كویر بی تدبیری زعمای قوم را سقایی دیگر باید
پنجشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۴۵
بابک در
وبلاگ حاج خدر نوشته است: این روزها لرهای ایران در سوگ هنرمند خاطره ساز خود نشسته اند؛ سوگ این هنرمند اما یادآور واقعیت تلخ دیگری است: فرهنگ و هنر قومیت های ایران دیرزمانی است در پستوی خانه نهان شده اند.
ملت ایران از قومیت های مختلف آذری، لر، كرد، بلوچ و قومیت های دیگر تشكیل شده است و همینها بوده اند كه در طول تاریخ هر یك در گوشه ای از پهنای جغرافیایی ایران ضمن انتقال سینه به سینه خرده فرهنگها و آداب و رسوم خود، پاسدار مرزهای ایران و هویت جمعی ایران زمین بوده اند. قومیت های ایران در دوران قدیم وحكومت های محلی همچون اعضای یك خانواده بزرگ در هنگامه شادی و غم در كنار هم بوده و همه با هم بار سختی ها را به دوش كشیده و در هنگامه خوشی سرود و نغمه سر داده اند. سنت هایی مانند نوروز یادآور همدلی ملی قومیت های مختلف ایران در طول تاریخ است.
در دوره معاصر اما هر چه روند تمركز قدرت پیشتر رفت و دولت مركزی بیشتر قدرت گرفت هر چند در تئوری و بر روی كاغذ – متن قانونی اساسی – فرهنگ های محلی محترم شمرده شدند اما گویا اراده ای پنهان در كار بوده تا فرهنگ های محلی مردمان ایران هر چه بیشتر تضعیف و همه مردم یك شكل و یك زبان شوند. شاید برخی از صاحبان قدرت بر این تصور بوده اند كه میدان عمل دادن به فرهنگ و هنرهای قومی و محلی ، و ترویج و اشاعه آنها عرصه را بر قدرت تنگ می كند و وحدت ایران را به خطر می اندازد در حالی كه تاریخ عكس این را نشان می دهد. اگر امروز برخی گرایش های انحرافی در برخی استان های مرزی ساز جدایی از ایران سر می دهند دلیل اصلی آن وجود تبعیض ها علیه قومیت ها و بی اعتنایی دولت مركزی به فرهنگ ها و آداب و رسوم قومی و محلی است كه دست های بدخواهان خارج از مرزها نیز در این میان آتش بیار معركه می شوند وگرنه چطور است كه اقوام ایران در طول تاریخ و دوران ملوك طوایفی و آن هنگام كه از یوغ حكومت خلفای بغداد خارج شدند در سر هوایی جدایی از ایران نداشتند.
مردمان ایران به گواه تاریخ از باذوق ترین و فرهنگ دوست ترین مردمان جهانند كه خوی تسامح آنان همواره اقوام مهاجم از عرب تا مغول را به كرنش و تعظیم واداشته است. ملت ایران وقتی با مهاجمان و دشمنان خود اینگونه برخورد می كند تكلیفش با هموطنان خود از قومیت های دیگر روشن است. این روزها كه مردم به مدد رسانه های نوین با فرهنگ و آداب و سنن ملت های دیگر و نمادهای آن - شعر و موسیقی - آشنا می شوند، در درون خانه ، اقوام ایرانی از سوء تدبیر برخی زعمای قوم و سیاست گذاران رسانه های ملی با یكدیگر بیگانه و غریبه شده اند. این روزها جوانان ایرانی با شعر و ترانه های عربی و غربی ، و هنرمندانشان از "نانسی" لبنانی گرفته تا "شیرین" مصری و "شكیرا"ی كلمبیایی بیش از هنرمندان لرستان و گیلان و كرمانشاه و دیگر مناطق ایران آشنایند؛ سهل است بكلی با فرهنگهای قومی ایران غریبه اند. دلیل این غریبگی سیاست های نادرست فرهنگی است كه جوانان را از هنر و موسیقی كشور خود بیگانه ساخته و به استقبال فرهنگ و هنر كشورهای دیگر برده است.
این روزها كه مردم لرستان در سوگ هنرمند خاطره ساز خود – شادروان رضا سقایی – نشسته اند، رسانه ملی ایران رنگ و بویی از این ضایعه ندارد. صداوسیمای ایران كه به مناسبت های ریز و درشت ویژه برنامه های مختلفی تولید و پخش می كند، در روزهای سوگ هنرمند لرستانی مردم را با سریالی سرگرم می كند كه در آن لهجه مردمان بخشی از لرستان بر سبیل طنز به كار می رود!
در این میان كسی نمی پرسد آیا تهیه و پخش ویژه برنامه ای درباره موسیقی اصیل لرستان و هنرمندان این دیار به اندازه آشنایی با فرهنگ كره اهمیت و جذابیت ندارد كه سریالهای رنگارنگ كره ای با سخاوت دوبله و پخش می شود اما به فرهنگ های قومی ایران اینگونه بی توجهی می شود؟
رضا سقایی رفت اما كویر بی تدبیری زعمای قوم را سقایی دیگر باید ، تا فرهنگ اقوام ایرانی از پستوی خانه به در آمده و بر بام خانه همچون پرچم افتخار به اهتزار در آید.