجش داشت...". من فقط دوستش داشتم!!
حسین پناهی، حسي نمادي از مظلوميت معرفت و عشق بود. هميشه دوست داشتم پاي حرفاش بشينم چون در عين سادگي درس زندگي ميداد. درخت هرچه پربارتر افتاده تر.
حمزه پاسدار
۱۳۸۹-۱۰-۰۵ ۲۲:۵۶:۰۵
دل ساده برگرد و در ازای یک حبه کشک سیاه شور
گنجشک ها را
از دور و بر شلتوک ها کیش کن
که قند شهر
دروغی بیش نبوده است.
دانش 4 لنگ بختیاری
۱۳۸۹-۰۶-۲۷ ۱۳:۱۱:۵۰
سلام،من حسین پناهی را به خاطر نقشها و حس هایی که میگرفت چندان دوست نداشتم.مخصوصا در سریال آژانس دوستی که نقش برادرزاده صاحب آژانس را بازی می کرد که به نظرم بسیار یخ میامد. ولی از شخصیت بیرون از فیلمهای او بی خبر بودم. اکنون که سالها از مرگ او گذشته بیشتر از حسم نسبت به پشیمان میشم،خدا بیامرزدش و او (حسین پناهی) مرا ببخشد.