۱۲
نقد و بررسی «مینویسم اندیکا» اثر حسین حسن زاده رهدار
يکشنبه ۲۰ شهريور ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۳۸
نقد و بررسی «مینویسم اندیکا» اثر حسین حسن زاده رهدار
 

هفته نامه ندای بهبهان در ویژه نامه ادبی «نون جنون» مورخ 16/06/90 ، به نقد و بررسی کتاب شعر سپید «مینویسم اندیکا» اثر حسین حسن زاده رهدار پرداخت.

محسن مرادی سردبیر هفته نامه ندای بهبهان در گفتگو با آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز)، با اشاره به استقبال علاقمندان از این ویژه نامه و ضمن تشکر از همه صاحبان قلم که به نقد و بررسی این اثر ادبی همت گماشته اند، اعلام کرد بزودی متن مقالات این ویژه نامه از طریق انتشار در ایبنانیوز، در اختیار سایر علاقمندان قرار می گیرد.

محسن مرادی افزود: شماره بعدی «نون جنون» ویژه نامه ادبی هفته نامه ندای بهبهان، به نقد و بررسی مجموعه شعر سپید « هیجار های لال » اثر بهرام حاجی پور اختصاص دارد و صاحبان قلم می توانند آثار خود را در این باره به نشانی nedaweekly@gmail.com ارسال نمایند.

- كدامين دانه‌ها را به «كِيْل» ِ خرمنِ خيالم«تيركش» مي‌كني؟
- مینویسم اندیکا؛ ناف بران حقوق بشر در گفتگو با رهدار
- رهدار و ایرج رحمانپور از یک سرچشمه آب می خورند
- از ولات پاله پاله رهدار تا سرزمین کت کت رحمانپور
- جاده های وایه به دل در مجموعه شعر لری "مینویسم اندیکا"
- نگاه آرمان موری احمدی به «می نویسم اندیکا» اثر رهدار
- سعید چوپینه: راهی که رهدار نشان داد...
- حسین حسن زاده رهدار؛ شاعری پژوهشگر
- گذری بر مجموعه دوبیتی لری بختیاری »کُهبُنگ» سروده رهدار
- دلنوشته: می نویسی اندیکا ، می خوانم اندیکا
- فریده چراغی: گونه نوشتی پیرامون شعر رهدار
- وحید خلیلی: زبان در «مینویسم اندیکا» نفس میکشد
- حسین حسن زاده «رهدار» همزاد با آستاره و کُنار

کد مطلب: 6516
Share/Save/Bookmark
بختیاروند - پاسخ به صالح پور
۱۳۹۰-۱۱-۲۷ ۱۲:۰۰:۵۹
اخه تو چه دونی زه شو نشینی و ولات .همس که نوا شعر بو . مو کار ندارم که رهدار شعر گده یا چی دیه اصل یونه که مونه وا خاطراتم محکم گره ایزنه چی که بوبوبوه نیما هم نترس مونه داغون کنه ایطور که می نویسم اندیکا کرد وسلام
صالح پور
۱۳۹۰-۱۱-۰۲ ۲۰:۰۵:۳۳
چند واژه لری را در میان عبارتی وصل و پینه کردن که نشد شعر . مثلا" همین شعری که آقای بختیاروند از ایشان آورده اند را بفرمائید چه پیامی دارد ؟ کجایش شعر است؟ راستی معنی شعر هم مثل بسیاران دیگر معانی در این دیار گرفتار ندانستن هاست. هر عبارت هر چه نامفهوم تر و بی سر و ته تر گرامی تر . راستی فردای قیامت نیما یوشیج به ما چه خواهد گفت؟ که این بلا را سر شعر نو آورده ایم. بجای این تعریف و تعارف های خنک قدری مطالعه شعر کلاسیک و موج نو و آشنائی با شعر فکر کنم بهتر باشد.
مصطفی شیخ زاده
۱۳۹۰-۰۷-۱۹ ۱۷:۲۴:۲۹
با درود!
بی شک حسین حسن زاده ی رهدار یکی از مفاخر فرهنگ و ادب بختیاری است و آثار او در همه ی زمینه های شعر، پژوهش های زبان شناسی و مردم شناسی و تاریخی این بزرگوار درخور ستایش و جزو گنجینه های فرهنگی قوم به حساب می آیند.
بخت یاری او آرمون همه ی دوست داران اوست.
صاحب طاهري - از قلعه رئيسي كهگيلويه
۱۳۹۰-۰۶-۲۴ ۱۳:۱۹:۴۶
از آقاي سادات نهايت تشكر را دارم كه بذل توجه داشته اند . چو خواهي كه نامت برند در جهان = مكن نام نيك بزرگان نهان
سادات
۱۳۹۰-۰۶-۲۳ ۱۸:۲۹:۲۶
با اشعار می نویسم اندیکا بارها گریستم چون حس می کنم رهدار از زندگی و گذشته ی خواننده ی شعرش باخبر بوده یک حس عجیبی مهلت خواندن را از تو می گیرد و بغض و اشک در صورتی که اصلاً اشعارش غمگینانه نوشته نشدند نمی دانم وقتی که مقاله ی همشهریمان آقای موری احمدی را در مورد می نویسم اندیکا خواندم من هم همان احساسی را که آقای احمدی نسبت به می نویسم اندیکا داشت دارم واقعاً رهدار عزیز تبریک می گویم که این همه ادب دوستان ما تو را و شعرت را دوست دارند وقتی که آن آقایی از کهگیلویه (صاحب طاهری نظرات بالا) اینگونه عاشقانه شعر تو را دوست دارد من احساس غرور می کنم وقتی آقایانی از خرم آباد و شهرکرد یا ممسنی و تهران در مورد شعر رهدار زحمت به خودشان دادند حتماً کار با ارزشی انجام داده ای برایت سلامت و تندرستی آرزو می کنم . سلطان ابراهیم (ع) پشت و پناهت رهدار
صاحب طاهري - از قلعه رئيسي كهگيلويه
۱۳۹۰-۰۶-۲۳ ۰۹:۱۳:۱۶
رهدار را با شعرهايش زيبايش مي ستايم كه هويت به همه ي لرها بخشيده وقتي كه شعرش را مي خوانم گويي در كنارم نشسته است گرچه هرگز او را نديده ام مشتاق ديدارشم
امید از نورآباد ممسنی
۱۳۹۰-۰۶-۲۲ ۲۲:۲۴:۱۷
عاشق یا بهتر بگویم مجنون هویت لر ...
خستگی ناپذیر و استوار
شاد و سربلند باشد و سرافراز این گوهر پر افتخار هویت قوم لر
در یک کلام : ستین لری ککا
مراد بختياروند
۱۳۹۰-۰۶-۲۲ ۱۱:۴۰:۲۴
درود بر انديكا درود بر مي نويسم انديكا درود بر رهدار بختياري دوست و مهمان مي شويد با شعري از مي نويسم انديكا :
سوگندم را خورده ام
به سرزمين ترين سرزمين
آنجاكه ماهي بركه هايش را دانيال ستود
و ستاره شاه بهرامش هنوز سوسو مي كند
" گئوش" بر پستان ماده گاوانش شير مي دمد
و از ناگذرگاه ترين صخره هايش
ورزايي برفت
تا كوره راهي را به انسان كوهستان نشان دهد
آنجا كه " نرخ ون" بازار مرواريدش خزف
چُمتش كه از آذر گشسب دلها
بوسه بر " سرمسجد " ي مي زد
در آغازين روزهاي تخت قاپو
" تيتم ره " هر ساله اش را گُم كرد
سوگند به رمزينه هاي اهورايي آستان يك " بردكل "
كه سايه اش عقربه ساعت انديكاست
گفتم گفتم گفتم
باور نكردند ....
مومنی موگویی
۱۳۹۰-۰۶-۲۲ ۰۰:۳۲:۱۷
با عرض سلام و خسته نباشد خدمت آحسین حسن زاده رهدار.
کتاب می نویسم اندیکا کتابی لرشمول است و تمام مناطق لرنشین را در بر می گیرد و به وحدت و یگانگی قوم لر رنگی تازه بخشیده است و ایده ای نو را در قالب کلمات نوین لری که فقط به لری بختیاری اختصاص ندارد عینیت بخشیده است. پس بیایید به فراتر از دیدگاه محدود فردی و گروهی بیندیشیم و همچون نویسنده کتاب کلییت را در نظر بگیریم
باورساد
۱۳۹۰-۰۶-۲۱ ۲۰:۴۹:۵۱
دل رهدار داره طبع کارون / میر خین اَو منه خین اَو ندیدی؟/
درود بر رهدار که نامت برازنده است. بنده یکی از عاشقان کهبنگ هستم. تمام اشعارش را از بر کردم یعنی چون به دل می نشیند از خاطر بیرون نمی رود. ویژه نامه متاسفانه در مسجدسلیمان گیرم نیامد یعنی آمده بود تمام شده بود و روی دکه ها هم هر چه گشتم پیدا نکردم. از آنجایی که تلفن رهدار را داشتم پیشنهاد کرد که ایبنا نیوز را ببینم و الان که اهواز برای کار اداری باید اول وقت فردا باشم فرصت کردم یک نسخه از آقای رهدار گرفتم. ممنونم و به ایبنا نیوز که برای اولین بار آشنا شدم لذت بردم و خوشحالم که کارهای آقای رهدار را در سایت شان گذاشتند.
سيفي
۱۳۹۰-۰۶-۲۱ ۱۳:۴۵:۵۵
درود بر دوست عزيزم جناب رهدار. بختياريها بايد به چنين نويسنده اي افتخار كنند. بنده لر غير بختياري هستم ولي در كتابهايشان از كلمات اصيل و مشترك لري استفاده مي كنند بسيار علاقمند به اشعارشان هستم. مالہت برز ؤ بلنگ
ایهاوندی
۱۳۹۰-۰۶-۲۰ ۲۱:۳۰:۴۱
درود بر رهدار عزیز پاینده و سرفراز باشید که نام بختیاری در نوشته های شما چون خورشید می درخشد. دوست شما - م الف
پل ساسانی پاپیلا در سد گتوند غرق میشود
پل ساسانی پاپیلا در سد گتوند غرق میشود

[1390-11-18 15:35] با شروع فاز دوم آبگیری سد گتوند علیا بالاخره نوبت غرق شدن اثر ملی پل ساسانی پاپیلا فرا رسید و تا دو ...