[1390-11-18 15:35] با شروع فاز دوم آبگیری سد گتوند علیا بالاخره نوبت غرق شدن اثر ملی پل ساسانی پاپیلا فرا رسید و تا دو ...

«سالها پیش در روستایی قشنگ، در دامنهی كوهی بلند، دختری به دنیا آمد كه به مباركی فصل بهار نامش را گلبهار گذاشتند. بیشتر اهالی آن روستا دوست داشتند كه فرزندشان پسر باشد؛ اما پدر این نوزاد، یعنی مهرعلی، كه مرد شریف و دلاوری بود؛ شكر خدا را به جا آورد و آرزو كرد كه دخترش در آینده مایهی سربلندی او و همسرش بشود.
تولد گلبهار مایهی خوشحالی خانواده و دلگرمی بیشتر پدر برای كار و تلاش بیشتر شد. خانوادهی گلبهار، مثل دیگر خانوادههای روستایی زندگی ساده و در عین حال سختی داشتند. ...»
این كتاب تواناییهای گلبهار در مبارزه با مشكلات زندگی را مطرح و مشخص میكند كه هم دختر و هم پسر میتوانند در شرایط خاصی كه برای خانواده پیش میآید، به آنها كمك كنند.
«اِشكَفتِ سلیمون» نام غاری تاریك، نزدیك به محلهی زندگی گلبهار است و پدر او روزی كه برای آوردن عسل به نزدیكی آن غار میرود، با خرسی روبهرو میشود، از كوه سقوط میكند، بهخاطر آسیبدیدگی فراوان دیگر نمیتواند فعالیت كند و آشنایان تا مدتی به دیدار او میآیند تا این كه او را به كلی فراموش میكنند.
گلبهار به مادرش در كارها كمك میكرد تا اینكه بزرگتر شد و مسؤولیت خانواده بر دوشش افتاد. او به كوه میرفت و با جمعآوری نمك، خرج خانواده را درمیآورد تا اینكه روزی بزغالهاش بازیگوشی كرد و از كوه بالا رفت.
گلبهار به دنبال او میرفت تا گم نشود، ناگهان بزغاله داخل غار اشكفت سلیمون رفت و گلبهار با اینكه از آن غار و داستانهایی كه دربارهاش شنیده بود، میترسید، به دنبال بزغالهاش داخل غار رفت و اتفاقات عجیبی برایش افتاد. او با مهربانیهایی كه به حیوانات میكرد و به خاطر كمك به پدر و مادرش دختر خوشبختی شد و خدا به او كمك میكرد.
كتاب «گلبهار و اشكفت سلیمون» نوشتهی حمید فرهمندبروجنی، توسط «انتشارات گلدسته» اصفهان و با قیمت ۱۵۰۰ تومان روانه بازار كتاب شده است.