گزارش روزنامه شرق از دفن فرهنگسرای علاءالدین
چهارشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۰ ساعت ۲۱:۰۳
روزنامه شرق، امروز چهارشنبه 28 دی 1390 در گزارشی با عنوان «فرهنگسرای نیمه ساخته اهواز دفن شد»، به بررسی موضوع دفن شبانه فونداسیون فرهنگسرای بهمن علاءالدین اهواز پرداخت.
به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز)، متن کامل گزارش روزنامه شرق به این شرح است:
عمليات خاكريزي توسط شهرداري اهواز روي فوندانسيون فرهنگسراي نيمهكاره بهمن علاءالدين اهواز در نيمهشب سهشنبه ۲۲ آذر سرآغاز جدلي شد كه دو هفته است با كش و قوس در فضاي مجازي و حقيقي استان خوزستان، گاه شعله ميكشد و گاه آرام ميگيرد. هر چند آن شب با تجمع تعدادي از هنرمندان اين اقدام شهرداري به صورت موقت متوقف شد، اما ماموران در شبهاي آينده كار خود را ادامه دادند. با وجودي كه شواهد امر حكايت از تخريب محل ميداد، اما شهرداري اهواز با اصرار هرگونه تخريب را تكذيب و اعلام كرد بلاتكليفي هفت، هشتساله ساختمان تالارها و چهره نازيباي ساختمان نيمهكاره آن در ساحل كارون باعث شده تا شهرداري تصميم بگيرد ميلگردهاي سازه را خم كند و با خاكريزي روي فوندانسيون آنجا را به فضاي سبز تبديل كند. بعد از آن روز اعتراض هنرمندان بالا گرفت و در رسانهها به شكل گستردهاي انعكاس يافت، هنرمندان تجمع كردند، طومار و بيانيه نوشتند، اما ارشاد هم خود سكوت اختيار كرد و هم هنرمندان را دعوت به سكوت كرد تا موضوع به آرامي پيگيري و حل شود.
اهواز از كمبود فضاهاي فرهنگي نظير موزههاي تخصصي از جمله موزه مردمشناسي، موزه دفاع مقدس، فرهنگسرا، تالارهاي نمايش و... رنج ميبرد. كلانشهر يك و نيم ميليون نفري اهواز فقط دو فرهنگسرا دارد كه در نقاط حاشيهاي قرار دارند و بخش مركزي شهر بيشترين فقر فضاهاي فرهنگي را تحمل ميكند. در شرايطي كه عدم پاسخگويي مسوولان خوزستان در برابر تخريب فرهنگسرا و تالار بهمن علاءالدين اهواز موجب نگراني افكار عمومي شده است، تذكر كتبي ناصر سوداني نماينده اهواز خطاب به وزير كشور در جلسه مورخ ۳۰/۰۹/۹۰ مجلس قرائت شد. سپس عليرضا دهقان نماينده ايذه و عضو كميسيون فرهنگي مجلس در گفتوگو با رسانهها اين عمل را غيرفرهنگي ناميد و آن را محكوم كرد. تذكر كتبي اميدوار رضايي عضو هيات رييسه مجلس خطاب به وزير كشور در جلسه مورخ ۰۴/۱۰/۹۰ قرائت شد و سيد شريف حسيني ديگر نماينده اهواز در جلسه مورخ ۰۴/۰۹/۹۰ در تذكر كتبي به رييسجمهور خواستار پيگيري وي براي تسريع در تكميل اين پروژه فرهنگي بهعنوان يكي از مصوبات سفر رييسجمهور به خوزستان شد كه اينك زير خروارها خاك دفن شده است.

اين پرسش در افكار عمومي خوزستان شكل گرفته است كه اگر اين طرح كارشناسي نبوده، چطور جزو مصوبات سفر رييسجمهور قرار گرفت و اگر كارشناسي بوده - كه قطعا چنين است - چرا آن را دفن كردهاند؟ بيشك هنرمندان و هنردوستان و علاقهمندان بهمن علاءالدين از خود ميپرسند آيا مصوبه سفر رييسجمهور، زير خاك خواهد ماند؟
استاندار خوزستان اما برخلاف دستورات سال گذشته خود مبني بر ادامه كار ساخت تالارها، اولويت را با احداث فضاي سبز در ساحل دانست. سيدجعفر حجازي كه قبلا در تاريخ ۳۱ شهريور ۸۹ به معاون عمراني خود نوشته بود: «با توجه به لزوم و ضرورت ادامه پروژه فرهنگي نيمهتمام در ساحل رودخانه و در جوار موزه، اداره كل ارشاد اسلامي ميتواند به فعاليت اجرايي خود ادامه داده و نبايد شهرداري كه قبلا مجوز داده است از آن جلوگيري كند. ضرورت دارد دنبال كنيد که پروژه فورا اجرايي شود»، اكنون ميگويد: «اشتباهاتي در گذشته صورت گرفته و تالارهاي همايش اهواز بايد به محل ديگري جابهجا شوند.»
در حالي كه به دليل تاخير و ممانعت در اجراي پروژه فقط امسال ۴۰۰ ميليون تومان اعتبار عمراني يا بايد برگشت داده شود يا صرف خريد ميز، صندلي، خودكار، پوشه و... شود. اين در حالي است كه هماكنون به ازاي هر صد نفر جمعيت كمي بيش از سه مترمربع فضاي فرهنگي و هنري در استان موجود است كه اين فضا در مركز استان، حدود ۵/۲ مترمربع و كمتر از سرانه متوسط است.
همچنين سرانه صندلي نمايش به نفر در استان يك صندلي به ازاي ۴۸۵ نفر است كه اين سرانه در شهر اهواز يك صندلي به ازاي بيش از يك هزار و ۵۵۰ نفر است. از ابتداي ماجرا مديركل ارشاد سكوت اختيار كرد و حاضر به هيچگونه موضعگيري نشد. سيد لطفالله سپهر به صورت غيررسمي به خبرنگاران ميگويد قصد دارد بيسر و صدا ماجرا را از طريق قانوني پيگيري كند و تنها حاضر است از طريق مناظره تلويزيوني با شهردار در اينباره گفتوگو كند.
اين بار اولي نيست كه اين افراد ... دارند فرهنگ و تمدن انسانهاي نجيب و با اصالت بختياري رو از بين مي برند. گوويل بيوين يه كاري بكنيم اينو قصد جونمون كردنه. شرم بر آن کساني كه دستور تخريب اين فرهنگ سرا را صادر كردند.
جلال اسفندياري
۱۳۹۰-۱۱-۰۳ ۱۹:۳۶:۱۹
باسلام
زبانم در اين خصوص قاصر است
فقط ميتوانم بگويم واي بر احوال كشوري كه آنقدر در تلاش نابودي فرهنگ خويشند تا ميداني براي تاخت تاز بيگانه ها باز شود و ملت خود را در سردرگمي فرهنگي خود قرار ميدهند تا به ناچار به فرهنگ بيگانه روي آورند. از اين گونه خيانتها در وقايعي تاريخي كشور ما كم نيستند
علي الخصوص دو قرن اخير.
موفق باشيد