داخلی اجتماعی خبر
عشایر بختیاری؛
از شاهنامه تا بی بی سی و دیش ماهواره
پنجشنبه ۲۴ تير ۱۳۸۹ ساعت ۰۳:۳۸
از شاهنامه تا بی بی سی و دیش ماهواره
 
یک مقام مسئول در چهارمحال بختیاری مصاحبه کرده و با لحنی نگران گفته بعضی از عشایر استان که در مناطق محروم و دور افتاده به سر می برند و حتی از نعمت برق محرومند، اخیراً دیش های ماهواره را در کنار بهون (سیاه چادر) های عشایری برپا کرده اند و مشکل نبود برق را هم با باتری حل کرده اند!!

این مقام مسئول، این پدیده را جزو آسیب های اجتماعی – فرهنگی برشمرده و نسبت به آن هشدار داده. از اینجا می توان به ذهنیت منفی این مقام مسئول درباره پدیده "همزیستی دیش ماهواره و بهون عشایر" پی برد که بلافاصله پس از طرح این پدیده، و در ادامه همان مصاحبه از رواج بلتوث های مستهجن در مدارس راهنمایی و دبیرستان خبر داده که آشکارا یک آسیب اجتماعی و فرهنگی به شمار می رود.

چند نکته در این باره به ذهنم می رسد که بر این صفحه می نگارم تا دوستان و خوانندگان نظر خود را مطرح کنند و به من و خودشان برای درک بهتر این پدیده کمک کنند:

۱- استفاده از ماهواره (چنانکه این مقام مسئول گمان کرده) یک پدیده منفی نیست و نباید آن را جزو آسیب های اجتماعی به حساب آورد. استفاده خانواده های عشایری از ماهواره نیز (بخودی خود) یک آسیب اجتماعی نیست؛ استفاده از یک تکنولوژی مدرن غربی است.

مگر وقتی که عشایر بختیاری سنگ و فلاخن و نیزه و شمشیر را در نیمه اواخر عهد صفوی به کناری نهادند و تفنگ های سر پر (پوز پر) را جایگزین کردند، "اصالت عشایری" خود را از دست دادند؟ آیا جایگزینی اسلحه های پرتابی مدرن به جای اسلحه های غیر پرتابی مثل گرز و نیزه که تغییری بنیادین در قدرت تخریب انسان علیه همنوعان خودش و علیه جانوران می باشد، در تحلیل های جامعه شناختی ما (و در تقسیم بندی ادوار تاریخ بختیاری) جایگاه شایسته علمی دارد که حال اینگونه به ورود یک تکنولوژی مدرن ارتباطی واکنش نشان می دهیم؟

۲- استفاده خانوارهای عشایری از ماهواره، پاسخ دادن به یک نیاز است؛ نیاز به دانستن (نیاز سیاسی) و نیاز به شادی، تفریح و گذراندن وقت (نیاز اجتماعی). و آن مقام مسئول چه زیبا این حقیقت را به نمایش گذارده اما خود به آن پی نبرده است؛ مقام مسئول تاکید می کند که این عشایر از نعمت برق محرومند و برای راه انداختن رسیور ماهواره و تلویزیون متصل به آن، مجبور به استفاده از باتری هستند.

پس هزینه ای که یک خانوار عشایری برای دستیابی به امواج ماهواره می پردازد، بیشتر از هزینه پرداختی یک خانوار شهری است. و این نشان می دهد که او احساس نیاز بیشتری می کند. این مساله نشان می دهد که استفاده از ماهواره، دیگر یک تفنن و پُز روشنفکری نیست بلکه یک نیاز اجتماعی و خانوادگی است.

۳- سالها بود مسئولان فرهنگی کشور، با چشم بستن بر حقیقت خزنده شکاف بین فرهنگ رسمی و غیررسمی کشور (و نمود عینی آن یعنی مساله رواج دیش های ماهواره)، اینگونه وانمود می کردند که استفاده از ماهواره محدود به عده ای خاص از مرفهین بی درد و غربزده های ساکن شهرهای بزرگ و فارغ التحصیلان دانشگاهی دلبسته به مدل زندگی غربی می باشد.

سخن اخیر یک مقام مسئول در استان چهارمحال بختیاری نشان می دهد که الگوی تحلیلی قبلی ( که هنوز هم از سوی رسانه هایی همچون روزنامه کیهان ترویج می شود) غلط است و اکنون خانوارهای عشایری ساکن در مناطق محروم و دور افتاده که از نعمت برق محرومند، نیز احساس می کنند به دیش های ماهواره نیاز دارند.

مرزهای "تفاوت فرهنگی" یا "شکاف فرهنگی" بین فرهنگ رسمی و غیر رسمی کشور، از برج های نیاوران و شهرک غرب تهران به کوه های بختیاری و سیاه چادرهای عشایری رسیده است!

۴- بر خلاف تصور رسمی (که گمان می کند خانوارهای عشایری عده ای دور از تمدن و فرهنگ و درک سیاسی و فرهنگی هستند) در بین عموم عشایر بویژه عشایر بختیاری، سنت سیاست ورزی یک سنت قدیمی است؛ مردان چوقاپوش بختیاری حداقل ۷۰ سال است که رادیوی ترانزیستوری خود را همراه دارند و به رادیو مسکو، رادیو بغداد و رادیو بی بی سی فارسی گوش می دهند تا اخبار سیاسی را از منابع مختلف و مطمئن دریافت کنند و به تحلیل درستی از شرایط سیاسی زندگی خود دست یابند.

امروزه رادیو و تلویزیون ملی ایران، نیازهای سیاسی یک فرد علاقه مند را برطرف نمی کند. نیازهای سیاسی (به ویژه نیاز به آگاهی سیاسی صرفنظر از شیوه نهایی مشارکت سیاسی) در خوابگاه دکتری دانشگاه تهران و سیاه چادر عشایر بختیاری دقیقاً یکی است. پس اگر حس بی اعتمادی سیاسی نسبت به رسانه ملی در تهران مشهود است، در بین عشایر هم چنین است.

فراموش نکنیم عشایر (به ویژه عشایر بختیاری) افرادی علاقه مند به سیاست و عمدتاً دارای آگاهی (یا لااقل احساس آگاهی) بالای سیاسی هستند و همین ها بودند که در استبداد صغیر محمدعلی شاهی با فتح تهران، به بازگشایی پارلمان مشروطه کمک موثر کردند.

۵- برخلاف تصور رسمی (که گمان می کند خانوارهای عشایری عده ای انسان زمخت و محروم از قوه درک هنر، زیبایی، و شادی هستند) در بین عموم عشایر بویژه عشایر بختیاری، هنر پروری، شادی و زیبایی بینی یک سنت قدیمی است.

رادیو و تلویزیون رسمی کشور نیاز اجتماعی مردم بختیاری به هنر، زیبایی، موسیقی، تفریح و غیره را برآورده نمی کند. همه اقوام ایرانی از یک تلویزیون محلی – استانی برخوردارند. مثلاً لرهای لرستان از شبکه افلاک در خرم آباد و لرهای کهگیلویه و بویراحمد از شبکه دنا در یاسوج برخوردارند؛ بختیاری ها اما در چهار استان پراکنده اند و در هر چهار استان هویت فرهنگی – قومی آنها انکار می شود.

در خوزستان، در اصفهان، در لرستان و حتی در قلب خانه شان یعنی در چهارمحال بختیاری نیازهای آنها مبنای برنامه ریزی فرهنگی هیچ نهاد دولتی و حکومتی نیست. شبکه سیمای چهارمحال بختیاری به جای اینکه نام کوهرنگ را به خود داشته باشد، "جهان بین" نامیده می شود تا به بختیاریهای این استان دهن کجی کند؛ نامی مجعول که توسط سرلشگر حاجیعلی رزم آرا در سازمان جغرافیایی ارتش شاهنشاهی استبداد پهلوی ساخته و پرداخته و ورکشیده شد تا نام اصیل و قدیمی "کوهرنگ" را مدفون کند.

۶- سخن بسیار می توان گفت. در یک کلام، استفاده خانوارهای عشایری از ماهواره (بخودی خود) یک آسیب اجتماعی و فرهنگی نیست. "آسیب اجتماعی" واقعی این است که فاصله فرهنگ رسمی و غیر رسمی کشور آنقدر افزایش یافته که خانوار عشایری حاضر است برای تامین نیازهای سیاسی (نیاز به دانستن) و اجتماعی (نیاز به شادی و تفریح و گذران وقت) هزینه ای بالاتر از هزینه پرداختی شهرنشینان را بپردازد و امواج ماهواره را (با برق باتری هم که شده) دریافت کند.

آسیب اجتماعی این است که خانوار عشایری در ستیغ کوه ها و لبه تیز دره ها احساس تنگنا و محاصره نمی کند اما در رویارویی با امواج دستگاه تبلیغاتی رسمی – دولتی احساس تنگنا، محاصره، مضیقه و خفگی می کند. انسان کوچ نشین – همزمان با تاکیدشان بر حفظ کوچ نشینی - به دنبال دریچه ای به آزادی و شادی است؛ به او زمان بدهیم و به انتخاب او احترام بگذاریم.
کد مطلب: 5050
Share/Save/Bookmark