داخلی سياسی مقاله
۴
ضرورت تحول فرهنگی و سیاسی در بختیاری
فرشاد جهانبخشی / آژانس خبری بختیاری
جمعه ۲۲ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۳۶
ضرورت تحول فرهنگی و سیاسی در بختیاری
 
در زمانی که دنیا با انفجار اطلاعات روبروست و پدیده های زیادی فرهنگ و تاریخ و هویت بختیاری را دشتخوش تغییرات قرار می دهد، نوع و مدل دفاع از بختیاری چگونه باید باشد؟ و ما چه می خواهیم و بدنبال چه چیزهایی باید بگردیم و از دل تاریخ و فرهنگ مان استخراج كنیم و برای یك گفتگوی كه متاثر از منطق درست می باشد، در مقابل پدیده های و مشكلاتی كه جامعه با آن درگیر است، ارائه دهیم

باید چكار كنیم كه امروز و فردا خود و فرزندانمان از "بختیاری بودن" احساس غرور كنند و یا به تعبیری دیگر از هویت خودمان فرار نكنیم؟ این سوالی است كه بعضاً ذهنها را درگیر نموده است.

شاخصه های یك قوم و یا ایل اصیل این است كه اولاً دارای سرزمین مشخص باشند و فرهنگی كه زائیده همان سرزمین؛ ما كه همه این موارد را داریم. همچنین دارای فرهنگ و آداب و مشخصه های مختص به هویت بختیاری كه اساساً هم شناخته شده هستند و چه بسا این موضوع را ثابت می كند که هرچه در فرهنگ بختیاری خلاصه شده است متعلق به خودش بوده است و چیزی دیگری از فرهنگ های دیگر عاریه و یا قرض و یا تصاحب ننموده است و هرچه از دل خاك هم سر بیرون می آورد رازهای دیگری از این سرزمین كشف می گردد و خوشبختانه هرچه بوده و هرچه هست قابل افتخار و قابل دفاع.

اما فكر می كنم كه دوستان و قلم بدست های ما صرفاً اقدام به بیان تاریخی شفاهی نموده اند و همین موضوع است كه امروزه نیازمند تحول است و دوستان و همتباران قلم بدست ما تماشاچی هستند نه بازیگر و ما نتوانستیم مدلی را ارائه دهیم كه همه چیز را دربرداشته باشد. مثلاً دقت كنید چرا بعضی ها بدنبال این هستند که در تاریخ استان چهارمحال بختیاری، فرهنگ و تاریخ بختیاری را مخدوش كنند و حتی در پایگاه میراث فرهنگی یك هویت غریب دیگر را بجای بختیاری در معرض عموم و جهانگردان نمایش بدهند و حتی بخشی از این سرزمین را كه چهارمحال نام دارد (و حتی اگر قائل به تفكیك چهارمحالی از بختیاری باشیم که درست نیست، باز هم چهارمحال ارتباطی به مركز استان یعنی شهرکرد ندارد)، بنام یك هویت دیگر معرفی كنند و این هویت جدید التاسیس هم مشخصه های قومی وفامیلی ندارد. و چرا در گذشته همین مردمی كه علاقه به بختیاری بودن ندارند، برای دفاع از بختیاری هزینه دادند و چرا باید امروزه نظارگر دوئیت و نفاق و تفكیك بشویم؟

البته مراد اینجانب بیشتر فرهنگ بختیاری است كه تحولی را احساس نكرده و با ورود تكنولوژی اطلاعات همسو با پیشرفت ها تغییری بنیادین در خود بوجود نیاورده است و هویت كه بهترین سند دفاع از خود و خویشتن است بعنوان یك اصل قابل اعتماد مورد پذیرش است و به انسان اعتبار می دهد؛ بطوریكه هویت شناسنامه قومی و سند شناخت محسوب می گردد. مثلا" وقتی شما با یك كرد و یا بلوچ و یا آذری روبرو می شوید و بیان می دارد كه متعلق به فلان طایفه هستید، با كمی تامل قابل شناسائی و همچنین طرفتان مشخص می شود و در تصمیم گیری كمك می كند. به ذهنتان متبادر می شود که شاخصه كردی بودن غیرت و مردانگی وغیره است و یا شاخصه آذری بودن، مهمان نوازی است. و خیلی جالب است كه یك شخص كه اصلاً شما را ندیده است با چند آدرس ریشه های فامیلی شما و ایشان را شناسائی می کند؛ وی ا ن شناخت، حتی بهتر از اسناد رسمی قابل اعتماد است. و همین مقوله است كه تضرر ایل بختیاری و اقوام ایرانی بعنوان بالاترین هزینه ها برای كشور است و هرچه ما فرهنگ های بومی را و شاخصه های قومی را از بین ببریم، در واقع تار و پود كشور را به نابودی سپرده ایم و حتی اگر ما هم دفاع نكنیم خودمان چه از نظر خرد و كلان هم دچار آسیب دیدگی خواهیم شد و بهتر است كه از مسئولین به هر نحو بخواهیم كه بر روی این موارد كار كنند.

جند روز پیش از خیابانهای شهر جونقان می گذشتم. جوانی ۱۸ ساله بنام آفای كرمی در گوشی موبایل خود یك قطعه از آهنگ گاگریو و یا عزاداری با یك سبك خیلی دلنشین و غم انگیز در فوت یك پیرمرد عشایری را گذاشته بود و گوش می داد. از طرفی گویش اصلی ایشان تركی بود. ولی بختیاری را مثل همه مردم شهر جونقان متوجه می شد. البته شاید بتوان گفت ریشه های همه مردم استان یکی است و بیش از هشتاد درصد بختیاری هستند. به هر نحو، این جوان، امروزه تركی صحبت می كرد ولی موسیقی بختیاری را هم دوست می داشت. آیا این، ناشی از روابط بختیاری ها با قشقائی ها بوده است؟ فرهنگ بختیاری و ترکی با هم در جونقان عجین شده و بختیاری ها و ترک ها در این شهر، با هم برادرانه زندگی می کنند؛ مردمی خیلی با غیرت و با صداقت هستند.

برایم خیلی جالب بود كه این جوان چه علاقه ای به این نوع آهنگ دارد و از ایشان خواستم كه این قطعه را برایم بلوتوث كند و بعد از گوش دادن قطرات اشك از چشمانم جاری می شد و ایشان گفت شما چرا گریه می كنی و شاید عزیزی را از دست داده ای؟ گفتم نه ولی فكر می كنم با این گذشته زندگی كرده ام و تو چرا در حالیكه ریشه شما بختیاری نیست، این آهنگ را گوش می دهی و از آن لذت می بری؟ خیلی جالب بود كه بعدها فهمیدم مادر بزرگ ایشان بختیاری بوده و گوئی این نوع فرهنگ با خون ایشان جاری و ساری است و این قطعات در دنیای ماست و بیش از این دنیای پدرانمان و بعد از آن فرزندانمان.

هدف از بیان این مورد، این است كه بختیاری و فرهنگ بختیاری تنها بیان تاریخ نیست بلكه معاشرت و روابط عواطی انسانهای كه بر این قسمت از كره خاكی زندگی كرده و با عواطف انسانی و مقوله های زیبای علاقه خوئی و دوست داشتن همدگیر پیوند خورده و اتفاق افتاده، بدست فراموشی سپرده شده است. امروزه چند قلم بدست جاعل كه هیچ بوئی و شناختی از بختیاری ندارند، خیلی راحت بخاطر اینكه موقعیتی كسب كنند با چند اراجیف مسخره همه ریشه و فرهنگ و خوبیهای و صدق و دوستی بختیاری ها را لگد می زنند و اینجاست كه ما نیازمند یك مدل تحول در بختیاری هستیم و قلم بدست های ما باید بازیگر شوند و آنهای كه بازی كردند، درست بازی نكرده اند و می بینید كه چه راحت حذف شدند. (در حوزه سیاست هم تا حدودی همین طور است وبختیاری ها به دلیل خوب بازی نکردن خودشان، تا حدود زیادی حذف شده اند. البته آقای محسن رضایی در این دوره انتخابات ریاست جمهوری خوب عمل كرد و همانطور که انتظار می رفت هزینه های بختیاری را برای نظام پوشش می داد).

اهل قلم ما باید در همه امورات راجع به سیاست و فرهنگ دخالت كنند و در سرنوشت خودشان وارد شده و نتیجه گیری كنند. نیازمند یک مدل تحول در تولید فرهنگ هستیم؛ از لباس گرفته تا تغییر پوشش و ایجاد البسه جدید با حفظ نمادهای بختیاری و دفاع از تاریخ و كشف مواردی كه تاریخ و فرهنگ بختیاری را مخدوش می كنند.

مثلاً خیلی جالب است كه سرزمین بختیاری كه مردمش کاملاً ولایتی هستند و مهد سادات است، نتوانسته خودش را آنطوری كه سزاوار است در سطح كلان جا بیاندازد. اما چند شاهدوست كه هنوز آثار كلاه قزاقی بر سر پدرانشان هست با تغییر استراتژی "حامی ولایت" شده اند و مانع از رشد فرزندان صدیق بختیاری در ادارات می شوند. چرا؟ چون ما استراتژی را تعریف نكرده ایم و دفاع هم نكرده ایم. در حوزه رابطه ما با ولایت اهل بیت(ع)، چقدر كار كردیم. 

متاسفانه قلم بدست های ما وارد این مقوله ها نشدند و مثال جالب آن، سریال مشروطیت هست كه آب پاكی را روی دست همه ما ریخت و نماد بختیاری ها در مشروظیت یعنی سردار اسعد را هم دیدید كه چه تصویر مخدوشی از او نمایش دادند. یك کارگردان بی سواد و از همه جا بی خبر، همه تلاش ها و مجاهدت بختیاری ها را در طول مشروطه را به سخره گرفت و چه راحت از کنار آنها گذشت. آیا یك كارگردان از بختیاری به خود جرائت این بی انصافی را می دهد که چنین موارد اتهام آلودی راعلیه آذری ها و سایر اقوام ارائه دهد؟ قطعاً خیر چون انصاف دارد. ضمناً می داند که اهل قلم آذری ها خود بازیگر هستند و دفاع می كنند و مدل دفاع آنها هم چنین است و دیدید با روزنامه ایران چكار كردند و همین روزنامه ایران ما را مغول معرفی كرد و بعد چه اتفاقی افتاد؟

البته من اعتقادی به چنین رفتارها ندارم و مردم بزرگ آذری زبان را بسیار ستایش می كنم. خودمان را می گویم كه چه بی احساس و بی رمق در مقابل تهدیدهای چند نویسنده كاذب وامانده ایم و از مسئولین دولتی هم به راحتی گذشتیم و خدمات بختیاری ها را در همه ادوار گذشته از مشروطه تا جنگ تحمیلی مطالبه نكردیم.

به نظر من، سوالهای كه باید پاسخ دهیم، اینها بود. و حال پرسش این است که مدل جدید ما در راستای تحول در بختیاری چیست.

- نیازهای پاسخ گوئی به تاریخ بختیاری
- نقد نظرات راجع به بختیاری
- توسعه در بختیاری برای كسب ثروت
- توسعه فرهنگی
- توسعه سیاسی (كدام جناح و كدام شخص) با حفظ محوریت اصلی یعنی ولایت
- توسعه اجتماعی و تحول در مظاهر فرهنگی نظیر پوشاك
- توسعه شعر و ادبیات و...

که برای رقم زدن این تحول، مدل های مختلفی از جمله مدل راجرز، مدل لوین، مدل لیپیت وجود دارد. مدل راجرز شامل ایجاد آگاهی – علاقمند كردن – ارزیابی – امتحان – تطبیق میباشد. مدل لوین شامل حالت قدیمی – احساس نیاز – تغییر دادن – حصول اطمینان – حالت جدید می باشد. مدل لیپیت شامل تشخیص مشكل - ارزیابی انگیزه و ظرفیت موجود – ارزیابی انگیزه مسئولان – تعیین اهداف – تعیین نقش مناسب – نظارت – پایان دادن می باشد.

تکمیل این متن، نظرات شما را می طلبد. كمك كنیم یك مدل راجع به توسعه همه جانبه قوم بختیاری به دست آوریم و بجای بیان تاریخ كه مكتوب هست از هزینه هایی كه گذشتگان داده اند، در ساختن فردای بهتر استفاده کینم و وارد مقوله توسعه در بختیاری شویم.
کد مطلب: 5114
Share/Save/Bookmark
محسن بختیار
۱۳۸۹-۰۶-۱۳ ۲۱:۴۸:۵۶
با نوشته های بالا موافقم. ما با یک پایگاه اطلاع رسانی قوی و موثر مثل تلوزیون و رادیو با مردم دوست داشتنی لر ارتیاط مستقیم داشته باشیم. در این صورت فرهنگ و گذشته پر بار خود را زنده کرده ایم.
ايما
۱۳۸۹-۰۵-۲۶ ۱۲:۰۰:۵۰
1-ايجاد شهرهاي جديد در سرزمين اصلي بختياري 2- ايجاد آگاهي و انگيزه در مردم درباره حقوق پايمال شده خود3- فهماندن اينكه بختياري ها فقط و فقط بايد درس بخوانند نه كارگري
دکتر حمید قنبری
۱۳۸۹-۰۵-۲۵ ۱۵:۱۲:۰۳
با تشکر. رویکرد بسیار خوبی است. تحول شاخصه پیشرفت است. با تشکر از ایده خوب آقای جهانبخشی
بردين
۱۳۸۹-۰۵-۲۲ ۱۶:۴۷:۰۷
درود... بنظر بنده براي فراگير شدن اطلاعات براي همه بختياريها ابزاري مانند تلويزيون بختياريها براي حفظ و اشاعه فرهنگ و زبان ان لازم و ضروري ميباشد. حالا اين كانال ميتونه از داخل يا خارج اداره بشه. مانند اقوام ديگر